حاشیه‌نگاری‌های «اصفهان‌زیبا» از مراسم تشییع پیکر سردار شهید عباس نیلفروشان

اینجا اصفهان است؛ اصفهان سرافراز!

امروز پنجشنبه؛ بیست‌وششمین روز از مهر چهارصدوسه، و یک‌بار دیگر میدان بزرگمهر به نظاره نشسته مردان و زنانی را که به استقبال شهید دیگری از خاک پرافتخار اصفهان آمده‌اند!

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۳ - شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
اینجا اصفهان است؛ اصفهان سرافراز!

به گزارش اصفهان زیبا؛ امروز پنجشنبه؛ بیست‌وششمین روز از مهر چهارصدوسه، و یک‌بار دیگر میدان بزرگمهر به نظاره نشسته مردان و زنانی را که به استقبال شهید دیگری از خاک پرافتخار اصفهان آمده‌اند! شهیدِ قدس؛ «شهید عباس نیلفروشان» را….!
لحظه‌به‌لحظه به جمعیت آدم‌ها اضافه می‌شود؛ به تعداد پرچم‌ها و پوسترها…، به تعداد رزهای قرمز که با دست‌ها بالا آمده است.
میدان کم‌کم مهیای ثبت حماسه‌ای دیگر در اصفهان می‌شود، حماسه‌ای که از همان اولین لحظه‌های صبح شکوه و عظمت و صلابتش بر همگان مشخص است.
با صدای سنج و طبل و دهل ماشین حامل پیکر مطهر شهید عباس نیلفروشان وارد میدان می‌شود و مردم از هرجایی که ایستاده‌اند به سمت ماشین می‌دوند. انگار مردم رودی شده که می‌خواهند غرق در یک دریا شوند.
چشم‌ها با دیدن تابوت شهید، بارانی می‌شود و فریاد مرگ بر اسرائیل میدان را می‌لرزاند.
از همان اولین‌ساعات، بازار حضور عکاسان و خبرنگاران و تصویربرداران و مستندسازان، داغ، داغ است. هر کسی به سهم خود می‌خواهد شکوه این حماسه را به تصویر بکشاند و چشم دنیا را کور کند.
«من عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها هستم»؛ این شعار روی پوستری است که در دست بیشتر مردم دیده می‌شود.
پسربچه‌ای هفت‌هشت‌ساله با خودش موشک فتاح را آورده و سوژه بیشتر دوربین‌ها شده بود. بعضی از مادرها هم ترجیح داده بودند از لابه‌لای اسباب‌بازی‌های بچه‌هایشان، تفنگ دهند دست آن‌ها.
در این میان بازار سلفی‌گرفتن دهه هشتادی و دهه نودی‌ها با عکس شهید سیدحسن نصرالله و شهید عباس نیلفروشان هم داغ است. سلفی با قهرمانانشان! آن‌ها می‌خندند و دوربین، ثبتشان می‌کند در دل تاریخ… .
سرلشکر پاسدار حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، مهمان ویژه مراسم امروز اصفهان است. او پشت تریبون می‌رود و مردم فریادشان بلند می‌شود: «حسین، حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست»!
سردار سلامی صحبت‌هایش را با تمجید از مقام والا و ارزشمند شهید نیلفروشان و برشمردن ویژگی‌های منحصربه‌فرد او شروع می‌کند و در پایان به اسرائیل و وابستگانش هشدار می‌دهد که «مراقب باشید دوباره اشتباه نکنید. اگر دست از پا خطا کنید و به منافع ایران تعرض کنید ما شما را دردناک خواهیم زد.»
سردار سلامی بعد از پایان سخنرانی‌اش به سراغ خانواده شهید نیلفروشان در جایگاه می‌رود و از پدر این شهید دلجویی می‌کند.
دکتر مهدی جمالی‌نژاد که به‌تازگی به‌عنوان استاندار جدید اصفهان معرفی شده نیز در میدان بزرگمهر و در جمع مردم اصفهان دیده می‌شود.
سید رضا نریمانی می‌خواند و مردم با اشک‌هایشان شهید را بدرقه بهشت می‌کنند.
مراسم تشییع آغاز می‌شود و جمعیت فوج‌فوج و با نوای حیدر، حیدر به سمت گلستان‌شهدا حرکت می‌کند.
تراکم جمعیت به‌قدری زیاد است که از همان ابتدای حرکت، قدم‌برداشتن به‌سختی انجام می‌شود.
مردی در بین جمعیت فریاد می‌زند: «پیرجماران ما گفت: بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می‌شود» و مردم با فریاد الله‌اکبر مهر تأییدی بر صحبت او می‌زنند.
شهرداری اصفهان نیز در اقدامی زیبا با پرچم‌های «ما ملت امام‌حسینیم»، «ما ملت شهادتیم»، مسیر تشییع را آذین‌بندی کرده و این امر، جلوه خاصی به مراسم داده است.
موکب‌های پذیرایی از مردم نیز کم‌وبیش در مسیر به چشم می‌خورد؛ ولی این تعداد به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت، نیست.
کارمندان بانک مسکن در چهارراه آپادانا هم به میدان آمده‌اند و لیوان، لیوان آب به دست مردم حاضر در مراسم تشییع می‌دهند.
روزنامه اصفهان‌زیبا در اقدامی تحسین‌برانگیز قاب‌عکسی از شهید سیدحسن نصرالله و شهید عباس نیلفروشان را به مخاطبان خاص و تأثیرگذار حاضر در مسیر تشییع اهدا می‌کند.
مسیر تشییع به طرز عجیبی شلوغ است و جمعیت به‌کندی جلو می‌رود.
تعداد افرادی که در مسیرهای خاصی ایستاده و فقط به جمعیت نگاه می‌کنند هم زیاد است. خیلی‌ها هم از پنجره‌های محل کارشان مراسم تشییع را به نظاره نشسته‌اند.
شعارها این بار و در مراسم تشییع پیکر شهید نیلفروشان کوبنده‌تر از همیشه است. مردم این بار به مرگ اسرائیل امید بیشتری دارند.
مردم در حالی به سمت گلستان‌شهدا حرکت می‌کنند که گرمای هوای و آفتاب سوزنده عجیبی را آن‌هم در مهرماه تجربه می‌کنند.
چیزی به اذان ظهر نمانده که جمعیت به گلستان‌شهدا می‌رسد و از اینجا به بعد تابوت شهید روی دست مردم به جلو می‌رود و به میعادگاهش می‌رسد.
صدای خواندن تلقین شهید به گوش می‌رسد و با بلندشدن صدای الله‌اکبر اذان ظهر، حاج عباس نیلفروشان را نه به خاک که به دست رفقایش حسین خرازی و احمد کاظمی و علی زاهدی می‌سپارند.
و اصفهان و اصفهانی‌ها بار دیگر حماسه‌ای را در تاریخ شهر و دیارشان ثبت کردند، حماسه‌ای کم‌نظیر… .