منیره فهامی
بوسه به پای مادر؛ معبری برای شهادت
12:41 - سه‌شنبه 21 مرداد 1404
روایت‌هایی از زندگی شهید ابوالفضل یسلیانی از زبان همسر و خانواده‌اش

بوسه به پای مادر؛ معبری برای شهادت

در خانه پدر شهید باز است و خانواده شهید ابوالفضل یسلیانی پذیرای همسایه‌ها و آشنایانی هستند که برای عرض تسلیت می‌آیند. پارچه سفید مقابل در خانه را کنار می‌زنیم؛ خانه‌ای ساده و دور از تجمل‌های امروزی با آدم‌هایی که در اوج اندوه و ناراحتی به گرمی از ما استقبال می‌کنند و پذیرایمان می‌شوند.

شهیدی که دو بار تشییع شد
16:20 - سه‌شنبه 14 مرداد 1404
جانباز حسن رحیمی از خاطره‌های جبهه و برادر شهیدش احمد می‌گوید

شهیدی که دو بار تشییع شد

قصه، قصه رفتن و ایثار است؛ وقتی در خانواده‌ رحیمی پسران پای در راه دفاع از میهن و اسلام می‌گذارند و یکی، شهید می‌شود و دیگری، جانباز.

هیچ‌کس جای حسین را برایم نمی‌گیرد
16:08 - سه‌شنبه 14 مرداد 1404
زینب خلجی، مادر شهید حسینعلی مال‌امیری، با چشمان اشک‌بار، فرزند شهیدش را توصیف می‌کند

هیچ‌کس جای حسین را برایم نمی‌گیرد

وقتی مادری از پسر شهیدش می‌گوید، کلمات رنگ اشک می‌گیرند، واژه‌ها در گلو می‌شکنند و بغض، جملات را ناتمام می‌گذارد

تا پای جان؛ خاطره‌هایی که کتاب شد
11:55 - سه‌شنبه 7 مرداد 1404
روایت سید رضا روح‌الامین از روزهای انقلاب، جنگ کردستان و دفاع‌مقدس

تا پای جان؛ خاطره‌هایی که کتاب شد

نامش‌ سید رضاست و شهرتش روح‌الامین؛ متولد ۱۳۳۹. روزگاری نه‌چندان دور، در دبیرستان با دوستان هم‌مدرسه‌ای چوب و سنگ به دست برای دفاع از انقلاب اسلامی ایستاد.

منبت‌کاری؛ هنری اصیل و ناشناخته
11:44 - سه‌شنبه 7 مرداد 1404
گفت‌وگو با محمدرضا انصاری، هنرمند منبت و معر ق

منبت‌کاری؛ هنری اصیل و ناشناخته

محمدرضا انصاری متولد 1349 هنرمند باسابقه در رشته منبت و معرق‌کاری است که در 1368 از هنرستان هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد.

خانه‌ای با شش رزمنده
11:39 - سه‌شنبه 7 مرداد 1404
اسدالله امینی از خاطره‌های رزمندگی خود و دو برادر شهید، دو برادر جانباز و یک برادر خلبانش می‌گوید

خانه‌ای با شش رزمنده

گاهی یک خانواده، به‌تنهایی روایتگر حماسه‌ای می‌شود که نسل‌ها باید برای درکش به احترام بایستند. آقای اسدالله امینی، یکی از پسران این خانواده است.

با لب ‌تشنه شهید شد
19:47 - سه‌شنبه 31 تیر 1404
گفت‌وگو با رحیم یارمحمدیان رزمنده و پدر شهیدان مهدی، مجید و مرتضی

با لب ‌تشنه شهید شد

هنوز عطر ایمان و ایثار در هوای خانه‌ای کوچک و ساده در محله حسین‌آباد، کوچه شهیدان یارمحمدیان جاری است.

آخرین سفارشش آخرت بود و انقلاب
19:29 - سه‌شنبه 31 تیر 1404

آخرین سفارشش آخرت بود و انقلاب

نام شهید قدرت‌الله نعمتی بر سر کوچه‌ای از کوچه‌های محله حسین‌آباد نقش بسته است تا رهگذران بدانند اینجا قدمگاه مردانگی و ایثار است.

نجوای رازآلود امام(ره) با ابراهیم من
15:57 - سه‌شنبه 24 تیر 1404
گفت‌وگو با مادر شهیدان، ابراهیم، عبدالله و حبیب‌الله جعفرزاده

نجوای رازآلود امام(ره) با ابراهیم من

در دل هر مادری، گوشه‌ای برای انتظار ساخته ‌شده است؛ گوشه‌ای که گاه با یک سلام پر می‌شود و گاه با قاب عکسی جاودان می‌ماند. این روایت، روایت مادری است که سه فرزندش را با دعای خیرش به جبهه فرستاد و سال‌ها چشم‌انتظاری را برجان خرید.

از پنجره‌فولاد تا خاک‌ریز خیبر
15:24 - سه‌شنبه 24 تیر 1404
گفت‌وگو با سکینه جعفرزاده، پشتیبان جبهه و همسر شهید محمدعلی زمانی

از پنجره‌فولاد تا خاک‌ریز خیبر

در روزگاری که جنگ، صدای گلوله و خمپاره را به گوش خانه‌ها می‌رساند، پشت جبهه‌ها زنانی ایستادند که سنگر مهر و امید را استوار نگاه داشتند، زنانی که با دستانی پرتوان، خستگی‌ناپذیر خیاطی کردند، نان پختند، لباس دوختند و دل‌هایشان را راهی خط‌مقدم کردند.

می کشم اندر بلا، لذات او
15:44 - سه‌شنبه 17 تیر 1404
قصه زندگی و رزمندگی برادران شهید خلیل و سجاد ناجی از زبان برادر رزمنده شان مسعود

می کشم اندر بلا، لذات او

در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله امامزاده اسماعیل به خانواده‌ای می‌رسیم که وقتی زمان دفاع و مقاومت رسید، فرزندان برومندش را یکی‌یکی به میدان فرستاد. خانواده ناجی قبل از انقلاب با برگزاری جلسات قرآن، خاری در چشم ساواک بود و در زمان جنگ دو پسر خود خلیل و سجاد را تقدیم کشور و اسلام کرد.

در خواب گفتند اسمش را احمد بگذار
13:40 - سه‌شنبه 17 تیر 1404
گفت‌وگو با مادر شهید احمد حقیقت و برادر جانبازش

در خواب گفتند اسمش را احمد بگذار

وقتی با او صحبت را شروع می‌کنم، می‌گوید: این حرکت خوبتان باعث شد که خاطره‌های گذشته را مرور کنم. از تولد برادرم شهید احمد و کودکی تا جریان‌های انقلاب و جنگ و شهادتش، خاطره‌هایی زنده شد.