دراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) که از سال ۱۹۹۱ برای تحلیل دادهها و آمارهای جهانی فوتبال فعالیت میکند، بهتازگی لیونل مسی را بهعنوان بهترین فوتبالیست تاریخ معرفی کرد.
با تمام تشابهات و تفاوتهایی که میان این دوابرستاره فوتبال آرژانتین یعنی لیونل مسی و دیگو مارادونا وجود دارد، باید قضاوت اصلی را به فوتبالدوستان سپرد.
خوشبختی از دید ال دیگو تعریف عجیبی داشت. اگر یک توپ به او میدادید او خوشبختترین و خوشحالترین انسان بر روی کره زمین بود، همینقدر ساده اما بسیار بلند پروازانه، ساده همچون خوشحالی با توپی کوچک که در کودکی روز و شب خودش را با آن میگذراند و بلند پروازانه همچون وقتیکه ناپل را به معبدی برای ستایش خویش تبدیل کرد.
در میان شور و غوغای رقابتهای یورو2020، مسابقات کوپا آمریکا (جام ملتهای آمریکای جنوبی) نیز به سرانجام رسید، مسابقاتی که شاید با توجه به برگزاری یورو، چندان به آن توجه نشد اما علاقه مندان اصیل فوتبال، به خصوص طرفداران تیمهایی همچون برزیل و آرژانتین، به هیچ وجه آن را از دست ندادند. این مسابقات با درخشش مسی در تمام مراحل جام همراه بود و آرژانتینیها به حسرت 28 ساله خود پایان داده و پانزدهمین قهرمانی کوپا آمریکا را بدست آوردند.
اکنون هفت روز از زمانی که ما را ترک کردی میگذرد. خیلی از مردم تمام عمرشان ما را با هم مقایسه کردند. تو نابغهای بود که دل دنیا را بردی، کسی که وقتی توپ به پایش میچسبید جادو میکرد، یک اسطوره حقیقی. اما برای من، تو بالاتر از جادوگری اسطوره بودی. تو همیشه برای من یک دوست فوقالعاده خواهی ماند؛ دوستی با قلبی بسیار بزرگ. امروز میدانم که دنیا جای بهتری میبود اگر ما بهجای مقایسه، بیشتر یکدیگر را تحسین میکردیم. پس الان به تو بگویم که «دیهگو تو با هیچکسی قابلمقایسه نیستی»؛ زیرا زندگی تو در صداقت تعریف میشد. تو به شیوهای خاص و بینظیر که خاص خودت بود به ما آموختی که میتوانیم خیلی بیشتر از اینها عاشق باشیم و به یکدیگر بگوییم «دوستت دارم.» رفتن زودهنگام تو، به من اجازه نداد این را به تو بگویم و به همین دلیل فقط آن را برایت مینویسم: «دیهگو، من دوستت دارم.»
مارادونا که مُرد به ناگهان تصویری از دوران کودکیام به یاد آمد. توپِ پلاستیکی زیر ماشینی که کنار خیابان پارک بود رفته بود. روی زمین دراز کشیدم و پایم را تا جای ممکن زیر ماشین کشاندم تا توپ را بزنم بلکه بیرون بیاید. آفتاب ظهر تابستان بود و کف آسفالت داغ داغ. چشمهایم را بستم و با قدرت به توپ کوبیدم. توپ بیرون آمد و چشمهایم را باز کردم. یک آن توی خورشید چهرهی کسی پیدا بود: دیگو مارادونا.
60 سالگی عمر زیادی نیست برای رفتن ابدی خاطرهآفرین بهترین روزهای فوتبالی دنیا اما روزگار بیوفاتر از این حرفهاست و بهترین بازیکن تاریخ فوتبال درست در 60 سالگی از دنیا رفت. در روزگاری که رونالدو و مسی در دنیای فوتبال مدرن رقابت بر سر بهترین بودن نداشتند، مارادونا در زمین فوتبال خدایی می کرد و شاید یکی از بزرگترین حسرت هم دورههای ما و نسل بعدیها همین بود که لذت تماشای هنرنمایی او در مستطیل سبز را پیدا نکردیم و با مارادونایی هم دوره بودیم که حاشیههایش بیشتر از فوتبالش به چشم میآمد.