گفت‌و‌گوی اصفهان زیبا با سعید آقایی، خالق آثار «نامه سفر»

اصفهانی‌ها در حذر سفر به موزه‌ها

نمایشگاه «نامه سفر» تلاشی است برای پیوند زدن تجربه سفر، روایت عاشقانه و مواجهه با میراث فرهنگی جهان. در این چیدمان‌ها، هر زوج، سفری خیالی به موزه‌های بزرگ دنیا را بازگو می‌کنند؛ سفری که در قالب نامه‌ای عاشقانه روایت می‌شود.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۹ - چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
اصفهانی‌ها در حذر سفر به موزه‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایشگاه «نامه سفر» تلاشی است برای پیوند زدن تجربه سفر، روایت عاشقانه و مواجهه با میراث فرهنگی جهان. در این چیدمان‌ها، هر زوج، سفری خیالی به موزه‌های بزرگ دنیا را بازگو می‌کنند؛ سفری که در قالب نامه‌ای عاشقانه روایت می‌شود.

نمایشگاه «نامه سفر» حاصل پروژه‌ای میان‌رشته‌ای در حوزه‌ هنرهای تجسمی و ادبیات است. در این مجموعه، سعید آقایی با طراحی «نامه‌های عاشقانه‌روایی» و خلق آثار تجسمی الهام‌گرفته از موزه‌های جهانی، کوشیده است تا پیوندی نو میان تجربه‌ سفر، بازخوانی فرهنگی و بیان هنری برقرار کند.

هر نامه علاوه بر بُعد شخصی و عاطفی، حاوی تأملاتی تاریخی و فرهنگی است که در کنار اثر تجسمی به مثابه متنی موازی عمل می‌کند. به این ترتیب، مخاطب با چیدمانی روبه‌روست که ادبیات و تجسم را در یک قاب واحد به گفت‌وگو می‌نشاند.

از منظر بصری، آثار با الهام از فرم‌های هنر سنتی شرق و ایران و به‌کارگیری تکنیک کلاژ تک‌رنگ فیبر، تلاشی برای نزدیک شدن به فضای آثار موزه‌ای داشته‌اند. حذف سر و چهره‌ پیکره‌ها نیز به مثابه استعاره‌ای از «انسان جهانی» عمل می‌کند؛ انسانی که هویت فردی‌اش در خدمت تجربه‌ مشترک فرهنگی قرار می‌گیرد.

این نمایشگاه نشان می‌دهد که چگونه بازخوانی میراث جهانی می‌تواند به تولید آثار معاصر منجر شود و چگونه پرسش‌های بنیادین درباره‌ تاریخ، هویت و اصالت، همچنان نیروی محرکه‌ هنر امروز باقی مانده‌اند.

انسان‌هایی با لباسِ جغرافیا

سعید آقایی، خالق این آثار هنری در گفت‌و‌گو با «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «در این نمایشگاه هر چیدمان در حقیقت روایت یک سفر خیالی به یکی از موزه‌های مشهور جهان است. هر چیدمان از چهار بخش تشکیل شده؛ سه بخش تجسمی (نقاشی) و یک بخش ادبی».

«در هر کدام از این چیدمان‌ها دو انسان حضور دارند، اما بدون سر؛ چراکه می‌خواستم هویت شخصی را از آنها بگیرم و به جای آن، هویت جمعی بدهم. به این معنا که هر فرد بتواند خود را در موقعیت سفر به هر نقطه‌ای از جهان تصور کند. بر روی لباس این پیکره‌ها نیز نقشه جغرافیا طراحی شده تا مفهوم سفر و جابه‌جایی بیشتر تداعی شود.»

روایتی عاشقانه با طعم تاریخ

او ادامه می‌دهد: «در هر چیدمان یک زوج حضور دارد؛ یک زن و یک مرد. روایت چنین است که مرد به سفر می‌رود و یکی از موزه‌های مشهور جهان را می‌بیند. او در ادامه یک نامه عاشقانه برای همسرش می‌نویسد و در این نامه، تجربه‌اش از موزه را با روایتی عاشقانه بازگو می‌کند. سپس در متن نامه یادآور می‌شود که اثری را ضمیمه این نامه کرده که برگرفته از آثار موجود در همان موزه است؛ در واقع، این اثر همان کاری است که در چیدمان می‌بینیم.»

این هنرمند دلبسته به ادبیات در یکی از این نامه چنین می‌نویسد: «عزیزم، دروازه‌ باشکوه ایشتار را که شنیده‌ای؛ رنگ‌های آبی‌اش، شیرها و گاوهای بالدارش، قصه‌های بابل را بر شانه می‌کشند، اما نه در سرزمین مادری‌شان، که در دل غرب، برلین غریب.

