طراحی و ساماندهی فضای شهری تقویت کننده نقشها و تقسیمات جنسیتی نیروی کار در زندگی روزمره است. فضاهای شهری عرصههایی هستند که نقشهای جنسیتی در آنها تدوین شده و کد بندی میشوند. همچنین محدودیت ساختاری حاصل از گسترش مناطق حومه شهری، زنان را وادار میکند که از مراکز فعالیت دور بمانند و فرصتهایشان به دلیل وابستگی شدیدی که زنان به وسایل حمل و نقل عمومی دارند، کاهش یابد. (مهدی زاده، 1387) از این رو، به توجه به انگارههایی درباره نقش زنان در جامعه شهری، آزادی حرکت زنان در شهر به روشهای متعددی محدود شده است که این موضوع موانعی برای تحرک و جنب و جوش آنها در شهر به وجود میآورد.
خشونت علیه زنان و دختران پدیدهای جهانی است که در طول تاریخ همواره سعی شده تا از نظرها پنهان شود. چند سالی میشود که 25 نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان نامگذاری شده است. علیرغم اینکه خشونت علیه زنان و دختران در سرتاسر جهان امری رایج است، اما به نظر میرسد که همین رواج تا حد بسیاری جلوی رسیدگی به موضوع را به طور تاریخی گرفته است. کما اینکه به رسمیت شناختن روزی جهانی برای جلوگیری و منع خشونت علیه زنان نیز نتوانسته تا آنجا که انتظار میرود جلوی رواداشتن خشونت را بگیرد. به ویژه رخ دادن بسیاری از خشونتها علیه زنان و دختران در محیطهای خصوصی (نظیر خانه) موجب میشود تا به طور مداوم سرپوشهایی مشروعیتبخش برای این وضعیت تولید شود.
سالهاست که میشنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه میشوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضحتر اینکه وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما اینکه ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشمداشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمانهای مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاهها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجهگیری میکنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آنچه در این یادداشت میخواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست.
در بیشتر کتابهای مهم تاریخ هنر، تعداد هنرمندان زن، در مقایسه با هنرمندان مرد، ناچیز و انگشتشمار است و تاریخنگاران هنر وقتی درباره مفاهیمی مانند هنرمند، نابغه و استاد حرف میزنند، بهصورت پیشفرض منظورشان مردان است. در کتاب تاریخ هنر ارنست گامبریچ که شاید معروفترین کتاب تاریخ هنر باشد، بهندرت به نام زنان برمیخوریم و تحولات و آفرینشهای هنری بهصورت دست و دلبازانهای به مردان اختصاص یافته است. در دوران معاصر، بهرغم موفقیتهای چشمگیر زنان در استیفای حقوق خود، همچنان ردپای تبعیضهای مختلف جنسیتی در نهادها، فضاها و تاریخنگاریهای هنری بهوفور به چشم میخورد.