به گزارش اصفهان زیبا؛ دلیل افت جدی ما در حوزه طراحی و تولید فرش دستبافت، مجموعهای از عوامل است که یکی از مهمترین آن عوامل از دید من بهعنوان یک مدرس دانشگاه، فاصله و گسست میان آموزش و بدنه تولید و بازار است.
عامل دیگر ضعف نظام حمایت و دولت از فعالان این حوزه است. قطعا مسئله اقتصادی را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ کاهش قدرت اقتصادی تولیدکننده و خریدار نیز در این افت بیتأثیر نبوده و مهمتر از همه اینها، نبود سیاستگذاری فرهنگی و اقتصادی منسجم و بدون برنامهریزی در این حوزه است که یکی از مشکلات ساختاری و زیربنایی این موضوع است.
فرش دستبافت، هویتی ملموس از فرهنگ و هنر ایرانزمین است. نقش و نگار در هر تاروپود قالی نمایانگر تمدنی اصیل و سالها اندیشیدن در خلق زیبایی است؛ زیبایی خیرهکننده که هرلحظه وجود بیننده را سرشار از طراوت و تازگی میکند. رقاصی و چینش رنگها که هرکدام پیامآور چیزی است؛ اگر امتداد هر نقش را که با تاروپودی عجین شده، به نقش دیگری متصل کنیم، قلب ما را نوازش میکند و این همان زیبایی تمامنشدنی در دستان هنرمند است که فرش ایرانی، تنها یکی از این المانهای خاطرهساز است. اما به نظر میرسد سالهاست فرش دستبافت با بیمهری مواجه شده و آنچنان که باید مورد استقبال مردم قرار نمیگیرد و حتی در بین هنرمندان نیز این حوزه مورد غفلت قرار گرفته است.
بخشی مهمی از این به مسائل اقتصادی باز میگردد. اما مسائل حوزه فرش دستبافت فقط مسائل اقتصادی نیست. بخش دیگری از آن به حوزه طراحی و هنر این فرش باز میگردد. در این زمینه و برای بررسی بیشتر این موضوع، «اصفهانزیبا» با مهشاد ابزری، طراح و استاد رشته فرش دانشگاه هنر اصفهان مصاحبهای انجام داده است.
دچار دوگانگی هستیم
مهشاد ابزری میگوید: «تولیدات امروز فرش دستبافت ایران، واجد نوعی دوگانگی است؛ ما از یکسو شاهد آثار فاخر هستیم و تولیدکنندههای زیادی را میبینیم که آثار فاخری وارد بازار ایران و بازارهای جهانی میکنند که ازنظر کیفیت مواد اولیه، طراحی و مهارت بافت درخشان هستند، اما از سوی دیگر بخش قابلتوجهی از تولیدات در حال حاضر بازار بهخصوص بازار داخلی، از نظر کیفیت بافت و نقشه دچار افت شدیدی
بوده است.»
چرا در طراحی و تولید فرش دستبافت افت کردهایم؟
وی با اشاره به طراحی فرش میگوید: «در خصوص طراحی میتوان گفت اغلب نگاه، یک نگاه تقلیدی از تکههای نقشهای گذشته است و ما بهصورت جدی بازخوانی خلاقانهای نداشتیم. البته هنرمندان بسیار کمی نیز هستند که نگاه خلاقانهای به طراحی فرش دارند.»
او در خصوص افت در تولیدات فرش دستبافت ادامه میدهد: «دلیل افت جدی ما در حوزه طراحی و تولید فرش دستبافت، مجموعهای از عوامل است که یکی از مهمترین آن عوامل از دید من بهعنوان یک مدرس دانشگاه، فاصله و گسست میان آموزش و بدنه تولید و بازار است. عامل دیگر ضعف نظام حمایت و دولت از فعالان این حوزه است. قطعا مسئله اقتصادی را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ کاهش قدرت اقتصادی تولیدکننده و خریدار نیز در این افت بیتأثیر نبوده و مهمتر از همه اینها، نبود سیاستگذاری فرهنگی و اقتصادی منسجم و بدون برنامهریزی در این حوزه است که یکی از مشکلات ساختاری و زیربنایی این موضوع است. در حقیقت ما پیش از اینکه فرش دستبافت را بهعنوان یک محصول زنده و پویا ببینیم، صرفا آن را بهعنوان یک کالای کاربردی و یک میراث تلقی میکنیم.»
