گفت‌وگو با مدیر کانون تئاتر خیابانی اصفهان درباره مرتضی صباغ، هنرمند تازه‌درگذشته تئاتر اصفهان

ستونی که در سکوت فرود آمد

مرتضی صباغ، هنرمندی که نامش در تاریخ تئاتر خیابانی اصفهان به‌عنوان یکی از چهره‌های پیشکسوت و تأثیرگذار ثبت شده، سال‌ها با عشقی بی‌چشمداشت، صحنه‌های کوچه و باغ را به کارگاهی زنده برای آموزش و سرگرمی مردم تبدیل کرد.

تاریخ انتشار: ۰۹:۲۸ - چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
ستونی که در سکوت فرود آمد

به گزارش اصفهان زیبا؛ مرتضی صباغ، هنرمندی که نامش در تاریخ تئاتر خیابانی اصفهان به‌عنوان یکی از چهره‌های پیشکسوت و تأثیرگذار ثبت شده، سال‌ها با عشقی بی‌چشمداشت، صحنه‌های کوچه و باغ را به کارگاهی زنده برای آموزش و سرگرمی مردم تبدیل کرد.

او در ۱۵ سالگی زیر نظر استاد جمشید اسماعیل‌خانی راه تئاتر را در پیش گرفت و سپس با همراهی چهره‌های بزرگی چون محمدعلی میاندار و مهدی شهداد، مسیر هنری‌اش را تثبیت کرد.

بازی در نمایش «سیاوش» به کارگردانی استاد ابراهیم کریمی، یکی از نقاط درخشش او در جشنواره‌های «ایران‌زمین» و «فجر» بود. اما چیزی که مرتضی صباغ را از دیگران جدا می‌کرد، توانایی‌های منحصربه‌فردش در حوزه‌هایی همچون تخت‌حوضی، سیاه‌بازی، نقالی و مخصوصاً «مخالف‌خوانی» در تعزیه بود؛ هنری که در آن تبحرِ چندانی نادر است.

او رکورددار بیشترین بازی در نمایش‌های خیابانیِ کارگردانان مختلف استان اصفهان بود و تا آخرین روزهای زندگی‌اش، روی صحنه تئاتر حضوری پررنگ داشت. در ۱۰ آذر ۱۴۰۴، این هنرمند پرکار در سکوت خبری از دنیا رفت.

مرتضی صباغ، متولد ۲۸ مهر ۱۳۵۱ در رهنان، نه تنها برای خانواده و دوستان، بلکه برای تمامی عاشقان تئاتر خیابانی، ستونی بود که با فروپاشی‌اش خلأی عمیق در عرصه هنری این شهر پدید آمد.در ادامه، در گفت‌وگویی صمیمانه و پر از اندوه، با اسماعیل صرامی، مدیر کانون تئاتر خیابانی اصفهان که خود شاهد و هم‌سفرِ مرتضی صباغ بوده است، ضمن بازتاب زندگی و اثرگذاری این هنرمند به چالش‌های پیش‌روی پیشکسوتان تئاتر اشاره می‌کنیم.

لطفا از استاد مرتضی صباغ برایمان بگویید.

استاد مرتضی صباغ یکی از ستون‌های تئاتر خیابانی در استان اصفهان بود. او رکورد بیشترین حضور در اجرای نمایش‌های خیابانیِ کارگردانان مختلف در استان را دارد. در دوران پایانی زندگی‌اش که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد، باز هم از صحنه غیبت نکرد و در نمایش‌هایی چون «اصفهان به روایت ۱۴۰۳»، «شهر فرهنگ»، «هفت‌سنگ» و «میراث مادی‌ها» نقش‌آفرینی کرد.

مرتضی صباغ عاشق هنر و خانواده و صنف خود بود. حتی در روزهای آخر زندگی‌اش که بیماری او را از هر زاویه‌ای فشار می‌داد، هیچ‌کس نمی‌توانست تشخیص دهد که مردی در حال مبارزه با سرطان، پشت پرده آماده نمایش است.

