به گزارش اصفهان زیبا؛ فرهنگ شرق و بهویژه فرهنگ ایرانی، بر محور نوشتار و شعر شکل گرفته است. سنت مکتوب در تاریخ و زیست فرهنگی ایرانیان جایگاهی ریشهدار دارد و طی قرنها در لایههای عمیق روح و اندیشه این سرزمین نفوذ کرده است. از همین رو، خوشنویسی بهعنوان یکی از برجستهترین نمودهای این سنت، با وجود دگرگونی در شیوهها و قالبها، همچنان حضوری زنده، اثرگذار و انکارناپذیر در زندگی فرهنگی ما دارد. در ارتباط با این موضوع و بررسی وضعیت خوشنویسی در اصفهان و مکتب خوشنویسی اصفهان، «اصفهانزیبا» با شهاب شهیدانی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان، به گفتوگو پرداخته است.
آیا خوشنویسی اصفهان در طول زمان دستخوش نوآوریهای چشمگیری شده است، یا بیشتر شاهد حفظ و تداوم سبکهای کلاسیک بودهایم؟
اصفهان بیشتر گرایش به حفظ سنت را داشته است. به تعبیر داریوش شایگان، اصفهان دارای هاله است؛ فضا و اتمسفری که همیشه تمایل به پاسداری از سنت و میراث گذشته را نشان داده است. این شهر از یک سو میراث غنی از مفهوم سنت و میراث گذشتگان را در خود دارد و از سوی دیگر، در این رویه و گرایش، وضعیتی وجود دارد که معمولا اصفهان نسبت به هنرهای مدرن مقاومت میکند. از اینرو، خوشنویسی اصفهان یا به تعبیر دقیقتر مکتب اصفهان، عمدتا ناظر به دستاوردهای شگرف و عظیمی است که در حوزه سنت تعریف میشود.
از این رو باید گفت اصفهان بیشتر حافظ امر سنت در هنر بوده و کمتر به نوآوری وارد شده است که البته این ویژگی میتواند امر خوشایندی باشد؛ چرا که در گذر جوامع از دوره سنت به عصر مدرنیته، بسیاری از ارزشها و ظرافتهای فرهنگی از دست میرود؛ اما همین امر میتواند وجه منفی تلقی شود و پیامدهایی منفی همچون رکود، ایستایی و کم تحرکی فرهنگی را برای این شهر به همراه داشته باشد.
مکتب خوشنویسی اصفهان در مقایسه با سایر مکاتب خوشنویسی ایرانی چه خصوصیات منحصربهفردی و چه تمایزهایی دارد؟
تمامی مکاتب هنری در بستر واحد فرهنگ ایرانی شکل گرفتهاند و خلاقیتهای هنری در این ظرف فرهنگی تحقق یافته است. اما آنچه مکتب اصفهان را برجسته میکند، شرایط تاریخی و جغرافیایی ویژهای است که این شهر در مقاطع خاصی از تاریخ، به ویژه هنگام پایتخت بودن در دوران سلجوقی و صفوی، تجربه کرده است. تمرکز قدرت سیاسی، رونق اقتصادی و شکوفایی تجاری و در نتیجه گردهمایی هنرمندان و رقابت خلاقانه میان آنان در اصفهان، بستری فراهم کرد که در آن اتفاقات مهمی در حوزه خلاقیت رخ داد و در خوشنویسی مکتب اصفهان هم این مسئله حادث شده است.
همچنین، برخی از شیوهها و اقلام خوشنویسی به طور خاص در اصفهان تجربه شدهاند؛ هرچند که ممکن است امروز شواهد یا نمونههای کافی از آنها در دسترس نباشد. برای نمونه، ابن ندیم در کتاب الفهرست از «قلم اصفهانی» یاد کرده است. همچنین نخستین قرآن وقفی موجود در آستان قدس رضوی که در سال ۳۲۸ هجری کتابت شده و منسوب به کشواد ابن املاس است، در اصفهان کتابت شده و در متن آن تصریح شده که «کتب بالاصبهان». از منظر آماری نیز اصفهان در زمینه کتیبهنگاری جایگاهی بیبدیل دارد. تنوع کتیبههای تاریخی در ادوار مختلف در این شهر بسیار چشمگیر است و اصفهان بیشترین تعداد کتیبههای اقلام مختلف را در میان شهرهای ایران داراست.
