به گزارش اصفهان زیبا؛ چندی پیش بود که فعالیت شرکت پتاس در حوالی گاوخونی در فضای مجازی خبرساز و تصاویر و فیلمهای متعددی در این باره دست به دست شد؛ خبری که با انتقادها و مخالفتهای بسیاری روبه رو شد و واکنش منفی فعالان محیط زیست را در پی داشت.
این انتقادها باعث شد تا داریوش گلعلیزاده، مدیرکل حفاظت محیطزیست اصفهان در گفتوگو با رسانهها به این مساله واکنش نشان دهد و خبر از توقف فعالیت این شرکت دهد: «فعالیت شرکت پتاس در نزدیکی تالاب گاوخونی واقع در ۱۳ کیلومتری غرب این تالاب ارزشمند به دلیل نبود مطالعات جامع زیستمحیطی و هیدرولوژیکی و نامشخص بودن اثرات آن بر حیات تالاب متوقف شد تا از تبعات زیست محیطی مشابه دریاچه ارومیه جلوگیری شود.
این شرکت با حفر کانال، آبهای سطحی را جمعآوری و به حوضچههای تبخیری منتقل میکند تا پتاس استحصال شود اما به دلیل نبود مطالعات هیدرولوژیکی و نگرانی از تأثیرات سو بر سفرههای آب زیرزمینی و حیات تالاب گاوخونی دستور توقف عملیات صادر شد.» به گفته او، این شرکت حتی گزارش اولیه اکتشاف را به اداره صنعت، معدن و تجارت استان ارائه نکرده و موظف شده است مستندات و مطالعات کامل هیدرولوژی منطقه را تحویل دهد. این واحد در حال احداث حوضچه دوم بود که فعالیت آن متوقف شد. نباید اجازه دهیم زهکشیها و کانالهای ایجادشده، رژیم هیدرولوژیکی سفرههای آب زیرزمینی تالاب گاوخونی را مختل کند.
نوشتن طوماری با ادعای افزایش چشمگیر سرطان!
اگرچه مدیرکل محیط زیست از تعطیلی فعالیتهای شرکت پتاس خبر داد؛ اما همین چند وقت پیش بود که جمعی از مردم ورزنه و دیگر شهرهایی که شانه به شانه گاوخونی زندگی میکنند، طوماری نوشتند و استاندار و مدیران محیط زیست اصفهان، نمایندگان مجلس، شرکت آب منطقهای و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را خطاب قرار دادند و خواستار پرداخت حقابه تالاب و همچنین توقف فعالیتهای معدنی شدند.
در متن این طومار که رسانهها نیز آن را منتشر کردهاند، آمده است: «ما امضاکنندگان، اهالی بخشهای جرقویه و ورزنه (ساکنان حاشیه تالاب بینالمللی گاوخونی) خواستاریم که در جهت پیشگیری از بروز فاجعه انسانی بر اثر خشکی بستر تالاب گاوخونی و پراکنش شدید ریزگردهای آلوده به فلزات سنگین در منطقه و نگرانی از تشدید بروز انواع بیماریها، امکان جریان حداقلی دائمی آب زایندهرود برای رسیدن به تالاب گاوخونی و ایجاد پوشش مرطوب، در جهت حفظ سلامت مردم منطقه و احیای زیستبوم این تالاب را فراهم کند؛ همچنین خواهشمندیم از انجام هرگونه فعالیت صنعتی و معدنی که منجر به آسیب رسیدن به بستر بحرانی تالاب و گسترش ریزگردها و خشکی بیش از پیش تالاب میگردد، جلوگیری کنند.»
آنها در این نامه خواستار بررسی فوری میزان تأثیرات سوءِ ایجاد شده و در کمین نشسته این مواد بر سلامت ساکنان حاشیه تالاب، بهویژه میزان گسترش انواع سرطانها شدهاند.
از سوی دیگر، فرشته عالمشاه، عضو گروه بوم سبز کویر و مدیرعامل موسسه رویش سرزمین امید نیز در گفتو گو با رسانهها مدعی شیوع محرز سرطان در مناطقی شد که در جوار گاوخونی قرار گرفتهاند: «فعالیت من در حسنآباد و روستای دستجرد متمرکز است و بر اساس مشاهدات عینی، وضعیت به گونهای است که تقریباً در هر خانهای با بیماریهای مختلفی ازجمله سرطان خون، انواع سرطانها و بیماریهای خودایمنی مواجه هستیم.»
عالمشاه از این وضعیت به شدت نگرانکننده با عنوان نوعی اپیدمی یاد میکند که باعث شده است سال گذشته در تصمیمی خودجوش یک طرح آمارگیری خانه به خانه را همراه گروهی از همکاران و فعالان محیط زیست انجام بدهند تا وضعیت دقیقتر بررسی و نوع سرطانهای شایع در این منطقه کوچک با جمعیت حدود ۵ هزار نفر مشخص شود.
