روایت اصفهان زیبا از نمایشگاه «زبان گیاه»؛ حسین ماهری چه می‌خواهد بگوید؟

در آرزوی انسان‌شدن

طبیعت همواره یکی از بزرگ‌ترین سرچشمه‌های الهام برای هنرمندان بوده است.

تاریخ انتشار: ۱۰:۵۴ - چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
در آرزوی انسان‌شدن

به گزارش اصفهان زیبا؛ طبیعت همواره یکی از بزرگ‌ترین سرچشمه‌های الهام برای هنرمندان بوده است. از نقاشی و موسیقی گرفته تا ادبیات و مجسمه‌سازی، ردپای برگ‌ها، شاخه‌ها، رنگ‌ها و بافت‌های طبیعی را می‌توان در آثار بسیاری از خالقان هنر مشاهده کرد. در دل بهار و با الهام از زیبایی‌های بی‌پایان طبیعت، نمایشگاهی متفاوت در شهرمان اصفهان، از نقاشی‌هایی برپا شده که برگ درختان نه‌تنها به‌عنوان یک عنصر مستقل، بلکه در کنار اساطیر ایرانی زبان به صحبت می‌گشایند. این نمایشگاه با رویکردی خلاقانه تلاش کرده است تا ارتباط عمیق انسان با طبیعت را از دریچه هنر به نمایش بکشد؛ جایی‌که هر برگ روایتگر یک داستان در دل خود و جلوه‌ای در دل طبیعت است. نمایشگاه زبان گیاه که این روزها با نگاهی عمیق‌تر به طبیعت و ارتباط آن با انسان می‌پردازد با نمایش آثار نقاشی حسین ماهر در گالری امروز اصفهان برپا شده است.

حسین ماهر، هنرمند نقاش آبادانی که متولد سال 1336 است، در سن 13سالگی با هدایت محمود دولت‌آبادی به کارگاه موسوی‌زاده راه یافت و از آن زمان نقاشی را به‌عنوان راهی برای بیان درونیات خود برگزید. او در دانشکده هنرهای تزیینی ثبت‌نام کرد. ورودی‌های نقاشی سال 54 نسلی بودند که بیش از دو دهه تجربه جدی نقاشان مدرن منتظرشان بود، کتابخانه خوبی در اختیارشان بود و استادانشان قابل‌اعتنا بودند. هرچند فضای دانشکده هنرهای تزیینی فضایی باز بود و نوجویی و تجربه‌کردن را مانع نمی‌شد، غلبه طراحی و نقاشی اروپایی نیمه دوم قرن نوزدهم در کارها و پروژه‌های دانشجویانش پیداست.

آموزش در این دانشکده، در تمام دورانش، آموزشی بود بر پایه آثار تثبیت‌شده اروپایی. دانشجویانی که چیزی علاوه بر این می‌خواستند، باید خودشان در سفر و مطالعه و بیرون از موارد درسی به دنبالش می‌رفتند؛ به همین دلیل در سال 1363 حسین ماهر برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او پی برده بود برای ارتقای دید خویش به نقاشی باید از نزدیک به اثر دست و شیوه کار استادان اروپایی نگاه کند. پاریس و کتابخانه ملی فرانسه نه‌تنها امکان مواجهه مستقیم او را با تاریخ نقاشی اروپا فراهم کرد، بلکه این امکان را داد تا درباره هنر ایران جدی‌تر مطالعه کند. موضوع قابل‌توجه این است که ماهر در آن دوران دانشجویی هم نقاشی‌اش را مثل امروز بر مبنای طرح‌های تند و سریع می‌کشیده است. این طرح‌ها حکم یادداشت دارند و او مدام در حال یادداشت‌برداری است.

حسین ماهر در نمایشگاه زبان گیاه، دغدغه بررسی معانی چندلایه در بطن گیاهان را دارد. او نقاشی را از کودکی در درون خویش یافته است و یا شاید بتوان گفت خود را در درون نقاشی و در جست‌وجوی این معنا، بسیار صبورانه گام برداشته است.

