همان گونه که در سلسله یادداشتهای این ستون اشاره شده است، محاکم صالح به رسیدگی در خصوص دعاوی ناشی از اختلافات مربوط به حقوق مادی و معنوی هنرمندان با یکدیگر یا اشخاص غیرهنرمند با هنرمندان، عبارتاند از دادگاههای عمومی حقوقی و همچنین مراجع قضایی تخصصی مانند دادگاههای ویژه فرهنگ و رسانه.
در نشر آثار هنری، صرف نظر از اینکه از چه روشی برای نشر استفاده شده باشد، با یکسری الزامات قانونی مواجه هستیم که تخلف از آنها با ضمانتهای اجرایی در قانون مواجه است. این نشر اگر در چهارچوب سازمانهای انتشاراتی دارای مجوز یا فاقد مجوز باشد تفاوتی نمیکند. زیرا قانونگذار در این مورد فرقی بین ناشران رسمی و غیررسمی نگذاشته است. این ناشران میتوانند اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند.
در قانون خاص حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی، به فراخورِ حال زمان تصویب و براساس موضوعات مطرح یا قابل طرح و قابل حدس در آینده مربوط به حقوق هنرمندان، نسبت به آنان تعیین تکلیف شده است. یکی از این موارد، حقوق مادی و معنوی مربوط به مجسمههاست. در نگاه اول این گونه به نظر میرسد که مجسمه فقط شکل تجسمی واقعی از یک پیکره یا سردیس و تندیس و یا اشیای طبیعی، یا فرا واقعگرایانه به شکل انتزاعی است.
میدانیم که هرگونه نشر و پخش و توزیع، انواع استفاده و بهطور کلی هرگونه بهرهبرداری از یک اثر هنری و حتی غیر هنری اما در حوزه مالکیت فکری، مستلزم رعایت برخی تشریفات قانونی و اخلاقی است؛ از این جمله کسب اجازه از پدیدآورنده اصلی و ذکر منبع و روش اقتباس یا درج عینی یا گرتهبرداری یا کپی و نظایر اینهاست.
هر متن قانونی از دو جنبه حقوقی و ادبی قابل نگرش است که مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت اصول و قوانین حقوقی از ادبیات یک متن میسر میشوند. متون حقوقی با پرهیز از استعارهها، ایهامات و کنایهها، نباید تعمدا از صنایع ادبی به نحوی کمک بگیرند که استنباط و دریافت مفهوم اصلی قانون را وارد حوزه ابهام کند. در عرصه صراحت و انتقال اخباری مفاهیم، جایی برای واگذاری دریافت استعاری و غیرمستقیم مفاهیم به مخاطب نیست.
ساختمانسازی از رشتههای مهندسی است و معماری با توجه به قرابتی که با رشته عمران دارد، غالبا با این رشته اشتباه گرفته میشود؛ اما درحقیقت معماری بخش موجز و هنرمندانهای از هنرصنعتهای تجسمی در کنار عمران است. معماری بیشتر از آنکه به عمران شبیه باشد به مجسمهسازی و طراحی و نقاشی شباهت دارد. به همین علت قانون در خصوص معماری و حقوق مربوط به معمارها نیز پیشبینیهایی در ابعاد مالکیت فکری کرده که آنان را مشابه با هنرمندان و در کنار آنان دیده و شغل و هنر ایشان را مورد تصریح قرار داده است.