بررسیها نشان میدهد برگزاری اکسپوها و حراجیهای هنری نقش مؤثری در حمایت از اقتصاد هنر ایفا میکنند؛ اقتصادی که در دنیای معاصر بهعنوان یک شغل و درآمد برای هنرمند به شمار میآید؛ چراکه اگر هنرمندانی که در عرصه هنرهای تجسمی فعالیت میکنند قادر به فروش آثارشان نباشند و نتوانند از این راه کسب درآمد کنند، ناچار به ترک این عرصه خواهند بود. در همین راستا اولین حراج اصفهان روز جمعه گذشته برگزار شد؛ حراجی که برگزارکنندگان آن را اقدامی در خصوص حمایت از هنرمندان معاصر قلمداد میکنند. ناصر یارمحمدیان، مدیر گروه اقتصاد شهری دانشگاه هنر اصفهان، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» به ارزیابی اولین حراج اصفهان پرداخته است.
قانون چه میگوید؟ تصرف و تملک این بنا با کیست؟ نقش سازمان میراث فرهنگی در این داستان چیست؟ قدیمیها از حاجترواشدن در این بقعه میگویند و بسیاری به یاد میآورند که بر سر مزار این دانشمند دوران صفوی نذری پخته میشده است. حالا سالهاست که این بقعه خالی از حضور مردمان این شهر شده است.
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) رتبهبندی و ارزیابی دانشگاههای دولتی تحتنظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۱۳۹۹-۱۳۹۸ را اعلام کرد که بر اساس این رتبهبندی دانشگاه هنر اصفهان جایگاه اول این دوره از رتبهبندی را در بین دانشگاههای هنر کشور به دست آورد و پس از آن، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه هنر اسلامی تبریز و دانشگاه هنر شیراز رتبههای دوم تا چهارم را کسب کردند. در حال حاضر دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان در دانشکدههای حفاظت و مرمت، پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی، معماری، طراحی صنعتی و شهرسازی، هنرهای تجسمی، کاربردی و صنایعدستی تحصیل میکنند. به بهانه این موفقیت با دکتر رضا نصراصفهانی، رئیس دانشگاه هنر اصفهان همکلام شدیم تا بیشتر از پارامترهای موفقیت دانشگاه هنر اصفهان در این ارزیابی و هم چنین مسائل و مشکلات این دانشگاه با خبر شویم.
علیرضا شهریاری، طراح گرافیک و استاد دانشگاه از فعالیتهای هوشنگ عدیلی در حوزه تبلیغات میگوید.علیرضا شهریاری در ابتدای صحبتهایش مرحوم هوشنگ عدیلی را شخصیتی پیشرو در عرصه تبلیغات معرفی میکند و اظهار میدارد: «ایشان را باید در ظرف زمان خودش ببینیم، در عصری که امکانات بسیار محدود و فعالیت تبلیغاتی بسیار سخت بود. همانگونه که واقف هستید مخاطبشناسی و تشخیص اینکه تبلیغات کجا، چه زمان و چگونه ارائه شود تا بهترین و بیشترین تأثیر را در ذهن مخاطب داشته باشد، یکی از ارکان مهم استراتژی تبلیغات بهشمارمیرود.
حیاط قدیمیو چشمنواز دانشگاه با آن کاجهای سوزنی برگی که به آسمان قد کشیدهاند، خلوتتر از همیشه است. سرمای ملایم آبانماه بر درهای چوبی و هلالی و دیــوارهــای کاهگلی نــشســتــه. گویی پاییز «کرونایی» بر ساختمان چهارصد ساله دانشگاه هنر اصفهان نیز سایه انداخته و خبری از برگزاری کلاسهای حضوری و شور و شوق دانشجویان در آن نیست؛ ساختمان قدیمی که یادگاری از عهد صفوی و متعلق به «مارتا پیترز» است و حالا به مکانی برای آموزش رشتههای مختلف هنری بدل شده. قرار گفتوگو با دکتر رضا نصر اصفهانی، رئیس دانشگاه هنر اصفهان نیز در اتاق ریاست همین ساختمان گذاشته شده است؛ سالنی بزرگ و زیبا که سقف و دیوار آن مزین به نقش و نگارهایی باقی مانده از دوران شاه عباس و تلفیقی از المانهای اسلامیو ارمنی است.
مجموعهنقاشی «عکسهای خانوادگی» پروژه یک ساله یاسین هنری، نقاش جوان و فارغالتحصیل نقاشی دانشگاه اصفهان در مواجهه با مبحث هویت و ازدسترفتن فردیت آدمهاست. هنری که در این مجموعه تحت تأثیر آرای متفکران مکتب فرانکفورت است، به صنعت فرهنگ و تبدیل انسانها به اشیا از پس یک نظام سرمایهداری میپردازد. این نمایشگاه که کارش را از دوم آبان ماه در گالری اکنون آغاز کرده است تا نهم این ماه به نمایش خود ادامه میدهد در استیتمنت نمایشگاه «عکسهای خانوادگی» میخوانیم: «از نظر تئودور آدورنو نظام سرمایهداری مردم را منفعل، بیهویت، ازخودبیگانه و تسلیم در برابر وضع موجود میکند و آنها را به موجوداتی همسان تبدیل خواهد کرد.
با سابقه بیش از نیمقرن فعالیت در رادیو هنوز با علاقه و پشتکار از ساختمان صداوسیمای اصفهان بیرون میآید و لبخند به لب دارد. گرچه حافظهاش گنجینهای از خاطرات این شهر است، اما هرگز فرسودگی و خمودگی راهی به دل برنای او نیافته است. او را حالا میتوان از قدیمیترین کارمندان رادیو اصفهان برشمرد: رضا نوایی، صدابردار و تهیهکننده که البته کار در رادیو بخشی از فعالیت او طی سالیان بوده است. سالها تلاش او در پیشاهنگی اصفهان، مدیران جهانی پیشاهنگی را به تحسین واداشته است.«سال 1319 در محله چهارسوق شیرازیها کوچه قلعه (نواب فعلی) متولد شدم. آن دوره کوچه ما ازیکطرف به چهارسو و سمت دیگر به صارمیه راه داشت و صارمیه هم تا مدتها خیابانی خاکی بود.
همیشه لبخند به لب داشت و با همه مهربان بود. این توصیف مشترک تمام کسانی است که از نزدیک مجید عقیلی را میشناختند؛ مردی خوشخنده و دوستدار هنر که برای شکلگیری نگاه علمی به هنر گرافیک در اصفهان تلاش بسیاری کرد و البته در این راه غمهای فراوان را بهجان خرید. مجید عقیلی حالا چند روزی است که اصفهان، شهری را که از عمق جان دوست داشت، برای همیشه ترک کرده است؛ بااینحال، اصفهان و آدمهایش تصویر مردی را که ذهنش سرشار از تاریخ هنرهای تجسمی معاصر این شهر بود، برای همیشه به یاد خواهند سپرد.