سکوت به نفع سیاست!

سد خرسان ۳ در ۴۴ کیلومتری جنوب‌شرقی شهرستان لردگان از توابع استان چهارمحال‌ و بختیاری و بالادست سد کارون ۴ احداث شد. این سد قرار بود به استان‌های یزد، کرمان، فارس و اصفهان آب منتقل کند.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۹ - یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
سکوت به نفع سیاست!

به گزارش اصفهان زیبا؛ سد خرسان ۳ در ۴۴ کیلومتری جنوب‌شرقی شهرستان لردگان از توابع استان چهارمحال‌ و بختیاری و بالادست سد کارون ۴ احداث شد. این سد قرار بود به استان‌های یزد، کرمان، فارس و اصفهان آب منتقل کند؛ طرحی که پس از به حاشیه رفتن پروژه انتقال آب بهشت‌آباد و مسکوت ماندن آن مطرح شد تا مشکل کم‌آبی اصفهان را تا حدودی برطرف کند.

اجرای این طرح اما از همان ابتدا با حاشیه‌های بسیاری روبه‌رو شد و استان‌های مختلف در رابطه با آن موضع شدید گرفتند و شروع به سنگ‌اندازی کردند و حتی کارزاری برای توقف آن به راه انداختند. سال گذشته بود که دادستان عمومی و انقلاب یاسوج، مرکز استان کهگیلویه‌ و بویراحمد، از صدور رأی قطعی ممنوعیت احداث سد خرسان ۳ خبر داد. از سوی دیگر، طرح ماندگان در جنوب استان اصفهان نیز که قرار است به تأمین آب آشامیدنی 5 میلیون نفر جمعیت استان منجر شود، همواره با چالش‌های بسیاری روبه‌رو شده است؛ اتفاقاتی مشابه با آنچه برای پروژه انتقال آب بهشت‌آباد رخ داد.

حالا اما به‌تازگی شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، در گفت‌وگویی گفته است که در خصوص سد «خرسان ۳» با توجه به تبعات اجتماعی آن بر روستاهای متعدد، مقرر شد دانشگاه تهران موضوع را به‌طور دقیق بررسی کند. همچنین درباره سد «ماندگان» سازمان حفاظت محیط‌زیست هنوز نظر قطعی خود را اعلام نکرده است.

در مورد طرح انتقال آب «بهشت‌آباد» نیز تصمیم گرفته شد این پروژه از دستور کار خارج شود. سوای از اینکه دو طرح فوق چه مختصاتی دارند و بالاخره اجرا می‌شوند یا نه، باید گفت اظهارات خانم معاون به‌درستی دست بر ناکارآمد بودن سازمان متبوعش می‌گذارد؛ سازمانی که به جای اظهارنظر کارشناسی در رابطه با موضوعاتی که اعلام نظر قطعی می‌تواند منجر به کاهش تبعات آن و تعارضات اجتماعی شود، تصمیم به سکوت گرفته است و به‌راحتی توپ را در زمین دیگری می‌اندازد تا خودش را از عواقب این کار مبرا کند؛ در غیر این صورت، این سکوت معنا و مفهومی ندارد.

بالاخره سازمان محیط‌زیست به‌عنوان مرجع صدور مجوز، یا باید با اجرای چنین طرح‌هایی موافق باشد یا نه. البته ذکر چنین مواضعی در سازمان محیط‌زیست مسبوق به سابقه است و بار اولی نیست که بیان می‌شود. درواقع چنین اظهارنظرهایی به‌خوبی نشان می‌دهد که تیغ سیاست به‌قدری بُرنده است که محیط‌زیست را قربانی کند؛ فرقی هم نمی‌کند چه کسی بر این صندلی تکیه زده باشد، بلکه در همچنان بر همان پاشنه خواهد بود!

اظهارنظرهای خانم معاون به‌خوبی این موضوع را تأیید می‌کند، وقتی می‌گوید: «سازمان محیط‌زیست، سازمانی در اقلیت است و همیشه باید مقابل یک‌سری از موضوعات قرار بگیرد و موافقت یا مخالفت کند و در مواردی هم راهکار ارائه دهد.» حال سؤال اساسی این است؛ بود و نبود چنین سازمانی چه تفاوتی با هم دارد؟