بررسی نقش هنر در بازتاب مفهوم بزرگ انتظار و ظهور در گفت‌وگو با محمد مسلم حیدری، مدیرگروه هنری «ارتباط خلاق رویانو»

هنر در خدمت گفت‌وگو ایده جدید دهه‌هشتادی‌ها

هنر، همواره آینه‌‌ای بوده است که روح زمانه را بازتاب داده و گاه، نوری بر تاریکی‌‌های پیش‌رو افشانده است. در مواجهه با مفاهیمی عمیق و چند وجهی این آینه و نور، نقشی حیاتی و روشنگرانه ایفا کرده‌است.

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۴ - دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
هنر در خدمت گفت‌وگو ایده جدید دهه‌هشتادی‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ هنر، همواره آینه‌‌ای بوده است که روح زمانه را بازتاب داده و گاه، نوری بر تاریکی‌‌های پیش‌رو افشانده است. در مواجهه با مفاهیمی عمیق و چند وجهی این آینه و نور، نقشی حیاتی و روشنگرانه ایفا کرده‌است. هنر، از دیرباز، ظرفیت بی‌‌نهایتی برای تبیین، الهام‌‌بخشی و ایجاد پیوند عمیق‌‌تر با این مفاهیم داشته است.

هرچند پرداختن به مفاهیم سترگ، چالش‌‌های فرمی و محتوایی خاص خود را دارد و نیازمند خلاقیت و درک عمیق پرسش‌های روزگار است، اما هنر همواره کوشیده است تا از این موانع عبور کند.

در دنیای پرشتاب و پر از پرسش نسل جوان، هنر می‌‌تواند زبان گویایی باشد برای طرح پرسش‌های نو، نمایش واقعیت‌‌های پیچیده و ایجاد همدلی. موضوع مهم، به رسمیت شناختن گسترش پرسشگری و کنجکاوی در میان نسل جدید است.

پرسش‌‌هایی که از سر اندیشه و کنکاش بر می‌‌خیزند و نیازمند پاسخ‌‌های متناسب با فهم و زبان امروز هستند. هنر می‌تواند با رویکردی خلاقانه و روشنگرانه، به شبهات و تردید‌های احتمالی نسل جدید پاسخ دهد. در این میان گروه‌های هنری متعددی متشکل از افراد نوجوان و جوان با این دغدغه درحال انجام چنین رسالتی هستند. به همین منظور اصفهان زیبا سراغ محمد مسلم حیدری رفته تا بازتاب هنر در مسئله ظهور، انتظار و رمضان را از نگاه گروه هنری «آژانس ارتباط خلاق رویانو» که عمدتا متشکل از جوانان و نوجوانان بوده بررسی کند.

اولین باری که تصمیم گرفتید مفاهیم دینی مثل اهل بیت و امام زمان(ع) را با زبان هنر بیان کنید، چه ایده‌‌هایی وجود داشت؟

ما یک گروه هنری هستیم که سعی کردیم با داشتن گروه‌های سنی مختلف در تیم هنری و برگزاری جلسات ایده‌پردازی مداوم، موضوعات به‌روز جامعه را در مجموعه تولیدات تیم هنری خود قرار دهیم که این یعنی داشتن تولیدات مختلف و متناسب با جامعه هدف خاص خود. تولید محتوا و پرداختن به موضوع اهل بیت و امام زمان(عج) یکی از دغدغه‌های همیشگی موسسه بوده است و گاهی به سبک موزیک ویدیو و فیلم کوتاه انجام شده و گاهی نیز به سبک پوستر و نماهنگ و یا هنر‌های تجسمی همچون قاب، تابلو فرش و… .

چرا از ایده خیاطی و قاب‌فرش شروع کردید؟

ایده فرش و قاب هم به پیشنهاد تیم جوان ایده‌پردازی بود که تلاش شد با استفاده از تصاویر آشنا و زیبای قدیم و گره زدن آن به موضوع مهدویت، آثاری به سبک خلاقانه ایجاد کند تا بتوان یک مفهوم والا و مهم را به مخاطب انتقال دهد.

اساسا با توجه به تامل‌های نو در نسل جدید نسبت به مقوله‌های دینی، شما چه تعامل هنری با آنها برقرار کردید؟

اعضای تیم ما اکثرا از بچه‌های نسل دهه۷۰ و 80 هستند که این خود باعث ایجاد یک مسیر هموار برای همراه شدن با قشر نوجوان در جامعه می‌شود که می‌تواند آثاری مورد نیاز و نزدیک به جامعه مخاطب تولید کند. در تولید محتوا سعی شد با استفاده از کیفیت بالای گرافیکی و با مفاهیم ملموس، مخاطب کم‌حوصله نسل جدید را وادار به تفکر و عمیق شدن در آثار کند.

