آیا مذاکره با آمریکا، بیعت با یزید است؟

چندی پیش فردی در برابر یکی از مسئولان نظام، مذاکره با آمریکا را بیعت با یزید زمانه توصیف کرد که البته با واکنش و مخالفت این مسئول در ارتباط با این تحلیل غلط روبه‌رو شد.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ - شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
آیا مذاکره با آمریکا، بیعت با یزید است؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ چندی پیش فردی در برابر یکی از مسئولان نظام، مذاکره با آمریکا را بیعت با یزید زمانه توصیف کرد که البته با واکنش و مخالفت این مسئول در ارتباط با این تحلیل غلط روبه‌رو شد.

بیعت از ریشه بیع به معنی خریدوفروش گرفته شده و در لغت به معنی عهدبستن برای وفاداری و فرمان‌برداری است. با این تعریف آیا مذاکره به معنی پیمان وفاداری و فرمان‌برداری است؟ پاسخ مشخص است: خیر. بیعت سطحی فراتر از مذاکره بر سر منافع است و این مغالطه در معنی است که بیعت را هم‌معنی با مذاکره قلمداد کنیم.

مذاکره با کفار در نص قرآن و سیره پیامبر(ص) و معصومین(ع) به‌کرات دیده می‌شود. بیایید به مفهومی بالاتر از مذاکره بپردازیم. آیا صلح با کفار، به معنی بیعت با آنان است؟! در آیه ۶۱ سوره انفال، بر مصالحه با دشمن تأکید شده است. نمونه بارز اجرای این دستور قرآنی، برقراری صلح حدیبیه توسط پیامبر اسلام (ص) است که در آن مسلمانان برای دسترسی به منافع بلندمدت خود، امتیازاتی را به‌طرف مقابل واگذار کردند و پذیرفتند که هرگاه فردی از مکه از میان قریش بگریزد و به مسلمانان پناه آورد، مسلمانان باید او را به قریش بازگردانند؛ ولی اگر یکی از مسلمانان به‌سوی قریش گریخت، قریش موظف به بازگرداندن او نیست. توجه داشته باشید که برای یک دین درحال‌رشد، مهم‌ترین راه تثبیت پایه‌ها، کثرت پیروان است و پیامبر بر سر چنین مسئله مهمی حاضر به مذاکره شدند تا جان و مال مسلمانان در امان باشد.

نگرش مقام معظم رهبری در کتاب «انسان ۲۵0 ساله» به ما نشان می‌دهد که ائمه اطهار (ع) یک وجود واحد بودند و در دوره‌های مختلف بنابر اقتضائات و صلاح مسلمین تصمیمات متفاوتی گرفتند. در دوره‌هایی از تاریخ، برخی از ائمه (ع) همچون امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تصمیم به مذاکره و صلح با دشمن گرفتند؛ بنابراین صلح و مذاکره با دشمن، فی‌نفسه عملی خلاف دستورات اهل‌بیت (ص) نیست و اگر با هوشمندی و در راستای منافع امت اسلام باشد، توصیه می‌شود. اکنون نیز ازآنجایی‌که در دوران غیبت پیروی از ولی‌فقیه بر ما واجب است، سرنهادن بر صلاحدید ایشان نیز بر ماواجب است.

رهبری معظم انقلاب در سال ۱۴۰۰ تأکید کردند که «سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی‌شود. سیاست خارجه در مجامع بالادستی وزارت خارجه مشخص می‌شود»؛ بنابراین به‌رغم اینکه رهبری به نتیجه مذاکرات خوش‌بین نیستند، تصمیم گرفتند که نمایندگان ایرانی وارد دور جدیدی از مذکرات شوند؛ از این رو باید منتظر ماند و دید با وجود بدبینی ایشان به‌طرف مقابل، چه اروپایی و چه آمریکایی در حصول و پایبندی به توافق، چه مؤلفه‌ها و راهبردی موجب شده تا در این شرایط از ابزار مذاکره استفاده شود و چه اهدافی دیگری در کنار رفع تحریم‌ها مدنظر است!