از سوی دیگر، واضعان یا مصلحان برخی از اقلام خط ایرانی نیز از دل اصفهان برخاستهاند. برای نمونه، تاجالدین سلمانی اصفهانی از جمله اصلاحگران برجسته قلم تعلیق در اصفهان به شمار میرود. همچنین، شماری از خطوط خوشنویسی، اگرچه واضعانشان زاده شهرهای دیگر بودهاند، در مکتب اصفهان به اوج نظم و سامان رسیدهاند.
در دوران صفوی، بهویژه در عصر شاه عباس، رقابت میان خوشنویسان نستعلیقنویس در اصفهان به حدی بود که نستعلیق به کمال و اقتدار بیسابقهای رسید؛ حضور چهرههایی چون میرعماد تجلی همین دوران پررونق است. این رقابت و همکاری میان خوشنویسان، عامل مهمی در پویایی و تکامل خط نستعلیق در مکتب اصفهان شد. افزون بر این، یکی از ویژگیهای متمایز مکتب اصفهان، پیوند ارگانیک خوشنویسی با سایر هنرها چون کتابت، نگارگری، صنایع دستی و کتابت قرآن است.
در این میان، اوج شکوه قلم شکسته نستعلیق را در آثار درویش عبدالمجید طالقانی میبینیم؛ خوشنویسی که بارها در راقمههایش به «دارالسلطنه اصفهان» اشاره کرده و هنر خودش را در این شهر به کمال رسانده است.
گرچه بالندگی اصلی قلم نسخ به میرزا احمد نیریزی نسبت داده میشود، اما نباید فراموش کرد که این هنرمند بزرگ نیز دورهای از زندگی خود را در اصفهان سپری کرده است. افزون بر آن، خطوط تفننی دیگر نیز به شکلی پراکنده، اما متعدد در اصفهان تجربه شدهاند.
به باور من، حیات شهری اصفهان، یعنی همان پیوستگی تاریخی، فرهنگی و هنری این شهر، ویژگی منحصربهفردی است که در کمتر شهری در ایران دیده میشود. این حیات پربار سبب شده که اصفهان به صحنهای برای تنوع اقلام خوشنویسی، ظهور سبکهای گوناگون، پرورش شخصیتهای بزرگ و رخدادهای مهم در تاریخ خوشنویسی ایران تبدیل شود. در دوره معاصر، یکی از ویژگیهای برجسته مکتب اصفهان، وجود شخصیت سترگی چون استاد حبیبالله فضائلی است. ایشان نهتنها نخستین بلکه مهمترین پژوهش جامع در حوزه خوشنویسی را در ایران و حتی جهان اسلام به انجام رساندند؛ اثری ماندگار همچون «اطلس خط» و «تعلیم خط» که پایه و مرجع بسیاری از پژوهشهای بعدی شد؛ از این رو، میتوان استاد فضائلی را ثمره و چکیده فهم، دانایی و سنت مکتب اصفهان دانست؛ دستاوردی که همچنان در پژوهشهای داخلی و بینالمللی الهامبخش و مرجع است و نام مکتب اصفهان را در عرصه خوشنویسی زنده نگاه میدارد.
