اکران مردمی «پایتخت ۷» در برج میلاد

چهارشنبه‌شب بود که آخرین قسمت فصل هفتم سریال «پایتخت» همراه با حضور مردم و عوامل این سریال در برج میلاد پایتخت اکران شد؛ برنامه‌ای که مطابق انتظار با استقبال زیادی مواجه شد و به‌عنوان یکی از نخستین اکران‌های مردمی، تجربه خوبی را برای مدیران اجتماعی و هنری به ارمغان آورد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ - یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
اکران مردمی «پایتخت ۷» در برج میلاد

به گزارش اصفهان زیبا؛ چهارشنبه‌شب بود که آخرین قسمت فصل هفتم سریال «پایتخت» همراه با حضور مردم و عوامل این سریال در برج میلاد پایتخت اکران شد؛ برنامه‌ای که مطابق انتظار با استقبال زیادی مواجه شد و به‌عنوان یکی از نخستین اکران‌های مردمی، تجربه خوبی را برای مدیران اجتماعی و هنری به ارمغان آورد.

سال 1390 بود که نخستین فصل سریال منتشر شد و حالا با گذشت بیش از یک دهه، فصل هفتم آن هم به اتمام رسید.

اینکه سریال «پایتخت» بر اساس چه اصولی ساخته شده، در این سال‌ها چه فراز و نشیب‌هایی را طی کرده و محتوای آن در هر فصل همراه با چه تغییراتی بوده، مباحثی است که بیش از این بسیار گفته شده و البته که هنوز هم امکان بررسی بیشتر وجود دارد.

اما واقعیتی که همگان بر آن اتفاق‌نظر دارند، محبوبیت آن است.

این سریال در یک دهه گذشته سرمایه نمادینی کسب کرده که در تاریخ سریال‌های صداوسیما جمهوری اسلامی کم‌نظیر بوده؛ از داستان فیلم که توجه خانواده‌ها را معطوف به خود کرده تا تکیه‌کلام‌های فیلم که به‌اصطلاح به میم‌هایی در فضای مجازی تبدیل شده است.

«پایتخت» در این سال‌ها به برندی تبدیل شده که بهره‌وری اقتصادی از آن و اعداد و ارقامی که از درآمدزایی صداوسیما با پخش آن منتشر شده، کمترین کارکرد این سریال است.

مدیران فرهنگی متوجه حاشیه‌های فرهنگی شده‌اند

سریال «پایتخت» همچون سایر برندهای سینمایی سرمایه اجتماعی و فرهنگی به ارمغان آورده که مهم‌ترین دستاورد آن است؛ نکته‌ای که شاید برای نخستین‌بار به آن توجه شده و اکران مردمی قسمت پایانی آن در برج میلاد نشان از این توجه دارد.

به دنبال فراخوان عمومی که مبنی بر حضور مردم در اکران قسمت انتهایی این سریال منتشر شد، چهارشنبه‌شب صف طولانی از مردم در مقابل برج میلاد شکل گرفت.

از همان ابتدای ورودی نمادهایی از سریال توجه مردم را جلب کرده بود و مشغول عکس‌گرفتن با آن بودند: «کمپر» و «ماشین پرنده» ای که در طول سریال استفاده شده بود.

بعد از تأخیری که در ابتدای مراسم به دلیل ازدحام جمعیت اتفاق افتاد، در بخش ابتدایی مراسم دوقلوهای «پایتخت» – رحمان و رحیم – به اجرای قطعاتی از سریال با گیتار پرداختند. بعد از آن، عوامل سریال و بازیگران روی صحنه آمدند و از تجربه کاری‌شان در پایتخت 7 و استقبال مردم از آن گفتند.
آریا عظیمی‌نژاد، آهنگ‌ساز این برنامه هم روی صحنه حاضر شد و از کم‌وکیف موسیقی‌های محلی ساخته شده برای این مجموعه گفت. او به همراه گروه موسیقی‌اش دقایقی را به اجرای موسیقی پرداخت. بعد از آن تیتراژ سریال پخش شد.

