نبود! پول نبود. مایه تیلههای بابا خرج میشد که صبح و ظهر و شب نان بخوریم. صبحها نان خشک میخوردیم، باچایی شیرین، نه نمیچسبید! فقط شکم سیر میکردیم که خزانهمان قار و قور نکند و آبرومان نرود. مامان میگفت این بچه کنکور دارد، باید خورد و خوراکش خوب باشد مرد…!
مرد اما جواب نمیداد. بابا میگفت خودم را که نمیتوانم بکشم، ندارم، اصلا کی ترک تحصیل میکنی تو!؟ ما آرام میشدیم، من و مامان، میگفتم خداراشکر سیر میشویم، حالا درس میخوانیم غول بی شاخ و دم هوا نکردهام که کم زور باشم…!
پنجشنبه؛ نهم تیرماه! عقربههای ساعت، هنوز به هفت صبح نرسیدهاند که جای سوزنانداختن در خیابان هزارجریب نیست. ماشینها شانهبهشانه، یله دادهاند به هم. فاصله دو درب جنگلبانی و شرقی دانشگاه اصفهان، مملو از دانشآموزان دختر است که روپوش و مقنعههای سورمهای و سیاه پوشیدهاند و داوطلب آزمون سراسری در رشته علوم ریاضی و علوم انسانی هستند. همه ماسک به صورت دارند. صف دخترها پشت در برای ورود به حوزه امتحانی طویل و بدون فاصله است! کنکور هوش و حواسی برای توجه به کرونا و رعایت پروتکلهای بهداشتی نگذاشته است. هر چه ساعت به هشت صبح نزدیکتر میشود، جمعیت بیشتر و صف نیز طولانیتر میشود. خیلی از پدر و مادرها هم دخترانشان را همراهی کردهاند و به بدرقه آنها آمدهاند. پشت در ایستادهاند یا در محوطه چمن بیرون از دانشگاه نشستهاند و برای موفقیت فرزندانشان در این امتحان بزرگ تسبیح میچرخانند.
درِ سازمان سنـجـش، برای دومـیـن بار باز هم روی یک پاشنه چرخید! اعتراضها و انتقادها و راهاندازی پویشهای مجازی دانشآموزان، برای به تعویق انداختن کنکور، امسال هم همانند سال گذشته راه به جایی نبرد و اولین گروه از میان یکمیلیون و ۳۶۸ هزار داوطلب آزمون سراسری صبح امروز و درحالیکه گفته میشود تا شیوع پیک پنجم کرونا تنها دو قدم بیشتر نمانده، راهــی حوزههای امتحانی شدند و با بیم و امید بر سر جلسه آزمون نشستند. این آزمون که از امروز شروع شده تا روز شنبه ادامه دارد و آنطور که ابراهیم خدایی، رئیس سازمان سنجش کشور در گفتوگو با رسانهها گفته، در آن ۳۷۰ هزار و ۱۱۲ داوطلب در گروه علوم انسانی، ۱۷۵ هزار و ۷۷۶ داوطلب در گروه زبانهای خارجی، ۱۴۲ هزار و ۶۷ داوطلب در گروه علوم ریاضی و مهندسی و در گروه آزمایشی هنر هم ۱۲۵ هزار و ۱۱۲ داوطلب رقابت میکنند.
هنوز تا برگزاری امتحانات نهایی، چند ماهی زمان باقیمانده؛ اما دانشآموزان و خانوادههای آنها نگران چگونگی برگزاری این امتحانات از سوی آموزشوپرورش هستند. عدهای میگویند به دلیل حساسبودن امتحانات نهایی پایه دوازدهم و همچنین تأثیر آن در آزمون کنکور، این امتحانات حتما باید با رعایت پروتکلهای بهداشتی بهصورت حضوری برگزار شود تا حقی از دانشآموزان ضایع نشود. اما دسته دیگر نیز معتقدند با توجه به شرایط بحرانی کرونا، برگزاری امتحانات بهصورت حضوری، ممکن است سلامت دانشآموزان را به خطر بیندازد و به همین دلیل نیز باید مجازی برگزار شود.
سالهاست که میشنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه میشوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضحتر اینکه وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما اینکه ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشمداشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمانهای مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاهها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجهگیری میکنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آنچه در این یادداشت میخواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست.
برایم روایت دختری را گفت که سال دومی بود که برای کنکور میخواند. سال قبل باوجود تلاشهای زیادش، به نتیجه دلخواه نرسیده بود و امسال را سال موفقیت خودش میدانست. تمام روز و وقتش را برای خواندن و تست زدن میگََذراند. گاهی یاد ناکامی پارسالش میافتاد و بیشتر از قبل عزمش را جزم میکرد. گاهی هم بیانگیزه میشد و لحظهشماری میکرد برای روزی که از کنکور خلاص شود. تا اینکه مشکلات ریزودرشت سال 98 مثل دومینو، پشت سرهم اتفاق افتادند. تیر آخر وقتی بود که ویروس کرونا ماندنی شد. استرس درونش مثل روغن ماسیده شده بود و همین چند وقت پیش که اخبار اعلام کرد تاریخ کنکور به تعویق افتاده، همان استرس مثل اسید درونش به جریان افتاد. خیره به صفحه تلویزیون، خبر را میشنید که یک آن از شدت خشم پایش را به پنکهای که کنارش بود، زد. حالا علاوهبر زخم درون دلش، پایش هم زخمی شد و کارش به بیمارستان کشید.
– راستی! شما تو مؤسسه رویش زبان درس میدین؟ این را گفتم و به مرد میانسالی که در ایستگاه اتوبوس در کنارم نشسته بود نگاهی انداختم. لبخندی مصنوعی زد و پرسید: «چطور؟» خودم را معرفی کردم و گفتم که قبلا باهم کلاس داشتهایم. خیلی خوشحال شد و سلام احوالپرسی گرمی کرد. درنهایت پرسید: «چند سالت شده؟» گفتم: «سیزده.» با تأسف آمیخته با لبخند، سری تکان داد و گفت: «شروع نوجوانی! مزخرفترین دوران زندگی!»
برگزاری، عدم برگزاری و تعویق برگزاری کنکور در ماههای اخیر به یکی از مسائل داغ کشور در زمینه آموزش عالی مبدل شده است. دولت وظیفه تعیینتکلیف این موضوع را بر گردن ستاد ملی کرونا انداخته، وزیر بهداشت با توجه به مأموریت وزارتخانهاش اعلام کرده که کنکور باید به تعویق بیفتد، اما ناگهان با گذشت تنها یک روز از انتشار این خبر، دوباره گفته شده که «کنکور در موعد مقرر(31 مرداد) برگزار خواهد شد». این موضوع نهتنها روح و روان پشت کنکوریها و خانوادههایشان را به هم ریخته، بلکه قسمتی از جامعه را ملتهب کرده است؛ تا آنجا که به گفته یک کارشناس آموزش «آنچه امروز میبینـیم آشفتهبازار تصمیمگیری است!»
بوی نان پنیر و خیار لهشده کف کیف، صدای جیغ بچهها موقع خوردن زنگ آخر، استرس و دلشوره موقع تقلب گرفتن در امتحان، هیجان برای خوردن ناهارهای دورهمی در حیاط مدرسه، قهر و آشتیهای دوستانه، دعوا بر سر رشتههای انسانی و تجربی و ریاضی، ذوق برای خرید کیف و کفش قبل از آمدن مهرماه، دید زدن معلمان در دفتر مدرسه، خنده و شادی و بازی و حرفهای درگوشی، همه و همه این تجربهها دارد تبدیل به خاطره میشود.