به گزارش اصفهان زیبا؛ مدرسه فقهی امام باقر(ع) که ذیل ایشان بود، در 0831 تأسیس شد. فرزند ایشان میفرمودند: ما میدیدیم طلبه وقتی وارد خارج میشود، هنوز با سبک درس خارج هماهنگ نشده است؛ بنابراین از دوره سطح، مدرسه را تعریف کردیم.
اولین مدرسه تخصصی فقه و اصول در سطح همین مدرسه است. چیزی که من بعد از 01 سال از مدرسه برایم ملموس شد این بود که حاجآقا مکرر درباره مدرسه پرسوجو میکردند؛ خودشان هم هرازگاهی سر میزدند به طلاب. بهجرئت میشود گفت این مدرسه نیاز حوزه به استاد را در قم و حتی شهرستانها تا حد زیادی مرتفع کرده است.
خروجی این مدرسه و طرز تفکری که از مدرسه بیرون آمد، موجب شد آفات و آسیبهایی که ممکن بود گریبانگیر فقههای مضاف و مسائل مستحدثه شود، به حداقل برسد. طلبه در این مدرسه، احساس نیاز به درس میکند و بهاصطلاح زود مویز نمیشود. مدرسه کمک کرد طلاب مدرسه متشکل شوند.
درباره شاگردپروری ایشان این به ذهنم میرسد که ایشان اطلاعات به شاگرد صرفا نمیداد؛ چیزی که ما در دوره مدرن با آن مواجه شدیم. آیتالله شبیری طلبه را در بستر علم سلوک میداد. روش فقهی ایشان خیلی نیاز به حوصله و صبر و همراهی استاد با طلبه دارد. ایشان حساسیت بالایی در فهم داشت و این به طلبه منتقل میشد.
اگر کسی همراه بود، در فهم و در اسناد و استناد حساس میشد. نکته بعدی اینکه آیتالله شبیری پروندهها را باز میگذاشت؛ برخلاف وضعیت دوره مدرن که ویژگیاش بیحوصلگی است.عزیزی از شاگردان نزدیک نقل میکردند یک شب ساعت 21 کسی درب منزل ما را میزد. در را باز کردم.
دیدم خود آیتالله هستند. فرمودند: «من کتاب تذکره را دارم؛ اما پیدایش نمیکنم. از شما امانت میخواهم برای درس فردا.»
در بذل علم هیچ بخلی نداشتند. یک بار در درس رجال خدمت آقای حسینی، از شاگردان ایشان بودیم. اسناد کافی را بررسی میکردیم. پسر آیتالله شبیری در کلاس بودند. ایشان کتاب پدرشان را آورده بودند، کتابی که به تعبیر استاد، میراث علمی شیعه است.
اما بدون هیچ بخلی دست فرزندشان بود. در مباحث علمی تمام تلاششان این بود که پیش قضاوتی نکنند. به طلاب میدان میدادند و خودشان هم با انگیزه بالا وارد بحث میشدند.گاهی برای یک بچه و سؤالهای او وقت میگذاشتند و سلوک مردمی عجیبی داشتند.



