کشف توانمندی‌ها؛ نخستین گام انتخاب رشته

رشته ات را با خودشناسی انتخاب کن

باتوجه‌به فصل انتخاب رشته برای دانش‌آموزان نهمی و تازه دانشجویان به نظرم رسید نکاتی را که طی مطالعه و تجربه بیش از ده‌ساله‌ام در زمینه مشاوره تحصیلی در این سال‌ها به آن رسیده‌ام، بیان کنم.

تاریخ انتشار: ۱۵:۰۰ - دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
رشته ات را با خودشناسی انتخاب کن

به گزارش اصفهان زیبا؛ باتوجه‌به فصل انتخاب رشته برای دانش‌آموزان نهمی و تازه دانشجویان به نظرم رسید نکاتی را که طی مطالعه و تجربه بیش از ده‌ساله‌ام در زمینه مشاوره تحصیلی در این سال‌ها به آن رسیده‌ام، بیان کنم.

اول‌ازهمه توصیه به بازی‌های مثل شطرنج است! شطرنج، بازی پادشاهان است و مشق سیاست! اینکه افراد تمرین کنند و برای بردن، استراتژی داشته باشند بی‌نهایت مهم است! برخلاف اکثر بازی‌های فکری که شانس، نقش بسیار مهمی در بردوباخت دارد! شطرنج این‌گونه نیست و علاوه بر داشتن نقشه برای حرکت‌ها، توانایی پیش‌بینی حرکت‌های حریف بسیار اهمیت دارد! در روزگاری که همه ما مجبوریم کارگردان زندگی خود باشیم، حرکت بدون نقشه قبلی و بدون توجه به حرکت سایر همگنان، نتیجه‌ای جز ابهام و تغییرات چندباره مسیر برایمان نخواهد داشت.

در این یادداشت احتمالاً برخلاف انتظار شما مبنی بر بیان مهارت‌های انتخاب رشته، سعی خواهم کرد بیشتر به نکات نگرشی بپردازم و تا جایی که می‌توانم زاویه دید شما را نسبت به مقوله انتخاب رشته اصلاح کنم؛ لذا طی هفت قسمت به طرح موضوع خواهم پرداخت.

اندر ستایش پیاز

یکی از آرزوهای دوران نوجوانی‌ام این بود که بر اساس آنچه از گذشته به ما گفته بودند انسان جامعی بشوم و بتوانم در همه زمینه‌ها اظهارنظر تخصصی کنم و مانند انسان‌های حکیم، دقت و ریزبینی داشته باشم. کم‌کم فهمیدم آنچه در ذهن داشتم اگر درگذشته هم امکان داشته، دیگر امکان‌پذیر نیست. با تخصصی‌شدن علوم عملاً امکان ندارد کسی بتواند؛ مانند گذشته از همه چیز سردر بیاورد و به‌اصطلاح همه‌چیزدان بشود!

این‌ها گذشت تا اینکه طی این سال‌های اخیر متوجه شدم اتفاقاً تنها راه برون‌رفت از مشکلات ایران معاصر برخلاف آنچه تحت عنوان تخصص‌گرایی می‌گویند دقیقاً همین نگاه جامع داشتن به مسائل است و آنچه پدر ما درآورده همین نگاه‌های تک‌بعدی و کاریکاتوری است!

اما هنوز هم این سؤال برایم باقی بود که چگونه می‌توان هنگام حل یک مسئله، آن را تک‌بعدی ندید و سعی کرد راه‌حل‌های جامع ارائه داد؟

به نظر می‌رسد شاید بتوان این‌گونه گفت که رفتار ما در حرکت علمی باید شبیه پیاز باشد! به این می‌گویم قانونِ حرکت پوسته پیازی.

ما باید یک موضوع را به‌عنوان محور تخصصی انتخاب کنیم و سپس متناسب با نیازهایی که داریم و مسئله‌هایی که برایمان مطرح می‌شود به سراغ علوم مختلف برویم.اهمیت مباحث نیز مانند ضخامت لایه‌های پیاز یکی نیست، آن‌ها که مهم‌ترند را بیشتر کارکنیم و قوی‌تر و آن‌ها که کم‌اهمیت‌ترند را کم‌تر! در این صورت هم در وقتمان صرفه‌جویی می‌شود و هم نکاه تک‌بعدی نخواهیم داشت. اما سؤال بعدی این است که چگونه بفهمیم روی چه مسئله‌ای باید تمرکز کنیم؟

اندر احوالات مولکول اوزون

رزونانس در شیمی برای توصیف الکترون‌های آزاد در یک مولکول به کار می‌رود که سبب می‌شوند در مولکولی خاص، چندین ساختار مختلف در توضیح پیوندها داشته باشیم!

