ورود ایران به عرصه حمایت از آزادگان و آزادی‌خواهان، تصمیمی آگاهانه، مسئولانه و منطبق بر اخلاق و نیز امنیت و منافع ملی کشور

سپاه قدس؛ از تأسیس تا تأثیرگذاری راهبردی کنونی

تحلیل فعالیت‌های برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نقشی که نیروی قدس در تحولات منطقه‌ای ایفا کرده، به وضوح نشان‌دهنده اهمیت استراتژیک این نیرو در شکل‌دهی به معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه است.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ - یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
سپاه قدس؛ از تأسیس  تا تأثیرگذاری راهبردی کنونی

به گزارش اصفهان زیبا؛ تحلیل فعالیت‌های برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نقشی که نیروی قدس در تحولات منطقه‌ای ایفا کرده، به وضوح نشان‌دهنده اهمیت استراتژیک این نیرو در شکل‌دهی به معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه است. از حیث تاریخی، فعالیت‌های برون‌مرزی سپاه به سال‌های نخست تشکیل این نهاد در سال ۱۳۵۸ بازمی‌گردد. طبق بند۷ اساسنامه سپاه، حمایت از مستضعفین و نهضت‌های آزادی‌بخش از وظایف این نهاد محسوب می‌شد.

بر همین اساس، واحدی با نام «نهضت‌های آزادی‌بخش» به مسئولیت شهید محمد منتظری، فرزند آیت‌الله‌العظمی منتظری، تأسیس شد. پس از شهادت او، مهدی هاشمی، مسئولیت این واحد را بر عهده گرفت؛ اما به دلیل برخی حواشی، در سال ۱۳۶۱ او از این سمت برکنار و این واحد منحل شد.

در نتیجه، وظایف آن بخش به واحد اطلاعات سپاه واگذار شد. با تشدید بحران مرزی با عراق و آغاز جنگ تحمیلی، نیاز به فعالیت‌های برون‌مرزی برای مقابله با رژیم بعث و تأمین امنیت خارجی کشور افزایش یافت. در این راستا، قرارگاه‌های «بلال و رمضان» برای سامان‌دهی این مأموریت‌ها تشکیل شد.

در کنار این قرارگاه‌ها، یگان‌هایی مانند لشکر ۹ بدر، تیپ ابوذر و تیپ ۶۶ نیروی ویژه هوابرد نیز به عنوان بازوی اصلی عملیات برون‌مرزی سپاه فعالیت داشتند. تا سال ۱۳۶۷، این ساختار تحت نظر واحد اطلاعات سپاه ادامه یافت؛ اما با تغییر شرایط منطقه پس از جنگ، ضرورت ایجاد یک سازمان مستقل احساس شد.

در سال ۱۳۶۹، با تأیید فرماندهی کل قوا، نیرویی جدید در ساختار سپاه تحت عنوان «نیروی قدس» شکل گرفت که سردار احمد وحیدی به‌عنوان نخستین فرمانده آن منصوب شد. او تا سال ۱۳۷۶ این مسئولیت را بر عهده داشت و پس از او، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی فرماندهی این نیرو را بر عهده گرفت و تا زمان شهادتش، هدایت آن را بر عهده داشت.

نقطه عطف تاریخ مقاومت

در دوران فرماندهی سردار سلیمانی، نیروی قدس که در دوره سردار وحیدی به انسجام اولیه رسیده بود، به مرحله‌ای تحسین‌شده از اقتدار راهبردی دست یافت؛ دورانی که نقطه عطفی در تاریخ مقاومت محسوب می‌شود. آنطور که در خرداد ۱۳۷۹ (۲۰۰۰ میلادی)، رژیم صهیونیستی پس از ۱۸ سال اشغالگری، مجبور به عقب‌نشینی از مناطق اشغالی جنوب لبنان شد.

در سال ۲۰۰۶ نیز جنگ ۳۳روزه (جنگ تموز) شکست فاجعه‌باری را بر این رژیم صهیونیستی تحمیل کرد. در این مقطع، قدرت نظامی و اطلاعاتی حزب‌الله به عنوان یک غافلگیری بزرگ برای رژیم صهیونیستی ظاهر و برای نخستین‌بار، حزب‌الله وارد یک مواجهه تمام‌عیار با ارتش صهیونیستی شده و از حمایت‌های اطلاعاتی، عملیاتی، تسلیحاتی و مالی گسترده‌ای برخوردار شد.

