19سال بیشتر نداشت که اواخر سال 58 وارد سپاه و بعد از مدتی برای خدمت راهی سیستان و بلوچستان میشود. مدتی هم پاسداری از بیت امام را برعهده میگیرد اما وقتی خبردار میشود که جبهه به نیرو نیاز دارد، مسیرش را به سمت مناطق عملیاتی تغییر میدهد و خود را به جبهه میرساند. «محمد سلمانی» از سال 61 با لشکر 14 امام حسین(ع) همراه میشود و طی 9سال حضورش در جنگ، در عملیاتهای مختلف از غرب تا جنوب شرکت میکند.
سرانجام قلب هنرمندی که یکعمر درراه اعتلای آواز و موسیقی و شعر و فرهنگ کوشیده بود در روز هفدهم مهرماه سال جاری از تپش ایستاد و اکنون ملتی قلبهایشان سوگوار پرواز ابدی اوست… ملتی که سالها را با این صدا زیسته بودند، از تبلور تمام امیدها و رنجهایشان به هنگام خواندن تصنیف مرغ سحر تا معنویت مناجات و ربنای او در هنگام افطارهای ماه رمضان. ازاینرو شجریان را باید یگانه هنرمندی دانست که در تمام لحظات تاریخ ملتش، چون رودی خروشان جاری بود چراکه این مردم، غمها و شادیها و امیدها و دلبستگیهایشان را با این صدای پیوند داده بودند. در یک نمونه از این هزاران زیستنِ این صدا در فرهنگ مردم، میتوان نمونهای را مثال زد و آن را به تمام جهانیان باافتخار تمام نشان داد که چگونه شعر و موسیقی در تاروپود یک ملت زندگی میکند و نفس میکشد.
«شاید بتوان گفت این عکسها، تصاویرِ باقیماندهای است از سرزمینهای بمبارانشده، سقفهای فروریخته، پناهگاهها، انبارهای مهمات، زرادخانهها و یا کوچهپسکوچههای به بنبسترسیده نسل من که هنوز هم تاریک و بیسکنه و متروک مانده و من از تکههای نصفه ونیمهشان در آن سالها عکس گرفتهام و تمامی این تصاویر مانند جسد کفنپیچِ خاکنشدهای در زمین روانم بهجا مانده است.» این بخشی از استیتمنت نمایشگاه «جنگ …» مجید کورنگ بهشتی است که بهخوبی جهان خیالی این عکاس از مقوله جنگ را نشان میدهد. نمایشگاهی برای بهخاطر آوردن لحظات دشوار و مهیب جنگ که ذهن خیالورز عکاس آنها را از پس واقعیتی هولناک دوبارهسازی میکند. کورنگ بهشتی که عکاسی شناخته شده و مطرح بهخصوص در زمینه عکاسی انتزاعی و فتومونتاژ است، با مجموعه عکس «جنگ…» به موزه هنرهای معاصر اصفهان آمده تا روایت عکاسانه اش از واقعه هولناک جنگ و تأثیرش بر روان آدمی را به اشتراک بگذارد. این نمایشگاه تا 24 مهر به نمایش خود در موزه هنرهای معاصر ادامه میدهد.
پیکر شهید هراچ هاکوپیان از شهدای ارامنه هشت سال دفاع مقدس پس از گذشت ۳۳ سال از شهادتش به اصفهان بازگشت و در قبرستان ارامنه به خاک سپرده شد.هراچ هاکوپیان بیستم فروردین ماه سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۹ در منطقه عملیاتی باباهادی در شمال قصر شیرین به شهادت رسید.هویت پیکر این شهید ۷ سال […]
آدرس ابتدای خیابان ابنسیناست، پلههای ساختمان را که بالا میرویم، تابلوی دکتر علیاصغر زرین، دندانپزشک، راهنمای مسیرمان میشود، آن روز هیچ نوبتی برای بیماران در نظر نگرفته، وقتش را خالی کرده تا از پدر بگوید؛ از شهید عبدالرسول زرین، صیاد خمینی، گردان تکنفره؛ تکتیرانداز برجستهای که نامش در رویترز بهعنوان برترین تکتیرانداز جهان آورده شده است. دکتر علیاصغر زرین، پنجمین فرزند شهید، در زمان شهادت پدر هشت سال بیشتر نداشته، اما خاطرات او در ذهنش چنان زیبا نقش بسته که میتواند ساعتها از او بگوید؛ از عطر گل یخ پدر، که همیشه موقع بیرون رفتن پشت گوشهای علیاصغر میزده، از موتورسواری با او برای رفتن به مسجد و بازار و محلهها، از حساسیت پدر به اسراف و دروغ، از لحظه برگشت او از کردستان و قمقمه آبی که همراهش بود، مزه آن آب هنوز زیر زبانش مانده است، از انتظار کشیدن و سر از پا نشناختن برای یکلحظه دیدن او، از خداحافظی که روبهروی قامت بلند پدر ایستاد و از او خواهش کرد نرود، اما در جواب شنید: اگر نروم بچهها قتلعام میشوند و در تمامی لحظات گفتن خاطرات، کلامش با بغض گره خورده بود؛ اما زمانی که خاطره انتظار کشیدن پدر را تعریف کرد، بغضش به اوج رسید.
مرور تصاویر رزمندههای جنگ تحمیلی در لحظههای اعزام به خط مقدم و حضور آنان در جبهه، نمایی کامل از ایمان، باور و اطمینان را در چهره آنان بازگو میکند. در میان تصاویر به یادگار مانده از جنگ تحمیلی، عکس چهرههای داوطلبان در هنگام اعزام و استقرار در مناطق جنگی حکایت از ایمان، اعتقاد راسخ و خللناپذیر و استواری در تصمیم را روایت میکند. انسانهای ماندگار شده در قاب تصویر با تفاوت سنی متفاوت، دست در گردن همدیگر، ایستاده در کنار هم، در حال سوارشدن به اتوبوس، رفتن برای مأموریت، خداحافظی با مادر و همسر و کودکی که در آغوش رزمنده است، سلاح به دست در خط مقدم و نماهایی دیگر همه و همه باور بدون خدشه آنان را نشان میدهد.