چراغ‌ها خاموش شدند و مردم با نورپردازی تلفن‌های همراهشان با موسیقی ابتدایی فیلم همراهی کردند و در نهایت آخرین قسمت این سریال اکران شد.
این‌ها جزئیاتی است از مراسم اکران مردمی این سریال که اگرچه می‌تواند به‌مراتب بهتر از این هم بشود؛ ولی در نوع خودش و برای نخستین‌بار، مسئله مهمی است؛ اینکه مدیران فرهنگی ما به این نتیجه رسیده‌اند حالا که یک سریال با هر فرمولی توانسته مقبولیت اجتماعی به دست آورد، از آن استفاده کنند. تک‌تک جزئیاتی را که می‌تواند برای مردم جذاب باشد به کار گیرند و مخاطب بیشتری را با سریال همراه کنند. این‌چنین اقداماتی چه نتیجه‌ای دارد؟

با تولید محصولات منتسب به برندها «نون تو روغنه»

بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین کارکرد آن درآمدزایی اقتصادی است. به این صورت که با به‌کارگیری سرمایه‌های نمادین فرهنگی موجود در سریال، جذب مخاطب بیشتر و ارزش اقتصادی سریال هم بیشتر می‌شود.

پس به‌راحتی می‌توان تصدیق کرد که این روزها سریال «پایتخت» درآمد خوبی را برای صداوسیما به دست آورده است. اما در همین بعد اقتصادی اگر بتوان کالا‌هایی را مبتنی بر این سریال تولید کرد، قطعا درآمدهای تبلیغاتی در مقابل آن بی‌ارزش می‌شوند.

همان‌طور که در یک دهه گذشته فروش محصولات منتسب به گروه‌های «کی پاپ» کره جنوبی درآمدی چندهزارمیلیاردی نصیب کره‌ای‌ها کرده است.
اما جنبه‌های مهم‌تری را هم می‌توان برای این برندسازی لحاظ کرد؛ از جمله ایجاد فضای هم‌کنش میان مخاطبان. تعامل میان شهروندان بر سر موضوع واحدی مثل اکران یک سریال، یکی از مهم‌ترین اهداف اجتماعی دولت‌هاست.

آن‌ها می‌کوشند به بهانه‌های مختلفی زمینه ارتباط میان شهروندان بر سر موضوع واحد اجتماعی را شکل دهند. به این دلیل که همبستگی اجتماعی آن‌ها بیشتر، زمینه شکل‌گیری وفاق جمعی مهیا و هیجانات جمعی تخلیه می‌شود؛ رخدادهایی که همه آن‌ها برای حفظ نظم جامعه ضروری است.

علاوه بر این ، در بعد فرهنگی هنگامی که شما نسبت به یک سریال علقه پیدا کنید، زمینه انتقال ارزش‌ها و هنجارها از طریق آن بسیار آسان‌تر می‌شود.

همان‌طور که در این مجموعه هم به‌کرات دیده می‌شود که مخاطب در هر قسمت تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از آموزه‌ها قرار دارد؛ مثلا در قسمت پایانی این سریال همین‌که سرنوشت داستان به زیارت امام رضا (ع) گره خورد، آمار جست‌وجوی بلیت مشهد تفاوت فاحشی با پیش از آن پیدا کرد.

مثالی که نشان از تأثیرات زیر متن و فرامتن یک اثر بر مخاطب دارد و به طبع زمانی این تأثیر بیشتر می‌شود که با تبلیغات مبتنی بر آن برند موفق، ضریب نفوذش در زندگی مردم بیشتر شده باشد.

در استفاده از برندهای فرهنگی دچار صنعت‌زدگی نشویم

این گزاره‌های تئوری که بی‌شک می‌تواند با بررسی دقیق‌تر به پختگی لازم برسد، همان راهبردی است که کره جنوبی در چند سال گذشته به کار گرفته و به این واسطه نه‌تنها بخشی از اقتصاد کشورش را مدیریت می‌کند؛ بلکه زمینه اشاعه ارزش‌هایش در جنبه‌های بین‌المللی را هم فراهم کرده است. همین‌طور برندهای سینمایی در هند (بالیوود) و یا هالیوود معروف و کمپانی‌های اروپایی؛ این در حالی است که چنین سرمایه‌گذاری‌هایی در ایران نسبت به سایر کشورهای غربی به‌مراتب با نتیجه مثبت‌تری همراه است. به این خاطر که ارزش‌های سنتی همچنان در میان مردم ایران نفوذ بیشتری دارد و فقط کافی است تا از یک سو محصولات فرهنگی خلاقانه‌ای تولید شود و از سوی دیگر به طرق مختلف همچون اکران‌های مردمی، تولید محصولات منتسب به برندها و… به دنبال این باشیم که از فرصت‌های حاشیه‌ای آن تولید فرهنگی به‌سادگی نگذریم؛ در کنار اینکه نباید در این رویه افراط کرد و کار را به جایی رساند که مخاطب به‌جای مواجهه با یک اثر هنری، احساس کند تحت‌تأثیر «صنعت فرهنگی» است و هنرزده شود.