در آن زمان برد موشک‌های حزب‌الله تا چندکیلومتری تل‌آویو گسترش یافت؛ همچنین برای نخستین‌بار در تاریخ مقاومت، عملیات موفقیت‌آمیزی علیه ناوچه ساعر ۵، یکی از پیشرفته‌ترین شناورهای جنگی رژیم صهیونیستی انجام شد؛ حزب‌الله با استفاده از موشک کروز ساحل به دریا، این ناوچه مجهز به سامانه‌های پیشرفته پدافندی و نیز جنگ الکترونیک را موردهدف قرار داد.

این روند در نبردهای فلسطینی نیز ادامه یافت.از جنگ‌های ۵۵روزه، ۹روزه، ۱۱روزه و سه‌روزه گرفته تا عملیات «طوفان الاقصی» که نقطه اوج مواجهه مقاومت با رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس این رژیم تاکنون محسوب می‌شود، همگی نشان‌دهنده تأثیر راهبردی نیروی قدس در تغییر معادلات منطقه‌ای است که دستاوردی فوق‌العاده در افزایش عمق راهبردی منطق مقاومت محسوب می‌شود.

دوران طلایی سپاه قدس در عرصه منطقه

در دهه ۱۳۹۰، منطقه علاوه بر بحران‌های جاری، با تهدیدی جدی به نام تروریسم تکفیری نیز مواجه شد؛ جریانی افراطی که از سال ۲۰۱۱، پس از تحولات بهار عربی، به‌ویژه در عراق، سوریه و لبنان به سرعت فعال شد. این تحولات خیزش‌های عربی که به‌صورت دومینووار پیش می‌رفت، با رسیدن به سوریه به بحرانی عمیق و گسترده تبدیل شد.

اشتباهات نظام وقت سوریه در مدیریت اعتراضات، به همراه پیشینه تنش‌های میان جریان‌های معترض همچون اخوان‌المسلمین و رژیم بعث، همه و همه در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا موجی از ناآرامی‌های گسترده را در این کشور شکل دهند. در چنین فضایی، ضعف و بی‌برنامگی دولت بشار اسد در مواجهه با این تحولات بحران‌زا، فرصت را برای مداخله بازیگران خارجی فراهم کرد.

در این شرایط، گروه تروریستی داعش با اتکا به سیاست «النصر بالرعب» و استفاده حداکثری از ابزارهای رسانه‌ای، تصویری هولناک از خود برساخت که موجب وحشت گسترده و سقوط پی‌درپی شهرها شد. این جریان توانست تا دروازه‌های دمشق پیشروی کند و حتی تا چندصدمتری کاخ بشار اسد نیز راه بیابد. در عراق نیز این گروه موفق شد استان وسیع الانبار را تصرف کند و تا ۳۰ کیلومتری کربلا در عمق این کشور پیش برود و همچنین دروازه‌های بغداد و سلیمانیه را در معرض تهدید مستقیم قرار دهد و به این نحو، طی چندماه، داعش توانست بخش وسیعی از عراق و سوریه را به تصرف خود درآورد.

در این مقطع حساس، فرماندهی هوشمندانه شهید حاج قاسم سلیمانی در نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابله با تروریسم تکفیری نقشی کلیدی بود. آن‌طور که ‌به‌رغم حمایت‌های گسترده تسلیحاتی و مالی غرب و برخی کشورهای عربی همچون امارات، قطر، عربستان و همچنین ترکیه از این جریان تکفیری و یا دیگر گروه‌های معارض مسلح، با هدف برهم‌زدن نقشه ژئوپلیتیک و امنیتی خاورمیانه، شهید سلیمانی و نیروی تحت امرش اما توانست این جریان را عقب براند. فضایی که با فتوای تاریخی مرجعیت عالی‌قدر حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی در عراق، منجر به تشکیل الحشد الشعبی یا همان بسیج مردمی شد‌.