مشاوران برای انتخاب رشته به چندین عامل اشاره می‌کنند از جمله: علاقه و استعداد. برخی دیگر عامل سومی را اضافه می‌کنند: نیاز و ضرورت‌های جامعه. البته از عوامل دیگری نیز می‌توان نام برد، اما سؤال مهم اینجاست که کدام یک از این عوامل مهم‌ترند و نسبت و رابطه بین این سه عامل چگونه است؟

برگردیم به بررسی مولکول اوزون، سه‌اتم اکسیژن در یک پیوند کووالانسی به زاویه ۱۱۷ درجه، یک مولکول را تشکیل می‌دهند.

پیوندی قوی که توان مقابله باانرژی فرابنفش را دارد!به نظر می‌رسد این بستگی به امکان‌ها و زمینه‌های هر فردی دارد که چگونه سه عامل علاقه، استعداد و نیاز جامعه را با هم ترکیب کند و در چه لحظه‌ای و در کدام نقطه این سه عامل به تعادل برسند و نتیجه حاصل بشود! باید دقت کرد که گویا بیش از این نمی‌توان کار را فرموله کرد!

هرکسی اقتضائاتی دارد و در نقطه مشخصی که اختصاص به او دارد می‌تواند این سه عامل را به تعادل برساند!اما سؤال مهم دیگر در مورد ماهیت این سه عامل است! علاقه چیست؟ چگونه حاصل می‌شود و مُدرِکات آن کدم‌اند؟ استعداد چیست؟ راه‌سنجش آن کدام است؟ نیاز جامعه چقدر مهم است و ملاک تشخیص آن چیست؟

اندر احوالات توابع درجه سه

یکی از نکات بسیار مهم و مبنایی در انتخاب رشته، توجه به خود انسان است! اینکه ما چه تعریفی از انسان داشته باشیم می‌تواند در انتخاب‌های ما فوق‌العاده مؤثر باشد!

به نظر می‌رسد مسیر حرکت انسان بسیار شبیه نمودار تانژانت یا برخی از همین توابع درجه سه است. نمودار تانژانت از منفی بی‌نهایت تا مثبت بی‌نهایت امتداد می‌یابد درست شبیه انسان! اگر ما بدانیم تأثیر رفتارهایمان برای خود و بقیه می‌تواند تا بی‌نهایت (بخوانید قیامت و بعد از آن) امتداد داشته باشد شاید دیگر به‌راحتی هر کاری انجام ندهیم. در واقع عرض از مبدأ و طول از مبدأ این نمودار نیز همان امکان‌ها و استعدادها و اقتضائاتی است که با آن‌ها متولد شده‌ایم!

این نیز محل بحث است! اگر اعتقاد داشته باشیم که انسان لوح سفید است یک‌جور یا او برخورد می‌کنیم و اگر اعتقاد داشته باشیم هر فردی با یک‌سری دارایی‌ها و نداری‌هایی متولد می‌شود یک‌جور دیگر با او برخورد می‌کنیم. صدالبته اینکه بدانیم هر انسانی یک‌زمان شروعی دارد؛ ولی پایان ندارد و برای همیشه باقی است و با نتیجه و اثرات اعمال محدود زندگی‌اش تا ابد سروکله خواهد زد، یک‌طور دیگر رفتار خواهد کرد.

انسان‌شناسی موضوعی است که کمتر کسی به آن توجه می‌کند؛ اما اگر دقت کنید می‌تواند تمام بافته‌های روان‌شناسان را به هم بریزد.

اندر احوالات کرم ابریشم

تابه‌حال به کرم ابریشم توجه کرده‌اید؟ چه زندگی پر فراز و نشیبی دارد! اوایل بدون هیچ دغدغه‌ای فقط می‌خورد و می‌خوابد! بعد از مدتی که دوران تن‌پروری تمام شد شروع می‌کند به ریسیدن نخ و ساختن یک پیله کوچک! اما به‌دور خودش! واقعاً چه کسی دوست دارد خودش را این‌گونه زندانی کند؟ پس از آن دوران نهفتگی کرم قصه ما شروع می‌شود! مدتی هیچ‌کس او را نمی‌بیند تا اینکه موعد پرواز فرامی‌رسد!

به‌راستی چقدر زندگی ما شبیه ماجرای کرم ابریشم است. با این تفاوت که تقریباً هیچ‌گاه نمی‌توانیم آن‌طور که باید، رفتار کنیم. در زمانی که باید فارغ از جهان باشیم و آزادانه به کشف پیرامون خود بپردازیم به ما امرونهی می‌کنند و خلاقیت را درون ما می‌کشند و آن هنگام که باید بی‌وقفه در پی آموختن و فهمیدن باشیم تنبلی می‌ورزیم.

