به گزارش اصفهان زیبا؛ از دو روز قبل برنامهریزی کرده بودم تا در مراسم راهپیمایی و تشییع شهدای دیروز حضور داشته باشم. با آنکه کمی مریض بودم و بدندرد داشتم، باز هم آن را برای حضور نیافتن در مراسم تشییع شهدای امنیت بهانه نکردم.
حدود ساعت یکربع به سه بعد از ظهر از طرف خیابان مشتاق دوم وارد میدان بزرگمهر شدم. جمعیت هم آنقدری زیاد بود که به راحتی نتوانم وارد میدان بزگمهر شوم. در گوشهای از این صحنه، در کنار خط بیآرتی ابتدای بزرگمهر ایستادم و جمعیت را مشاهده میکردم.
آدمهای زیادی آمده بودند؛ از خانمی مانتویی که دستبهسینه با ادای احترام به شهدا در کنار یک ماشین ایستاده بود و سر خود را زیرانداخته بود تا برخی از مسئولان شهر که آرامآرام به سمت میدان میآمدند. برخی هم به صورت خانوادگی با فرزندانشان آمده بودند، با بچهای به بغل و بچهای هم در کالاسکه.
آن طرفتر برخی که در راه بازگشت بودند، مثل یک پدر میانسال به همراه سه دخترش، داشتند با جمعیت عکس سلفی میگرفتند. بقیه هم یا وسط میدان ایستاده بودند تا شهدا برسند یا کنار جدولهای خیابان نشسته بودند.
همینطور که به جمعیت نگاه میکردم این به ذهنم خطور کرد که اکثر این افراد کسانی هستند از طبقه متوسط جامعه و حتی پایینتر که مشکلات اقتصادی زیادی دارند، چون بعضی را که آمده بودند میشناختم. خودم هم که رفته بودم کم مشکل ندارم.
اما آنهایی که آمده بودند نه به خاطر مسئولان و تایید عملکردشان، بلکه به خاطر پاسداشت خون شهدایی آمده بودند که افرادی شبیه داعش آنها را به خاک و خون کشیده بودند. در اثنای نگاهی که به دور و اطراف میانداختم، یکباره مجری برنامه مسئولان را اینگونه خطاب قرار داد: « این حضور مردم، به معنای تایید عملکرد شما نیست!» همینجا بود که مردم نیز در تایید حرفهای مجری، شعار الله اکبر سر دادند. این یعنی مردم به هیچ وجه از عملکرد مسئولان راضی نیستند و اگر نبود غیرت به ایران و اسلام و خونهایی که برای امنیت وطن ریخته شده است، مطمئنا مردم حاضر به حضور در این راهپیمایی نبودند.
این یعنی مسئولان باید فکری برای خود کنند. اگر به آخرت اعتقاد دارند که باید از همین الان، نه حتی فردا، درصدد جبران آنچه انجام دادهاند برآیند. این بدیهی است که در شرایط فعلی و به دلیل عملکرد بد مسئولان در حوزه اقتصاد، تزلزلی در انسجام اجتماعی بوجودآمده بعد از جنگ پدید آمده است. اما تطور در فرهنگ سیاسی مردم ایران نشان داده که هرجا و در هر شرایطی، مردم تشخیص دهند آنچه در حال رخدادن است قرار است صحنه نبردی باشد در مقابل اسلام و ایران، آنجا کوتاه نخواهند آمد؛ بدتر اینکه دخالت بیگانه به شکلی واضح و معلوم باشد. اما این به معنای چک سفید امضا به مسئولان هم نیست.
اما مشکل اصلی از آنجایی است که مسئولان ما، مردمشناسان خوبی نیستند. نه با روند تحولات اجتماعی ما به خوبی آشنایی دارند، نه شناخت خوبی نسبت به نقاط ضعف و قوت مردم دارند، نه نسبت به واکنش مردم نسبت به آنچه انجام میدهند تحلیل درستی دارند، نه میدانند چه زمانی و با چه سازوکاری باید برخی طرحهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در کشور پیاده کنند و نه معنای حضور مردم در یک راهپیمایی نظیر راهپیمایی دیروز را میفهمند. این بدفهمی است که بعد از حضور مردم در صحنه، موجب نمیشود رویههای جاری سیاسی، تصمیمگیری و سیاستگذاری در کشور تغییر کند.
اگر جنگ دوازدهروزه را نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی بدانیم و انسجام اجتماعی بوجودآمده پس از آن را به عنوان یک نمود عینی فرهنگی سیاسی مردم ایران درک کنیم، باید این را نیز بپذیریم که رویههای قدیمی حکمرانی و سیاستگذاری برای چنین فرهنگ سیاسی که در مواقع بحران، لایههای عمیق ناخودآگاه خود را به سطح آگاهی میرساند و همچون یک کل منسجم در صحنه حاضر میشود، نمیتواند کارآمد و بهینه باشد و نیاز است در این مقطع ما در پاسخ با چنین سرمایه اجتماعی ظهوریافتهای، سیاستگذاری خود را زیرورو کنیم تا بتواند با این فرهنگ سیاسی همراستا و همردیف شود.