همزمان با تشکیل نیروی مقاومت مردمی در سوریه و لبنان و البته ورود نظامی حزب‌الله لبنان برای نخستین‌بار به جغرافیای سوریه در کنار دیگر نیروهای مقاومت با هدف مقابله با این تهدید گسترده امنیتی، اتاق فرماندهی مقاومت نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری آن ایفا کرد، تا در نهایت با ایثار، جان‌فشانی و مجاهدت نیروهای محور مقاومت، جریان تکفیری از جغرافیای خاورمیانه عقب رانده شود. در همان زمان بلافاصله عملیات‌های گسترده‌ای برای پاک‌سازی بقایای این گروه‌ها در عراق و سوریه آغاز شد و آن‌ها در نهایت در محدوده‌ای کوچک در مرزهای شمال غربی سوریه با ترکیه محصور شدند.

با این حال، بحران بعدی از همین منطقه آغاز شد؛ زیرا این بخش از خاک سوریه هم تحت حمایت ترکیه قرار داشت و هم فشارهای خارجی مانع برخورد قاطع دولت و مقاومت با این جریان می‌شد؛ امری که در کنار دیگر بحران‌های جاری در سوریه در نهایت منجر به تضعیف حاکمیت مرکزی و فروپاشی دولت اسد منجر شد.

عدم دوام جبهه مقاومت؛ بدون حضور نیروی قدس سپاه پاسداران

در این سوی ماجرا، رخداد هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و پیامدهای آن در ماه‌های گذشته فصل جدیدی از تاریخ محور مقاومت را شاهد هستیم؛ زمانی که نوار غزه، با وجود همه فشارها و محدودیت‌های حمایتی، توانست به‌طور غیرمنتظره ایستادگی کند.

غزه، منطقه‌ای با جغرافیایی محصور میان دریا و رژیم صهیونیستی است که تنها گذرگاه‌های محدودی با مصر دارد. با این همه، آنچه در تمام این ماه‌ها غالب بود، همگی دلالت بر کنترل شدید رژیم صهیونیستی بر این منطقه، چه از نظر زمینی و چه دریایی داشت. با این حال، به‌رغم حجم گسترده تخریب‌ها، فشارها و سیاست کشتار وحشیانه‌ای که رژیم صهیونیستی در قبال مقاومت اتخاذ کرد، جریان مقاومت تا آخرین لحظه ایستادگی کرد و نه‌تنها تا واپسین ساعات جنگ به تداوم عملیات نظامی می‌پرداخت؛ بلکه در عرصه مذاکرات سیاسی نیز رژیم صهیونیستی را از دستیابی به اهداف اعلامی خود بازداشت.

اذعان مقامات نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی، از وزیر جنگ گرفته تا رئیس ستاد مشترک ارتش و ژنرال‌های مستعفی، همگی گواه بر این حقیقت است که این رژیم نتوانست اهداف اولیه خود را در این جنگ محقق کند؛ شرایطی که نشان داد مقاومت در غزه همچنان زنده است و با وجود تمامی خسارت‌ها، نشانگر شکست استراتژیک رژیم صهیونیستی است که نه‌تنها نتوانست این منطقه را از وجود مقاومت پاک‌سازی کند؛ بلکه همچنان شاهد عملیات نظامی علیه مواضع خود نیز است.

حتی به یاد داریم در روزهای منتهی به پذیرش آتش‌بس، از منطقه جبالیا در شمال غزه، حملات موشکی علیه رژیم صهیونیستی انجام شد و نیروهای مقاومت، تجهیزات و مواضع دشمن را هدف قرار دادند. این شواهد نشان می‌دهد که سازمان رزم جریان مقاومت همچنان فعال بوده و توانسته شبکه تونل‌های خود را بازیابی کند و عملیات نظامی را درون آن ادامه دهد. در جریان مبادله اسرا نیز شاهد بوددیم، دست برتر در اختیار مقاومت بود؛ موفقیتی که بدون حضور معنوی سال‌های طولانی از ارائه تجربیات نیروی قدس سپاه پاسداران امکان‌پذیر نمی‌بود؛ تا آنجا که این پرسش مطرح است که اگر حمایت سپاه پاسداران و شاخه برون‌مرزی آن در طول این سال‌ها وجود نمی‌داشت، آیا کشورهای عربی حاضر به حمایت از مقاومت بودند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که عملکرد دولت‌های عربی و حتی پیش از آن، نشان داده که مسئله فلسطین برای دولت‌های عربی، محلی از اعراب ندارد.