از دیدگاه شما، خوشنویسی امروز در اصفهان چه رتبه و جایگاهی در میان هنرهای سنتی و معاصر دارد؟ آیا این هنر همچنان در سطح کشور مطرح و مورد توجه است؟
خوشنویسی امروز، اگرچه به شکل اصیل و سنتی آن کمتر رواج دارد، اما همچنان در قالبهای جدیدی همچون تزیینات دکوراتیو، آرایههای هنری، نگارش اشعار ادبی و حتی در طراحی لباس، فضاهای شهری، صنعت چاپ و گرافیک حضور پررنگی دارد. این هنر به جای آنکه محو شود، تغییر شکل داده و با شرایط جدید فرهنگی و اجتماعی تطبیق یافته است. البته نباید فراموش کنیم که فرهنگ شرقی، بهویژه فرهنگ ایرانی، بر بنیان نوشتار و شعر استوار است، نه صرفا تصویر. از اینرو خوشنویسی، هرچند در قالبهایی متفاوت، اما همچنان حضوری زنده، مؤثر و حذفناشدنی در زندگی ما دارد.
انتظار شما از مدیران و دستگاههای فرهنگی جهت حمایت و پیشبرد این هنر چیست؟ آیا فضای لازم برای رشد و شکوفایی خوشنویسی فراهم شده است؟
یکی از آسیبهای جدی در حوزه مدیریت فرهنگی اصفهان، موازیکاری گسترده و نبود هماهنگی میان نهادها و دستگاههای فرهنگی است. متاسفانه، بسیاری از برنامهها و رویدادهای فرهنگی بدون اطلاع از یکدیگر برگزار میشود و این بیاطلاعی، به جای همافزایی، موجب پراکندگی و کاهش اثربخشی فعالیتها شده است. اگر اطلاعات مربوط به برنامهها، زمانبندی و مکان برگزاری رویدادهای هنری و فرهنگی به طور متمرکز ثبت و در اختیار همه مدیران و دستگاههای مرتبط قرار گیرد، ضمن جلوگیری از تداخل و موازیکاری، امکان همکاری، همافزایی رسانهای و پوشش خبری مناسب فراهم
میشود.
آینده هنر خوشنویسی در اصفهان را چگونه میبینید؟ آیا این هنر میتواند خود را با نیازها و روندهای جامعه امروزی سازگار کند؟
امروزه خوشنویسی در اصفهان بیش از آنکه یک جریان فرهنگی گسترده باشد، بیشتر مدیون تلاشهای فردی است. خوشنویسی در گذشته اصفهان، عرصه و ظرف بزرگی بود که افراد بسیاری در آن فعالیت، خلاقیت و نوآوری میکردند؛ اما امروز این ظرف ترک برداشته و استمرار این هنر بیشتر به همت اشخاص بستگی دارد. از سوی دیگر، خوشنویسی نتوانسته همچون برخی دیگر از هنرها، دغدغهها و مسائل روز جامعه را بازتاب دهد.آنچه امروز در قالب خوشنویسی عرضه میشود، عمدتا بازتابدهنده مضامین و اندیشههای دورههای پیشین است. اما انسان معاصر، به ویژه در شهری مانند اصفهان، با دغدغههایی نظیر بحران آب، مهاجرت، آسیبهای اجتماعی و تحولات گسترده روبروست که خوشنویسی هنوز نتوانسته به زبان امروزین به آنها پاسخ دهد.
از سوی دیگر، خوشنویسی در نظام دانشگاهی و آکادمیک جدی گرفته نشده و به همین دلیل، جامعه خوشنویسان اغلب از مطالعات عمیق در زمینه تاریخ هنر یا مسائل دیگری که در جغرافیای انسانی میگذرد تا حدودی بیخبر هستند. همین امر باعث شده آثاری که در حوزه هنر خوشنویسی خلق میشوند تنها برای معدودی از افراد که دلبسته این فرهنگ هستند جذاب باشد و زیاد مورد استقبال عامه مردم قرار نگیرد.