رشد آرام گیاه، انگیزه رویش هنر

این نقاش در جایی گفته است: «این پرسش برایم پیش می‌آید که چه کار دارم می‌کنم و آرام‌آرام هرچیزی راه خودش را پیدا می‌کند. من قید زمان را نمی‌پذیرم و خودکار زمان شروع و پایان را به من اعلام می‌کند. پیمودن راه برایم مهم‌تر از مقصد است.»

در آثار او، طمأنینه شیوه خلق هنری و هر چیزی در ثبات و به‌تدریج راه خود را پیدا می‌کند؛ درست مثل رشد آرام و ممتد یک گیاه در دل باغی مشوش که باغ تأثیری بر رشد گیاه ندارد؛ اما این گیاه است که بر غنای باغ می‌افزاید.

سال‌هاست که موضوع کار حسین ماهر پرداختن به گیاه است. آثار او نشان‌دهنده عمق نگاه او به ارتباط طبیعت و اسطوره‌هاست که در طول زمان به کمال رسیده است. لذت در میان گل نیلوفر در روزگاری که انسان بیش از هر زمان دیگری از طبیعت فاصله گرفته و به‌جای گفت‌وگو با آن در حال تصاحب و استثمارش است، نمایشگاه زبان گیاه، گویی تلاشی به جهت بازگرداندن سکوت و مکاشفه به ذهن شلوغ مخاطب است. درواقع این نمایشگاه مروری است بر تحول مواجهه هنری حسین ماهر با گیاهان و منظره که به بررسی زمان ورود این عناصر به آثار او و معانی چندلایه‌ای که در خود دارند می‌پردازد. در این نمایشگاه مجموعه‌های مختلفی از اسطوره تا جنوب و گیاهان که به‌تدریج از عنصری در بطن زمینه به مرکز توجه آثارش منتقل‌شده، در حال نمایش است.

از شور جنوب تا شعور طبیعت در نمایشگاه ماهر

حضور گیاه در آثار ماهر را فارغ از نگاه صرفا واقع‌گرایانه می‌توان به سه مرحله تقسیم کرد. در مرحله ابتدایی، گیاهان به شکل ظریف و در جایگاه پس‌زمینه یا به شکل نقوش تکرارشونده که موتیف نام دارند، بر روی لباس‌ها حضور دارند. در این مجموعه رنگ‌ها به‌صورت فام و درخشندگی بالا قابل‌مشاهده‌اند که بیانگر روحیه صمیمی و پرشور و انرژی جنوبی است. در این آثار عنصر انسانی اصلی بانوان هستند که با لطافت تمام روی لباس آن‌ها از نقش‌های گیاهان، بهره گرفته شده است.

در یکی از تابلوهای نقاشی داخل نمایشگاه، بانویی تکیه زده بر درخت نخل مشاهده می‌شود که تضاد رنگ آبی کاربنی و زرد با درجه خلوص بالای گل‌های روی پیراهن، درنهایت هنرمندی به کار برده شده است. به‌علاوه در اقدامی کاملا هنرمندانه استفاده از رنگ‌های مکمل برای ایجاد سایه توجه را جلب می‌کند. مجموعه جنوب که از دیده‌شده‌ترین آثار حسین ماهر است، بیانگر برداشت شخصی او از مکان و انسان است که برداشت‌های قوم‌انگارانه‌اش نیز در این مجموعه دخیل است؛ گویی هنرمند حس و حال شخصی خود را با ترکیب عناصر انسانی و گیاهی روی صفحه بوم به نمایش درمی‌آورد.

در میان مجموعه جنوب، آرشیوی از مجموعه‌ای از طراحی‌های مقدماتی و اسکچ‌های آرشیوی حسین ماهر گنجانده شده‌اند تا تصویری از فرآیند خلاقانه هنرمند را ارائه دهند که بیانگر روند تکام و درک عمیق مسیر او است.