لطفا از جایگاه استاد مرتضی صباغ به عنوان پیشکسوت تئاتر اصفهان و نقش او در شکوفایی تئاتر این شهر برای ما بگویید. مهم‌ترین ویژگی‌ها و تأثیرات هنری او در صحنه تئاتر اصفهان و ایران به نظر شما چه بود؟

استاد صباغ یکی از بنیان‌گذاران واقعی تئاتر خیابانی در اصفهان بود. سال‌هاست که خیابان‌ها، میدان‌ها و مراسمات شهریِ اصفهان شاهد حضور پرشور و پایدار او بوده‌اند. او نه تنها بازیگر بود، بلکه زبانِ خیابان را صحبت می‌کرد؛ هنری که ریشه در مردم‌داری، تقالید محلی و روحِ فرهنگ عامه داشت.شیوه‌های بازی‌اش در سیاه‌بازی، نقالی و تعزیه چنان منحصربه‌فرد بود که حتی بسیاری از هنرمندان آکادمیک به آن احترام می‌گذاشتند. او هنر را نه به‌عنوان یک شغل، بلکه به‌عنوان ماموریتی اجتماعی می‌دید. تأثیرگذاری‌اش به آنجا نمی‌رسید که فقط نمایش اجرا کند، بلکه مردم، خصوصا نسل جوان را به هنر و فرهنگ محلی وصل می‌کرد.

به نظر شما کدام آثار یا فعالیت‌های مرتضی صباغ بیشترین اثرگذاری را در تئاتر شهر اصفهان داشت؟

بازی‌هایش در «سیاه‌بازی» و «نقالی» به‌گونه‌ای بود که به‌سرعت زبانزد مردم شد. این اجراها نه‌تنها موجب سرگرمی بودند، بلکه در عین حال، ریشه‌های فرهنگی ما را زنده نگه می‌داشتند. همچنین فعالیت‌های بی‌وقفه‌اش در تمام مناسبت‌های شهری، از جشن‌ها تا عزاداری‌ها، باعث شد تئاتر در زندگی روزمره مردم نفوذ کند.

در چهار دهه فعالیت هنری‌اش، او تبدیل به یکی از قطب‌های زنده تعزیه‌خوانی و نمایش‌های سنتی اصفهان شده بود. شاید بتوان گفت تأثیرگذاری‌اش بیشتر از نوع «حضوری فرهنگی‌اجتماعی» بود تا صرفاً هنری.

نظر شما درباره چگونگی پاسداشت یاد استاد مرتضی صباغ و برنامه‌های خانه تئاتر برای گرامیداشت این پیشکسوت چیست؟

متأسفانه این هنرمند بزرگ در سکوت خبری و در شرایطی غم‌انگیز درگذشت. با این حال، قبل از فوت، خانواده تئاتر خیابانی، خانواده و خانه تئاتر تلاش کردیم تا مراسمی هرچند ساده در میدان نقش‌جهان برگزار کنیم که شامل تجلیل و تقدیر از ایشان به پاس سال‌ها فعالیت هنری بود.

اما پاس‌داشت واقعی باید فراتر از این باشد. ما در نظر داریم تا در سال‌های آینده، در جشنواره‌ها و مناسبات هنری، ویژه‌برنامه‌هایی برای ایشان برگزار شود؛ نمایش‌هایی که برگرفته از شیوه بازی‌هایش باشد، یا سالن‌هایی که نام او را به خود اختصاص دهند. پیشنهاد می‌شود که تا چهلم این هنرمند، نمایش‌هایی که به روی صحنه می‌روند به روح این هنرمند گرانقدر تقدیم شوند.

