خبر نزدیک بود و منتظر، اما سهمگین و کمرشکن و ایران را به عزای عمومی موسیقی، ادب، فرهنگ، هنر، تاریخ و اجتماع کشاند. محمدرضا شجریان که مدتها با بیماری سرطان درگیر بود و از چند ماه قبل حال مساعدی نداشت، به فاصله کوتاهی از تولد 80 سالگیاش در اولین روز مهر، درهفدهمین روز ماه در تقویم فرهنگ ایران به مهر جادوانه شد و بنا به وصیت خودش در جوار فردوسی بزرگ در طوس آرمید.
یک قسمت مستند «بزم رزم» هست که حسین علیزاده تعریف میکند بعد از بمباران تهران که خانواده کیهان کلهر شهید میشوند قطعه سوگ را برایش میسازد. بعد بلافاصله میخندد و میگوید نه برای کیهان که نساختم؛ برای خانوادهاش ساختم. برای خودش هروقت مُرد میسازم و غشغش میخندد. همینجا حسین علیزاده واقعی جلوی نظرم واقعیتر میشود. کسی که در سختترین لحظه هم شوخی میکند و میخندد و اینقدر فروتن است. علیزاده برای من فرق میکند. متمایز است.
یکشنبهشب، کیهان کلهر بههمراه گروه کوارتت زهی مینیاتور (پدرام فریوسفی نوازنده ویلن، نیلوفر محبی نوازنده ویلن، میثم مروستی نوازنده ویلن آلتو، آتنا اشتیاقی نوازنده کنترباس، فرشاد پاتینیان نوازنده ویلنسِل و بهتاش ابوالقاسم نوازنده سازهای کوبهای) در چهلستون اصفهان نواختند تا به فضای کرونایی این روزهای ایران، روحی بدمند و دمی حال مردم را خوش کنند.