در تبلیغات ضعف شدیدی داریم
این استاد دانشگاه بابیان اینکه یکی از خلأهای بزرگ ما در زمینه فرش، مبحث تبلیغات است، اضافه میکند: «اگر خارج از این مرز با هر فردی صحبت کنید و بپرسید که ایران را در هنر به چه چیزی میشناسید، واژه Persian carpet یا همان قالی ایرانی را ذکر میکنند که وزنه بسیار محکم و سنگینی برای هنر ایران است، اما متأسفانه ما تبلیغات مؤثر، حرفهای و هدفمندی در این زمینه نداشتهایم و میتوان گفت اغلب تبلیغات ما نهتنها در زمینه فرش بلکه در اکثر موارد تنها برگذشته پرافتخارمان تأکید دارد و کمتر به یک مسئله مهمی که ارتباط فرش با سبک زندگی معاصر است، پرداختهشده است، یعنی جدا از اینکه فرش در تبلیغات نیاز به یک روایت فرهنگی دارد که بسیار پراهمیت است، اما ما کمتر توانستهایم از رسانههای نوین استفاده کنیم.»
چه استانهایی فرش دستبافت تولید میکنند؟
ابزری خاطرنشان میکند: «مناطق رایج فرش دستبافت در حال حاضر نیز همان مناطق گذشته است که شامل استان اصفهان، کرمان، قم، آذربایجان، خراسان، کردستان، فارس و شهرهای دیگری است که درگذشته نیز فرشبافی در این شهرها رواج داشته است. قطعا بیش از هر چیزی، این مورد ناشی از تداوم سنتهای بومی از گذشته به نسلهای بعدی آنها بوده و جایگاه تاریخی که این مناطق در تولید فرش داشتهاند، باعث نوعی فعالیت در این مناطق جغرافیایی بوده است.»
این استاد دانشگاه توضیح میدهد: «مواقعی که ما در خصوص جذابیت در فرش صحبت میکنیم، خیلی طبیعی است که ما در حال صحبت در خصوص یک مفهوم نسبی هستیم. یک طرح موفق و جذاب برای فرش دستبافت از دید من، طرحی است که در حین وفاداری به هویت فرهنگی و جغرافیایی خود، از یک سمت دیگر نیز توانایی پاسخگویی به نیازهای امروزی همچون زیباشناختی و عملکردی برای زندگی امروز را داشته باشد.»
دانشجویان از آینده شغلی رشته فرش میترسند
او در خصوص آموزش رشته فرش در مقطع دانشگاهی مطرح میکند: «در سالهای اخیر تقاضا برای تحصیل در رشته فرش با کاهش نسبی مواجه شده است. فکر میکنم این مسئله بیش از اینکه ناشی از کاهش علاقه دانشجویان باشد، ریشه در ابهام نسبت به آینده شغلی این رشته داشته و فارغالتحصیلان یک ابهام و حتی ترس نسبت به آینده شغلی این رشته دارند.»
این هنرمند طراح ادامه میدهد: «یکی از فقدانهای بزرگی که ما داریم، بهخصوص در تجربه تدریس من در دانشگاه هنر اصفهان، این است که وزارت علوم سرفصلها و رویکردهای جدیدی نسبت به این رشته نداشته و هنوز سرفصلهای گذشته در حال تدریس هستند. درحالی که با تغییرات ابزارها و اپلیکیشنها، دنیا به سمتوسوی دیگری در حال حرکت است. ما میتوانیم بگوییم آموزش در دانشگاه یک بستر مناسبی برای انتقال مبانی پایه به دانشجویان است، اما بهتنهایی برای تربیت نیروی متخصص با این عدمتغییر سرفصلهای وزارت علوم، کافی نیست.»
باید نگران عدم خلاقیت باشیم؛ نه کپیبرداری
ابزری اظهار میکند: «کپیبرداری از فرشهای دستبافت در سالهای گذشته، یک مبحث بسیار گستردهای بوده است. اما در زمان معاصر و در حال حاضر، با ارتقا یافتن هوش مصنوعی به نظر من کپیبرداری به شکل دیگری ادامه پیدا میکند. با این حال، پیش از اینکه ما نگران کپیبرداری از فرش دستبافت باشیم، با روندی که تکنولوژی دارد بهتر است بیشتر به دنبال ارتقا خلاقیت، ابداع و نگاه جدید به این حوزه باشیم.»
به فرش صرفا به شکلی تجاری نگاه نکنیم
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان میکند: «متأسفانه در حال حاضر هنوز تولید فرش دستبافت بهعنوان یک کالای کاربردی و تجاری قلمداد میشود، اما واقعیت این است که ما باید نگاهی فراتر از حفظ سنت یا تأمین بازار نسبت به فرش داشته باشیم و نگاه به فرش باید بهعنوان خلق یک محصول فرهنگی و اقتصادی قلمداد شود؛ یعنی از یکسو فرش میتواند پاسداشت هویت تاریخی باشد و از سوی دیگر باید در زندگی معاصر نیز بتواند جایگاهی فعال و پایدار داشته باشد و من امیدوارم بتوانیم حداقل با گفتمان صحیح حتی از طریق رسانهها به فرش بهعنوان یک کالای کاربردی نگاه نکنیم. فرش واقعا یک رسانه فرهنگی وسیع است و میتوان به آن بهعنوان یک هنر چندوجهی نگاه کرد.»