خانه تئاتر چه برنامه‌هایی برای حمایت از پیشکسوتان و انتقال تجربیات آن‌ها به نسل‌های بعدی دارد؟

مسئولیت اصلی این حوزه با خانه تئاتر و مدیریت هنری استان است؛ اما به‌عنوان کارگروه تئاتر خیابانی، ما نیز همواره بر ضرورت این امر تأکید داشته‌ایم. پیشنهاد ماست که از پیشکسوتان برای تدریس در کارگاه‌های آموزشی، نوشتن زندگی‌نامه‌های هنری و تدوین فیلم‌مستند استفاده شود. همچنین، حضور آنان در اتاق‌های فکر هنری، جریان‌سازی در تصمیم‌گیری‌ها و نقش‌آفرینی در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت ضروری است.

با توجه به درگذشت استاد مرتضی صباغ، وضعیت فعلی پیشکسوتان تئاتر اصفهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که پیشکسوتان ما، کسانی که سال‌ها پای خیابان ایستاده‌اند، امروز از حرمت و حمایت کافی برخوردار نیستند. ما بزرگترها را به‌عنوان خانواده و ستون صنفمان می‌شناسیم؛ ولی متاسفانه جایگاه اجتماعی و فرهنگی‌شان به‌راستی بازتاب یافته نیست. باید حرمت پیشکسوت‌ها بازگردد؛ آن‌ها نه تنها معلم، بلکه یادگارِ زنده فرهنگ هنری ما هستند.

چه چالش‌هایی برای حفظ و حمایت از هنرمندان باسابقه تئاتر در اصفهان و به‌طور کلی در ایران وجود دارد؟

اصلی‌ترین چالش، فقدان برنامه‌ریزی جامع برای حمایت از پیشکسوتان است. ما سیاست‌گذاری، هم‌فکری و هم‌کاری ساختاریافته‌ای با این عزیزان نداریم. بارها از معاونت‌های هنری ارشاد خواسته‌اند تا از پیشکسوتان در مجامع دعوت و از آن‌ها قدردانی شود، اما عملیاتی‌شدن آن توسط صنف باید صورت گیرد.

پیشکسوتان ما گاهی در سکوت و فقر زندگی می‌کنند، درحالی‌که باید به‌عنوان دارایی‌های ملی از آن‌ها پاسداری شود.

چه پیشنهادی برای تقویت ارتباط میان نسل‌های جوان و پیشکسوت تئاتر دارید؟

اولین و مهم‌ترین چیز، بازگرداندن حرمت به جایگاه پیشکسوت است. جوانان باید بدانند که هنرمندانی چون استاد صباغ، سال‌ها در خیابان زحمت کشیده‌اند تا این تئاتر امروزی شکل بگیرد.پیشنهاد دوم این است که پیشکسوتان در آموزشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و کمپانی‌های هنری به‌عنوان مربی حضور یابند. تجربه‌های ۴۰ یا ۵۰ ساله آن‌ها، حتی اگر به زبان غیرآکادمیک باشد، می‌تواند نسل جوان را با ریشه‌های هنری خود آشنا کند.

نکته سوم، پیشکسوتان باید در اتاق‌های فکر فرهنگی، تحت نظارت شهرداری، استانداری، وزارت ارشاد و حوزه هنری، نقش‌آفرین باشند. نظرات و دیدگاه‌هایشان باید در جریان‌سازی سیاست‌های فرهنگی استفاده شود.

من همیشه به این باور بوده‌ام که تئاتر خیابانی نه یک هنر ساده، بلکه سلاحی فرهنگی است. هنرمندی که در خیابان می‌ایستد، نه تنها نمایش اجرا می‌کند، بلکه آموزگارِ اخلاق، هویت و ملیت است.

در دنیای امروز، وقتی دشمن می‌خواهد با یک کشور بجنگد، اولین کاری که می‌کند این است که از رسانه‌هایش عکسی از هنرمندی در کف خیابان منتشر می‌کند که نمادِ فقر یا فراموشی است. اما همین هنرمندها اگر حمایت شوند، می‌توانند به نسل‌های آینده هویت، عشق به وطن و آزادی را آموزش دهند. اگر بخواهیم جلوی دشمن بایستیم، باید اول از هنرمندانمان حمایت کنیم. همان‌هایی که هنوز در کف خیابان، با یک چوب و یک دل سوخته، برای ما هنرنمایی می‌کنند.