آیا به نظر شما خوشنویسی میتواند در کنار هنرهای مدرن، در زیباسازی فضاهای شهری و معماری نقش مؤثری ایفا کند؟
خوشنویسی، گذشته و عقبهای ارزشمند به نام کتیبهنگاری دارد که در معماری و فضای شهری ما حضوری جدی و ماندگار داشته است؛ حضوری که هنوز هم زنده و پویاست. به همین دلیل خوشنویسی در قالب کتیبهنگاری، ارتباط مستقیمی با زیباسازی شهرها و بناها دارد.به باور من، یکی از مهمترین عرصههایی که خوشنویسی میتواند به شکلی مؤثر در آن حضور یابد، استفاده از ظرفیتهای این هنر در فضای شهری است. این موضوع همواره یکی از دغدغههای جدی بنده و آقای محسن سلیمانی بوده است. در همین راستا، ما تلاشهای فراوانی برای راهاندازی پروژهای به نام «باغ حروف» در اصفهان انجام دادیم؛ فضایی که بتواند با استفاده از اِلمانهای خوشنویسی و طراحیهای نوآورانه، پیوند میان خط، زیباییشناسی شهری و حتی آموزش و بازیهای کودکانه را برقرار کند و نسلهای جدید را با سنت نوشتاری آشنا سازد.
با توجه به شرایط جامعه امروز باید از میراث گرانبهای خوشنویسی و فرمهای اصیل نوشتار صیانت شود. این مهم تنها در صورتی امکانپذیر است که مراکز و فضاهایی وجود داشته باشند که به طور دائمی یادآور جایگاه، فرمها، قالبها و ویژگیهای غنی امر نوشتار باشند. در همین راستا، پیشنهاد میکنم که موضوع «باغ حروف» در اصفهان را جدی بگیرید. این طرح میتواند در ادامه سنت خوشنویسی مکتب اصفهان و میراث ارزشمند کتیبهنگاری این شهر باشد. «باغ حروف» میتواند اولین مجموعهای در اصفهان باشد که ضمن حفظ عناصر خوشنویسانه، ظرفیت قابل توجهی در حوزه گردشگری فرهنگی نیز ایجاد کند و به عنوان پلی میان گذشته فاخر و آینده نوآورانه خوشنویسی ایفای نقش کند. نگرانی من از این است که در صورت غفلت از این میراث، جشنوارهها و پروژههایی که در کشورهای دیگر مانند امارات (دبی) و ترکیه برگزار میشوند، گوی سبقت را در خوشنویسی از ایران بربایند که از قضا این امر هم انجام شده است.
چگونه میتوان با بهرهبردن از هنر خوشنویسی برای تقویت ارتباط بین جوامع مختلف استفاده کرد؟
ما میتوانیم در عرصه جهانی اسلام حضور موثری داشته باشیم و از طریق برگزاری رویدادهای فرهنگی، نشستها، هماندیشیها و اجرای اِلمانهایی با رویکرد خطوط اسلامی در جهان اسلام، زمینههای همکاری فرهنگی را فراهم آوریم. این همکاریها میتواند در قالب روابط خواهرخواندگی یا تبادل فرهنگی میان شهرهای اسلامی و حتی غیر اسلامی شکل گیرد و از این طریق پروژههای مشترکی با فرهنگهای مختلف راهاندازی شود که بخشی یا تمامی آنها به هنر خوشنویسی مرتبط باشد.
از مسئولین فرهنگی شهرهای اسلامی تقاضا دارم که نشستهای تخصصی با ایدهپردازان فرهنگی برگزار کنند. یکی از مشکلات اصفهان این است که خلاقیتها و ایدههای فرهنگی اغلب جایی برای عرضه و ارزیابی جدی ندارند و هرگاه که جدی گرفته میشود صاحب ایده نمیداند آیا حقوق معنوی این ایده رعایت میشود یا نه. برای مثال طرح گذر مشاهیر را در تخت فولاد اصفهان با همفکری طراح خوشذوق آقای حمیدرضا سلیمانی ارائه دادیم. به فاصله کمی، مشابه این طرح با کمی تغییر در جای دیگر به کار گرفته شد.
مدیریت فرهنگی اصفهان از نظر خلاقیت و نوآوری نیاز به بازنگری دارد. اگر به افراد خلاق و ایدهپرداز فرصت داده شود تا حضور فعال داشته باشند، پروژههای بسیاری میتوان به سرانجام رساند.



