«تردید» شاید اصلیترین مسئله نمایش«مرثیهای بر بهارنارنجهای پلاسیده» باشد که این شبها و تا 13 آذر ماه ساعت 19:00 در تالار هنر اصفهان در حال اجراست.
این نمایش اقتباسی آزاد از نمایشنامه «عروسی خون» فدریکو گارسیا لورکاست که قادر طباطبایی زواره آن را نوشته و کارگردانی کرده و فاطمه یاوری به عنوان تهیهکننده در اجرای آن حضوری قابل توجه دارد. ضرورت اجرای این نمایش، مسیر طی شده برای اجرا، بهرهگرفتن از حضور یک تهیهکننده به شکل جدی و حرفهای و کمتر دیدهشده در فضای تئاتر اصفهان و … باعث شد با قادر طباطبایی و فاطمه یاوری به گفتوگو بنشینیم.
پروسه انتخاب این نمایشنامه برای اجرا از کجا آغاز شد؟
قادرطباطبایی: اولین بار بهواسطه حضور در یک کارگاه نمایشنامهنویسی در زمان دانشگاه توجهم به نمایشنامه «عروسی خون» لورکا جلب شد. از همان زمان ایده و تصویر ترسیم دو شخصیت برای عروس این نمایشنامه در ذهنم شکل گرفت… بعدا بارها این متن را برای اجرا پیشنهاد دادم و هر بار به دلیل اجرای پرهزینه رد شد تا سال 98 که تصمیم گرفتم خودم آن را بنویسم و اجرا کنم.
ضرورت اجرای چنین متنی با این موضوع و نسبتش با اجتماع امروز ما چیست؟
طباطبایی: من فکر میکنم ما با دو نوع مشکل در جامعهمان مواجه هستیم. بخشی مشکلات ظاهریتر است و بخشی مشکلات بنیادی که اتفاقا اصل و اساس مشکل همینهاست که همیشه هم با ماست.
همه مشکلات ما فقر، مسائل اقتصادی، بیکاری، خشکی رودخانه و… نیست. مثلا سالهاست ما دچار نوعی تردید در بیشتر انتخابهایمان در زمینههای مختلف هستیم و این یک مشکل جدی است که بر همه چیز جامعه ما هم اثرگذار است. علاوه بر اینکه به طور کلی فضای نمایشنامههای لورکا با فضای جامعه ما همخوانی دارد؛ چون او هم درباره سنت، معایب و محاسن آن و زنان چنین جامعهای گفتوگو میکند.
یکی دیگر از دلایل انتخاب این اثر، تمایل به حرکت به سمت زبان شاعرانه و لحن آهنگین بود. چیزی که به عقیده ما، خیلی از آن دور شدهایم؛ زمانی شعر هنر ملی ما بوده و جایگاه قابل توجهی در زندگی ما داشته، ولی امروز شاعرانگی کاملا در جامعه ما گم شده است؛ علاوه بر این نمیتوان با بیان رئالیستی همه مسائل را بیان کرد و به نظر من انتخاب زبان شاعرانه در تئاتر میتواند انتخاب خوبی باشد؛ همان طور که جرج الیوت میگوید: ساختار اجتماعی شعر تئاتر است؛ چون هر دو هنر با بازی کلمات، مفهومی ایجاد میکنند و در هر دو ما با محدودیت کلمه مواجهیم. همچنین تئاتر باید تخیل یک جامعه را تقویت کند و مجازی را تصویر نماید که در زندگیمان نیست و زبان شعرگونه این را بهتر میسر میکند.
از سویی ما به گونههای مختلف هنری، انواع و سبکهای متنوع اجرای تئاتر در اصفهان نیاز داریم و انتظار داریم هر اثری در گونه انتخابی خودش، استاندارد و درخشان باشد.
طباطبایی: بله. دقیقا همین طور است. تئاتر شهر ما به تنوع نیاز دارد و من هم حق دارم در گونهای که دلخواهم است، کاری را بر صحنه ببرم.
چند درصد دیالوگهای این نمایش تألیفی و چقدر متعلق به لورکاست؟
طباطبایی: یکسوم دیالوگها مال لورکاست و بقیه تألیفی است. حتی شروع نمایش ما صحنه سوم نمایشنامه لورکاست؛ در واقع فقط خط کلی داستان مشترک بوده و روند روایت در این نمایش کاملا تغییر کرده است. آنجاهایی هم که از دیالوگهای لورکا استفاده کردیم، میخواستیم نشان دهیم این دوگانگی در عروس لورکا هم وجود دارد و فکتهای آن موجود باشد.
ظاهرا برای ساخت دکور و دیگر عناصر نمایش هزینه زیادی شده است. از هزینههای اثر و نحوه تأمینشان بگویید؟
طباطبایی: بله. دکور، لباس و بقیه ادوات نمایش در بهترین حالت و کیفیت و مخصوص همینجا تولید و آماده شدهاند. فقط نزدیک به 60میلیون تومان برای ساخت دکور این نمایش هزینه شد و ساخت آن حدود چهار ماه زمان برد؛ چون هیچ بخشی پیشساخته نبود و تمام هزینهها توسط خانم یاوری به عنوان تهیهکننده پرداخت شد.