در واقع آنچه مقاومت را در برابر رژیم تا بُن‌دندان‌مسلح صهیونیستی توانمند ساخت، سلاح، آموزش و امیدی بود که نیروی قدس در اختیار آن‌ها قرار داد. نقش‌آفرینی که نه‌تنها در مبارزه با تروریسم تکفیری و مقابله با رژیم صهیونیستی، بلکه در مواجهه با شیطنت‌های منطقه‌ای قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای نیز دیده می‌شود.

نمونه آن حضور قدرتمند جریان انصارالله در یمن است؛ در شرایطی که دولت‌های منطقه‌ای به‌طور خودخواسته و تحت فشارهای آمریکا در پی تغییر معادلات ژئوپولیتیکی منطقه از طریق حذف بازیگری و یا تضعیف نقش ایران هستند و با کمال میل محملی برای حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در خاک خود شده‌اند، این انصارالله یمن است که به‌رغم تمامی تحریم‌ها، فشارها و کارشکنی‌ها، همچنان دست برتر را در تحولات میدانی در اختیار دارد. ورود انصارالله به جبهه‌ پشتیبانی از عملیات هفتم اکتبر تا کنون نیز مسئله‌ای شایان توجه است.

این جریان، درحالی‌که سال‌ها تحت حملات هوایی ارتش سعودی قرار داشته و بخش‌هایی از یمن هنوز در اختیار جریانات مقابل است، باز توانسته به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ارکان محور مقاومت، نقش‌آفرینی کند.

این امر، نشانگر اوج آمادگی، توانمندی‌ها و ابتکار عملی است که انصارالله در طی سال‌های اخیر به دست آورده است؛ موفقیتی که مرهون حضور مسئولانه و راهبردی نیروی قدس در تحولات منطقه‌ای است. در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ایران بارها اعلام کرده که به دنبال تحمیل آرای خود و یا گسترش مرزهای جغرافیایی‌اش نیست؛ بلکه هدف آن به هر شکلی حمایت از ملت‌های منطقه، ایجاد ثبات و نقش‌آفرینی به‌عنوان یک نیروی صلح‌آفرین است.

اما در شرایطی که رژیم صهیونیستی با حمایت قدرت‌های بین‌المللی، درصدد تغییر جغرافیای خاورمیانه و ایجاد منطقه‌ای ضعیف و دنباله‌رو است، امنیت جمهوری اسلامی به عنوان بـازیگــری مستقـل بـه‌طـورمستقیــم در معرض تهدید است؛ از این رو ورود ایران به عرصه حمایت از آزادگان و جریان‌های آزادی‌خواه منطقه و مقابله با سیاست‌های تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی، تصمیمی آگاهانه، مسئولانه و منطبق بر امنیت و منافع ملی کشور است. در همین چارچوب نقش نیروی قدس در این پارادایم و در بستر این منطق قابل درک و تحلیل است؛ نهادی که در تحولات منطقه، نقشی کلیدی در ایجاد موازنه قوا و حمایت از جریان مقاومت ایفا کرده است.

باید توجه کرد در زمانه‌ای که توسل به منطق قدرت به شکلی عریان و بی‌پرده در حال گسترش است، حفظ توانمندی‌های دفاعی کشور و ارتقای آن به موازات ساخت جامعه‌ای همدل و قوی دو رکن از اولویت‌های فوری نظام اسلامی به شمار می‌رود؛ چنانچه هم‌راستا با تحکیم پایه‌های امنیت ملی می‌باید در تحکیم و بسط پایه‌های قدرت اجتماعی نیز کوشید و این همان منطق فرمانده شهید و اسطوره‌ بی‌تکرار مقاومت، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است. رضوان و غفران واسعه الهی قرین روح پاکش باد.