فکر می‌کنید مخاطب امروز با آثار سنتی ارتباط بهتری می‌گیرد و یا با آثاری که ردپایی از فناوری در آن‌ها دیده می‌شود؟

آثار هنری چون فرش و گلیم در صورت استفاده در تولیدات هنری تجسمی، می‌تواند یک ارتباط جدید و یا کمتردیده‌شده به سبک هنری ایجاد کند؛ چرا که این‌گونه آثار، جامعه مخاطبان قابل‌توجهی در فرهنگ ایرانی دارند.پدیده هوش مصنوعی را شاید بتوان یک انقلاب جدید در آثار و تولیدات هنری به‌شمار آورد که هر چه بر تجربه و سن آن افزوده می‌شود، می‌تواند آثار بهتر و خطای محاسباتی کمتری را در پی داشته باشد. تیم هنری جوان ما سعی کرد با گره زدن این ابزار به هنر دست افراد هنرمند، کیفیت و کمیت آثار تولیدی را بهبود ببخشد.

فکر می‌کنید هنر‌‌های تجسمی چه نقشی می‌تواند در زنده نگه داشتن معنای انتظار فراتر از مناسبت‌ها داشته باشد؟

هر مفهوم و امر فرهنگی برای درونی‌شدن و شناخته‌شدن نیاز به واکاوی ابعاد مختلف دارد و پرداختن به مفهوم امام عصر(عج) و منجی آخرالزمان به علت دارا بودن ابعاد بسیار ژرف و عمیق، امری حیاتی و ضروری است.

در آینده همین نوع تولیدات هنری را ادامه خواهید داد؟

درواقع برای مفهوم انتظار و امام عصر تیم ما و سرپرستی تیم سعی کرده است به صورت دوره‌ای و کوتاه‌مدت به آن نپردازد و به صورت یک مناسبت تقویمی به آن نگاه نکند. بلکه آن را یک وظیفه شرعی و ملی دانسته و سعی کردیم با ایجاد بستر‌های مختلف تولید محتوایی در کل سال به این موضوع بپردازیم و یک مسیر رشد فرهنگی را ایجاد نماید.

به نظر شما هنرهای تجسمی نسبت به هنرهای دیگر مثل پویانمایی یا فیلم کوتاه برای بازتاب مفاهیم دینی در اولویت هستند یا نه؟

ما با چند رویکرد و چارچوب اصلی در تولید اثر روبه‌رو هستیم؛ از پوستر و طراحی گرفته تا چارچوب ویدئو. ویدئو می‌تواند به شکل پویانمایی باشد یا نماهنگ یا حتی فیلم واقع‌گرایانه و فیلم کوتاه. این رویکردها ذاتا «سخنگو» هستند؛ یعنی لایه‌ای از دیکتاتوری را در کلام دارند. به این معنا که می‌گویند: «این‌گونه که منِ کارگردان فکر می‌کنم»، و درواقع یک جهت‌دهی مشخص و گاه تحمیلی در روایت وجود دارد.

در مقابل، در هنرهای تجسمی چه در گرافیک و چه در متن، آزادی بیشتری به مخاطب داده می‌شود. آزادی نگاه و سیال بودن ذهن. درست است که اثر بر اساس یک فکر مشخص شکل گرفته و طراحی شده، اما مخاطب می‌تواند برداشت‌های دیگری هم از آن داشته باشد. اصالت‌های متعددی در اثر وجود دارد و مخاطب می‌تواند با نگاه و قلب خودش با آن همراه شود. به نوعی، رشد دادن اثر در ذهن مخاطب اتفاق می‌افتد و همین باعث می‌شود مفهوم عمیق‌تر و ماندگارتر شود. در این حالت، مخاطب می‌تواند ادامه‌دهنده‌ی مسیر اثر باشد.

در هنرهای تجسمی، مخصوصا گرافیک و متن، به‌دلیل میزان کمتر دیکتاتوری در روایت، آزادی ذهنی که به مخاطب داده می‌شود بسیار ارزشمند است.

وقتی برای رمضان یا مباحثی مثل ظهور طراحی می‌کنید، از چه چیزی بیشتر الهام می‌گیرید؛ متون دینی، تجربه شخصی یا فضای اجتماعی اطراف‌‌تان؟

بخش عمده‌ الهام ما از داخل تیم ایده‌‌پرداز می‌‌آید؛ همان بچه‌‌هایی که پیش‌تر اشاره کردم، عمدتا دهه‌هشتادی هستند. ایده‌‌های آن‌‌ها مستقیما از مسائل روز، تجربه‌های زیسته و احساس نیازهایی می‌‌آید که در اطراف خود می‌بینند. تلاش اصلی تیم این است که این مسائل را به زمینه‌ای برای گفت‌وگو تبدیل کند. اینکه چگونه می‌‌توانیم توجه دیگران را به آن موضوع جلب کنیم، چه چیزی می‌توانیم ارائه دهیم تا برخی بحث‌‌ها دوباره یادآوری شود یا جنبه تذکر و آگاهی‌ بخشی پیدا کند.

در واقع می‌توان گفت منبع الهام ما، هم محیط اطراف‌مان است و هم نبوغ و خلاقیت نسل جدید و نیازهایی که در جامعه تشخیص می‌دهند. به عنوان مثال در برخی موضوعات مشخص، مثل بحث استکبارستیزی، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان ماهیت پوشالی و دروغین آن را به تصویر کشید؛ گاهی با زبان طنز، گاهی با بیان‌های متفاوت هنری و حتی با استفاده از آیات قرآن. هدف این است که پیام، هم منتقل شود و هم برای مخاطب قابل لمس و ماندگار باشد.