به جز در موارد انگشتشمار در تئاتر اصفهان شاهد حضور تهیهکننده نبودهایم. این حضور به شدت جای خرسندی دارد. آیا حضور ایشان تأثیری در حق و حقوق عوامل اجرایی نمایش هم داشت؟
طباطبایی: بله،تمام اعضای گروه نمایش توسط خانم یاوری از بیمه حوادث و کرونا تا یک سال بهرهمند شدهاند که این بیمه فقط به ساعت اجرا هم محدود نمیشود و در این بازه یکساله اعضا هرجا دچار اتفاقی شوند، میتوانند از آن استفاده کنند؛ همچنین در این کار روندی ایجاد شد که تمام عوامل نمایش از بازیگران تا دیگرعوامل صحنه به عنوان یک شغل به حضور در این تئاتر نگاه کنند؛ یعنی همه عوامل دارای قرارداد و حقوق ثابت و مشخص هستند و این حقوق هم از حداقلهای دریافتی عرف تئاتر اصفهان بیشتر است. همه چیز هم ثبت و نوشته شده تا درست و دقیق باشد و اعضا احساس امنیت خاطر کنند. در واقع اولین هدف ما با انتخاب این شیوه این بود که ثابت کنیم در اصفهان هم میشود طور دیگری تئاتر کار کرد و هنرمندان خوب این شهر را در شاأن خودشان قرار داد. درست است که متأسفانه شأن بچههای تئاتر اصفهان در عرف تئاتر این شهر رعایت نمیشود؛ اما این دلیلی بر فقدان توانمندیشان نیست؛ همان طور که از صفر تا صد این کار توسط هنرمندان اصفهانی خلق شده است؛ از دکور گرفته تا موسیقی، لباس و … و این نشان از پتانسیلی در تئاتر اصفهان دارد که متأسفانه نمود پیدا نمیکند.
حالا ما با اتخاذ این رویه و احترام به شأن و حقوق گروه اجرایی امیدواریم الگو و راهگشایی در فضای اصفهان باشیم تا شاید نوع نگاه دیگری به تئاتر این شهر ایجاد شود.
متأسفم که بگویم چیزی که در تئاتر اصفهان وجود ندارد، عزت نفس است. سیاستگذاری در تئاتر این شهر به گونهای بوده که افراد پشت در اتاق هر مدیر برای دریافت کمترین دستمزدها التماس کنند و با حداقلها کار روی صحنه ببرند.
متأسفانه ما خودمان هم بهعنوان آدمهای شاغل در این حرفه برای کار خودمان ارزش قائل نیستیم. حتی تئاتریها خیلی راحت هزینههای بالاتر از این میکنند؛ اما حاضر به هزینهکردن برای تئاتر دیگری نیستند. من خودم تاکنون برای تمام تئاترهایی که در اصفهان دیدهام، بلیت خریدهام و در هنگام اجرا حتی به مادرم هم بلیت مهمان ندادهام؛ چون زمانی برای تئاتر تخفیف میدهم که در سبد خرید خانوادهها قرار بگیرد؛ اما متأسفانه این بحثها خیلی دور از ذهن است و خود اصفهان است که هنرش را اعتلا نمیدهد.
در تئاتر اصفهان کمتر شاهد سرمایهگذاری بودهایم. چه شد شما این حوزه و چنین نمایشی را انتخاب کردید؟
فاطمه یاوری: واقعیت این است که من حوزه تئاتر یا شهر اصفهان و نمایشنامه لورکا را انتخاب نکردم. من به آقای طباطبایی اعتماد کردم و ارتباط کاری با ایشان مرا به سمت تئاتر کشاند.
علاوه بر این، ذاتا اهل احساسی برخوردکردن با تئاتر نیستم؛ بلکه به نظرم تئاتر هم مثل بقیه صنایع یک صنعت است که باید طرح توجیه اقتصادی و برگشت سرمایه داشته باشد. البته باید به این نکته توجه داشت که برگشت سرمایه در تئاتر اصفهان چیزی سهلالوصول و سریع نیست و به صبوری نیاز دارد. جدا از اینکه فقط یک بخش کار پول است و مثلا در بخش مهمی از ماجرا باید تفکر کسانی که در این حوزه فعالیت دارند را تغییر داد. متأسفانه بازیگری که به هر قیمتی حاضر است در این شهر روی صحنه برود، برای کارش قرارداد نمیبندد، طلب بیمه نمیکند و حق و حقوقش را نمیشناسد و تفکر و نگرش درستی ندارد؛ چیزی که البته ریشهاش به آن بازیگر یا دیگر عوامل تئاتر برنمیگردد؛ بلکه به کارگردان و سرپرست گروه یا آن مرکز یا سازمانی که حامی تئاتر است مربوط میشود که معمولا نگاه غیرحرفهای به تئاتر و پرداخت حق و حقوق کارکنان آن دارند و زمانی که این نگاه اصلاح شود، تازه میتوان جایگاه حرفهای و شأنی به این صنعت داد. پس ابتدا باید برای ایجاد فضای حرفهای تئاتر تلاش کرد.