به گفته این فعال محیط زیست، نتایج این تحقیق نشان میدهد سرطان خون در این منطقه شایعترین نوع سرطان است و متأسفانه اکثر بیماران از این بیماری جان سالم به در نمیبرند. درمان مؤثر و گستردهای برای این نوع سرطان وجود ندارد و روشهایی مانند پیوند مغز استخوان نیز محدودیتها و مشکلات خاص خود را دارند. بعد از سرطان خون، بیماریهای خودایمنی نیز به طور چشمگیری در این منطقه شیوع یافته است. این روند گسترش بیماریها به گونهای است که در برخی از خانوادهها، حتی در جمعیتی کوچک، چهار نفر از اعضا به این بیماریها مبتلا هستند که این وضعیت کاملاً غیرطبیعی و نگرانکننده است.
عالمشاه بحث آمار در این زمینه را این طور توصیف میکند: فرض کنید درختان منطقه به طور محسوسی در حال خشک شدن هستند که به راحتی هم قابل مشاهده است، اما برای اعلام رسمی و اقدامات بعدی نیاز به مدارک و اسناد علمی و مستند است.
این مسائل در آن منطقه به قدری نزدیک و پیوسته اتفاق میافتد که آنها دیگر نمیتوانند سکوت کنند؛ چون اصالتاً اهل همان منطقه هستند و این درگیریها به طور مستقیم همه آنها را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، هنوز سازمان محیط زیست و همچنین دانشگاه علوم پزشکی واکنشی به این طومار و ادعاها نشان ندادهاند!
فعالیتهایی که بلای جان گاوخونی میشوند!
سالهاست کارشناسان و متولیان حوزه سلامت هشدار میدهند که خشک شدن گاوخونی و همچنین فعالیتهای معدنی در حاشیه آن میتواند سلامت شهروندان را به خطر بیاندازد. از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان معتقدند، فعالیتهای معدنی در همسایگی گاوخونی میتواند، پیامدهای زیست محیطی زیادی را به همراه داشته باشد. محمد کوشافر، عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اصفهان در این باره معتقد است: «این موضوع جدیدی نیست. اواسط دهه ۹۰ نیز طرح ایجاد معادن پتاس در داخل یا محدوده بستر تالاب با مخالفتهای زیادی همراه شد. این موضوع نشان میدهد که درآمدزایی از محیط زیست، نظیر محدوده تالاب خشک گاوخونی، قبلاً هم مورد توجه بوده و در آینده هم خواهد بود.»
او در گفتوگو با «اصفهان زیبا» میگوید: «مناطقی که در مورد آن صحبت میکنیم، از نظر محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی بسیار حساس است.
به همین دلیل، هرگونه تصمیمگیری یا اقدامی در آن نیازمند مطالعات و تمرکز بیشتری است و میتواند پیامدهای بهمراتب شدیدتری نسبت به مناطق عادی داشته باشد. در واقع، هر نوع فعالیت و دخالت انسانی در این محیط، بازتاب شدیدتری نسبت به حالت عادی به ویژه از نظر زیست محیطی دارد. احداث معدن و فعالیتهای مشابه در آن ناحیه، هم تعادلات آبی را بر هم میزند، هم ساختار خاکی را و هم روابط متقابل آب و خاک را.
در نتیجه، مجموعهای از فرآیندهای جدید اتفاق میافتند یا اینکه باعث تشدید فرآیندهای نامطلوب میشوند. این اختلالات پیامدهای مختلفی دارند و حتی میتواند منجر به افزایش بیماریها شوند.» اینگونه که او میگوید: «البته باید در نظر داشت که افزایش بیماریهای مختلف از جمله بيماريهاي صعبالعلاج لزوماً تکعاملی نیست؛ بلکه مجموعهای از پارامترها مانند وضعیت آب و هوا، ریزگردها، گرد و غبار و آلودگیهای شیمیایی در کنار هم قرار میگیرند و با ایجاد همافزایی، شرایط سلامتی انسان را به خطر میاندازند.»
حال زار گاوخونی
گاوخونی مدتهاست که حال خوبی ندارد و خشک شده است؛ اتفاقی که باعث شده این تالاب را به یکی از کانونهای گرد و غبار تبدیل کند که نه تنها برای همسایگانش نفعی ندارد که به دلیل تولید ذرات سمی و آلوده بلای جان آنها شده است.
در این میان فعالیتهای معدنی نیز میتوانند این تبعات را تشدید کنند. اینگونه که کوشافر میگوید: «باید توجه داشت در شرایطی که گاوخونی خشک است و محیط زیست منطقه بسیار آسیبپذیر است، اگر دیدگاه اقتصادی بر درآمدزایی حاصل از خشکی تالاب یا موارد مرتبط با آن استوار شود؛ نجات محیط زیست و خود تالاب گاوخونی بیش از پیش از درجه اهمیت خارج میشود. این میتواند خبر ناامیدکنندهای باشد، آن هم برای تالابی که هم اکنون هم در تنهایی خود بلاتکلیف مانده است.»
به گفته این استاد دانشگاه، ما با درآمد و اقتصاد مخالف نیستیم، ولی اعتقاد داریم اقتصادی میتواند پایدار باشد که مبتنی بر ویژگیهای سرزمینی و شرایط زیستمحیطی باشد. اما اقتصادی که بر پایه آسیب زدن به محیط زیست رشد کند، هرگز اقتصادی پایدار نخواهد بود و مثالهای متعددی این موضوع را تأیید میکنند.