او تاریخ را بر دیوارهایش حک کرده است، چنان‌که ما روایت عاشقی خودمان را بر لحظه‌ها و نگاه‌هایمان می‌نویسیم. اصلاً در همه‌ آثار باستانی، هر نقش، هر حکاکی، تکه‌ای از جان مردمان است؛ یک ذره کوچک که جهانی عظیم را به یاد می‌آورد، درست مانند یک لبخند کوتاه که می‌تواند عمری معنا بدهد.

اما از معبد پرگامون تنها ستون‌ها و سنگ‌هایش را شنیده‌ام، بی‌داستان، بی‌لبخند. شاید تو هم در نگاه نخست، از کار من چیزی جز چند تکه چوب چسبیده به هم نبینی. اما حقیقت، عزیز من، چیزی دیگر است؛ هر قطعه‌اش زخمی است، هر درزی، یادگاری و در میان همین سادگی، حکایتی پنهان است که اگر گوش بدهی، با قلبت سخن می‌گوید.»

دعوتی برای بازدید از موزه‌های جهان

آقایی با بیان اینکه تخیل در آثارش، پشتوانه مطالعاتی و پژوهشی دارد، ادامه می‌دهد: «من هم به سفر کردن علاقه‌مندم و هم به خواندن سفرنامه‌ها. نکته اینجاست که بسیاری از ما وقتی سفر می‌کنیم، از موزه‌ها بازدید نمی‌کنیم؛ حتی در شهر خودمان، اصفهان، بسیاری هنوز به موزه‌هایش سر نزده‌اند. من از همه دعوت می‌کنم که موزه‌ها را بخشی جدایی‌ناپذیر از سفرهای درون‌شهری و برون‌شهری خود قرار دهند.»

این هنرمند اضافه می‌کند: «آنچه در موزه‌ها دیده می‌شود، فقط یک شی پشت ویترین نیست، بلکه بخشی از تجربه زیسته فرهنگی و گذشته ماست که می‌تواند بر آینده ما اثر بگذارد. نمایشگاه «نامه سفر» نیز در همین راستا، مخاطب را به سفری عاشقانه و روایی به موزه‌های جهان دعوت می‌کند؛ روایتی که در عین داستانی بودن، به شناخت عمیق‌تر موزه‌ها و فرهنگ‌ها منجر می‌شود.»

در پشت هر اثر رازی نشسته است

سعید آقایی از معدود هنرمندانی‌ست که به پشت آثارش هم توجه داشته و در این باره چنین می‌گوید: «هر اثر یک راز در پشت خود دارد، رازی که اصالت هنری آن را ضمانت می کند.» در پشت یکی از آثار این هنرمند که به خط مریم بحرینی نوشته شده، چنین می‌خوانیم: «متن یک پرسش عمیقی است که برگرفته از نامه و خود اثر است. این پرسش ها، متفاوت است وبرای هر اثر مانند دیگر بخش ها یگانه است. »

سعید آقایی در پشت آثار خود پرسش‌هایی بنیادین را مطرح کرده، پرسش‌هایی که شاید جهان هنوز نتوانسته به یکی از آنها هم پاسخی قطعی دهد. خواندن این پرسش‌ها، آن هم در پشت آثار، شاید جایی که انتظارش را نداریم، مخاطب را به درنگ و تفکر بیشتر وا می‌دارد.

نمونه‌ای از پرسش‌های نوشته شده پشت تابلو‌ها به قرار زیر است:

آیا جستجوی حقیقت، نهایی‌ترین شکل عشق است؟

اگر عدالت بر سنگ نوشته می‌شود، آیا ریشه در زمین دارد یا در نگاه انسان‌هایی که آن را می‌خوانند؟

عشق از کجا آغاز می‌شود: در فهمیدن، در ناتمامی، یا در خاموشیِ پرشکوهی که هیچ واژه‌ای توان گفتنش را ندارد ؟

آیا عشق، زبانی است که از گذرِ زمان نمی‌هراسد؟

توقع داشتم جامعه دانشگاهی به این آثار توجه کند!

این هنرمند به بیان دغدغه خود می‌پردازد و می‌گوید: «انتظار دارم کارهایم توسط عموم مردم و همینطور از سوی متولیان هنر و حتی کسانی که امکان خرید دارند دیده و حمایت شوند.

از سوی دیگر، توقع داشتم که جامعه دانشگاهی هم به این آثار توجه کند؛ حتی اگر نقد تندی باشد و بگویند اشتباه کرده‌ای. اما چنین نقدی هم شکل نگرفت. این بی‌توجهی برای من خوشایند نیست؛ چرا که گاهی حس می‌کنم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و اصلاً کاری نکرده‌ام، و این احساس واقعا آزاردهنده است.»