آیا رشته تحصیلی و مدرک دانشگاهی شما به این کار ارتباطی دارد؟ با طرح این پرسش بیشتر در پی این هستم که بدانم از طی چه مسیری به چنین نوع نگاهی رسیدهاید؟
یاوری: من در سوئیس رشته ایونت منیجمنت (مدیریت رویداد) خواندم که از برگزاری المپیک یا اکسپوی 20 20 در عمارات تا مدیریت اجرای یک تئاتر را شامل میشود. در واقع هر کاری که جنبه فرایندی و شکل پروژهای، زمان مشخص و نقطه شروع و پایان داشته باشد در آن تعریف میشود. ما آنجا حتی برای خیریهها ایونت برگزار میکردیم و شاید برایتان جالب باشد که خیریهها هم در دنیای غرب امروزه شکل و شمایل یک صنعت دارند و همین موضوع باعث شده شأن بالایی داشته باشند. امروزه درآمد خیریهها در دنیا از درآمد فروش خودرو بیشتر است؛ چون بعد اجتماعی عمل خیر بسیار قوی و پررنگ شده است؛ هنرها و … که جای خود دارند.
چطور با آقای طباطبایی همکاری کردید؟
یاوری: من اولین بار حدود یازده سال پیش هنرجوی دورهای در سینما با تدریس آقای طباطبایی بودم. ایشان آن روز سرکلاس خیلی شفاف به ما گفتند اگر نگاه درآمدزایی به سینما دارید، بهتر است همین الان آن را کنار بگذارید. من آن روز با شنیدن این جمله خیلی منقلب شدم و مدام با خودم فکر میکردم چرا سینما در کشور ما مختصات یک صنعت را پیدا نکرده است. در حالی که سینما، تئاتر، نقاشی و … همه میتواند صنعت باشد. من مدام به این موضوع فکر میکردم تا اینکه دوباره حدود هفت سال پیش ملاقاتی با هم داشتیم و کم کم پیشنهاد این کار از سوی ایشان داده شد و این کار کم کم شکل گرفت.
برای معرفی این کار چه برنامههایی دارید؟ آیا تور اجراهای نمایش را پیش بینی کردهاید؟
یاوری: بله دقیقا. در حال حاضر فقط کار تیم کارگردانی و بازیگری تمام شده؛ اما بخش دیگری از تیم مشغول کار است و ما بنا داریم در شهرهای مختلف ایران و کشورهای دیگر تور اجرا را برگزار کنیم. گفتوگوی اولیه برای اجرا در شهرهای دیگر را هم آغاز کردهایم حتی متن را ترجمه کردهایم که به صورت زیرنویس استفاده شود و دیالوگهای استفادهشده در پیج نمایشمان هم دوزبانه است.
فکر میکنید نتیجه مطلوب را بگیرید و باز در تئاتر سرمایهگذاری کنید؟
یاوری: این پروژه یک پروژه آزمایشی است. هرچند من دوست ندارم عنوان آزمایشی را بر آن بگذارم؛ زیرا بسیاری از ابعادش را نامفهوم میکند ولی به این دلیل میگویم که من خودم را در روند آن محک بزنم و ببینم تا چه حد تحمل حواشی این صنعت را دارم و کجای آن قرار میگیرم.
البته من به توصیه یکی از مهمترین تهیهکنندههای ایرانی، نگاه بلندمدتتری به برگشت سرمایه در تئاتر دارم و امیدوارم حاصلش این باشد که تعریف صنعت از تئاتر برایم واقعی شود.
و صحبت پایانی؟
قادر طباطبایی: از صبوری و همدلی تمام اعضای گروه و تیم خوب و یکدستم واقعا ممنونم. من سر کار تئاتر بسیار جدی هستم و تحملکردنم سخت است؛ زیرا تئاتربه جد برایم یک ضرورت است؛ چیزی شبیه نان و تا امروزاین جمله «پیتر شومان» را پشت بلیت تمام اجراهایم نوشتهام. در کنار آن اندکی از سیاستگذاران تئاتر شهرم گلایهمندم که به تئاتری درجه الف میدهند؛ اما حمایت کافی را از آن نمیکنند.
یاوری: همانطور که گفتند ما سعی کردیم در این کار بسیار منضبط عمل کنیم. ما بلیت تخفیفدار نداریم؛ تمدید زمان اجرا نخواهیم داشت تا نشان بدهیم در کارمان جدی و منضبط هستیم و برای تماشاگران فهیم ارزش قائلیم. میدانید برای ما مهم است که بر فرهنگ مصرفکننده در اصفهان اثرگذار باشیم و این نیازمند صبوری است. اما من دوست دارم یک نکته دیگر هم بگویم. اینکه من خیلی جاها در این پروسه مضطرب، عصبانی و ناامید شدم و حضور مهسا محقق، مدیرمالی و مشاور تولید نمایش در این پروسه به من کمک زیادی کرد؛ کسی که مانند یک رواندرمانگر جریانهای ذهنی من را آرام میکرد و به سمت ادامه میبرد.