پیوند انسان و طبیعت، با ذوق هنری

در مرحله دوم نمایشگاه، در کنار فیگورهای اسطوره‌ای انسانی و حیوانی، مجموعه‌ای به نام اسطوره گیاه قابل‌مشاهده است که بیانگر پیوند پیچیده این عناصر گیاهی با مفاهیم اسطوره‌ای است. در این مجموعه، گیاهان در کنار موجودات افسانه‌ای و اسطوره‌ای چشم را بر خود متمرکز می‌سازند. استفاده از رنگ‌های پخته رو به تناژهای خاکستری در کنار موجودات اسطوره‌ای بالدار تاج بر سر، انسان را به تفکر وا‌می‌دارد که در هنرمند چه گذشته و در هنگام خلق این اثر به چه می‌اندیشیده است. چه کسی می‌داند چه رازی در رشد یا زندگی یک گیاه نهفته است که نقاش در بستر اسطوره‌ها در پی آن است؟

درواقع مجموعه اسطوره گیاه، نشان‌دهنده طیف وسیع و گسترده‌ای از باورهای باستانی و اساطیر ایرانی است. هرجا که انسان در نقاشی‌های حسین ماهر، نقشی دارد، شبیه به آن ساحت از دیو و دد ملولی است که بیش از اینکه خود انسان باشد، آرزوی انسان‌شدن و انسان‌یافتن دارد. در فیگورها انزوا، خمیدگی، تحمل و انتظار نمایان است؛ اما صبر به‌عنوان عنصری کلیدی همچون فیلتری انگار همه‌چیز را از لایه‌های ابتدایی زدوده است. این مجموعه نشان‌دهنده تعمیق نگاه او به طبیعت و مفاهیم اسطوره‌ای است که در طول زمان، به زبان بصری خاصی تبدیل شده باشد.

فرار از محدودیت با به‌کارگیری تکنیک‌های متنوع

نهایتا در مرحله آخر، در مجموعه گیاهان که از نظر طراحی و تکنیک به مجموعه اسطوره نزدیک‌تر است، گیاهان به‌عنوان مرکز توجه و به شکلی مستقل و بدون همراهی با فیگور انسان یا حیوان و یا موجودات اسطوره‌ای در مرکز توجه قرار می‌گیرند.

این نمایشگاه، آثاری به‌دوراز کلیشه داشت که به اندیشه‌ها و ایده‌های هنرمند نقاش وفادار است. بافت در آثار ماهر با حفظ اصول مینیمالیسم فضای کلی آثار، در برقراری حس بیشتر با موضوع تأثیر مثبتی دارد.

از جنبه تکنیک آثار می‌توان گفت هنرمند خود را به یک تکنیک محدود نساخته است و از تکنیک‌های مختلفی اعم از آبرنگ، رنگ‌روغن، آب مرکب، قلم فلزی و… با توجه به محتوای حسی آثار بهره گرفته که به نظر می‌رسد بیانگر جسارت تجربه‌گرای حسین ماهر است. او در این خصوص می‌گوید: «نقاش بعد از مدتی از جنس ابزار، بافت، رنگ و فرم‌هایش می‌شود و ناخودآگاه به مواد کارش مراجعه می‌کند؛ نه سوژه و داستان و موتیف‌ها.»

آثار حسین ماهر در بیان فلسفه

هنرمندی مانند حسین ماهر که به ایده‌های شخصی خود وفادار است و از دنباله‌روی از خواسته‌های مخاطب پرهیز می‌کند، نمونه‌ای از تحقق اصالت فردی است. آثار او که تجربه‌ای زیسته از آدمی و طبیعت است، انسان را به درک عمیق‌تری از هستی دعوت می‌کند. در جهانی که هر روز بیشتر از دید عمیق و سبزبودن فاصله می‌گیریم، چنین نمایشگاهی نه‌تنها فاقد ارزش هنری، بلکه دارای نقشی اجتماعی و اخلاقی است. این نمایشگاه گیاهان را از پس نگاه سنتی بیرون آورده و با دید مدرن به بررسی گیاه در بستر انسانی و اسطوره‌ای پرداخته است.