یکی از نکات مهمی که باید برای انتخاب رشته به آن توجه کرد، حفظ تعادل بین کارهاست. کسی که توان مدیریت تمایلات خود را ندارد چگونه می‌تواند در آینده مدیریت خانواده بلکه کارخانه‌ای را بر عهده بگیرد؟ کسی که مدام در معرض اخبار و اطلاعات مختلف است و زمانی برای خلوت و تنهایی ندارد تا به درست و غلط آنچه دریافته و انجام داده فکر کند، چگونه می‌تواند هنگام عمل، صواب را از ناصواب تشخیص دهد؟

در ستایش از این شاخه به آن شاخه پریدن

به یاد دارم همیشه در کودکی و نوجوانی از این شاخه به آن شاخه پریدن را نهی می‌کردند و به ما می‌گفتند نباید هر بار سراغ کاری برویم؛ بلکه باید یک‌رشته را انتخاب کنیم و تا آخر برویم تا به موفقیت برسیم. اما هیچ‌گاه به ما نمی‌گفتند چطور بفهمیم بدرد چه کاری می‌خوریم.

اینکه کسی نتواند هیچ کاری را به سرانجام برساند و مدام از انتخاب‌هایش پشیمان می‌شود اتفاق ناخوشایندی است؛ اما حقیقتاً چه راهی جز تجربه‌کردن، برای شناخت استعدادها و علاقه‌های ما وجود دارد؟ اکنون که به گذشته خودم نگاه می‌کنم می‌بینم من از هرکسی و هر موضوعی گرته ای برای خودم برداشته‌ام! و همه آنچه اکنون هستم، حاصل همه آنچه تاکنون بوده‌ام است.در دوران نوجوانی به شعر و نجوم و تاریخ علاقه داشتم آن‌قدر که شعر می‌سرودم و در دل بیابان به رصد ستارگان می‌نشستم و شاهنامه و منطق‌الطیر می‌خواندم. در دوران دانشجویی به فلسفه و مطالعات تمدن علاقه‌مند شدم.

بعد از دانشگاه به علوم حوزوی علاقه‌مند شدم و از خواندن ادبیات عرب و فقه و اصول لذت می‌بردم و اکنون که آغاز دوران چهارم است شیفته علوم اجتماعی هستم و از خواندن آنچه در کتاب‌ها نوشته‌اند بی‌نهایت لذت می‌برم و در هر دوره‌ای، مرزهای جهالت من گسترده‌تر شده است.تجربه‌کردن موضوعات و کلاس‌های مختلف فی‌نفسه بد نیست؛ ولی آنچه مهم است یادآوری این سؤال است: فلان کلاس را می‌روم که چه بشود؟ و ما باید در هر کاری که می‌کنیم برای این سؤال پاسخی داشته باشیم که ما را قانع کند! همین کافی است.

اردوی تمرینی

اگر بخواهیم وضع انسان را در جهان هستی بررسی کنیم باید بگوییم که بسیار شبیه یک اردوی تمرینی است. ما نیامده‌ایم در دنیا تا دکتر و مهندس و آیت‌الله بشویم و در مورد این‌ها از ما در قیامت سؤال نخواهند کرد؛ اما از ما خواهند پرسید این عمری که به تو دادیم را در چه راهی مصرف کردی؟

شنیده‌اید که قبل از برگزاری مسابقات اصلی، همیشه بازیکن‌ها به اردوهای آمادگی می‌روند تا تمرین‌های نهایی را انجام دهند و با حداکثر آمادگی به عرصه رقابت بروند و بهترین نتیجه‌ها را کسب کنند. وضعیت ما نیز در دنیا بسیار شبیه به این اردوهاست. با این تفاوت که مسابقه نهایی در کار نیست و برنده و بازنده با جمع امتیازها در طول اردوهای مختلف مشخص می‌شوند. اگر ما دنیا را یک اردوی تمرینی ببینیم که اولاً این اردو موقت است ثانیاً هر رفتار ما می‌تواند در نتیجه نهایی اثر داشته باشد طور دیگری رفتار خواهیم کرد. همچنین اگر بدانیم در آخرت چه چیزهایی بیشتر به کارمان می‌آید بهتر می‌توانیم در این دنیا تصمیم بگیریم و انتخاب‌های ما جهت‌گیری بهتری خواهند داشت!

تا خودمان را نشناسیم نمی‌‌توانیم انتخاب درستی داشته باشیم

درنهایت اینکه ما تا شناختی از خودمان و ظرفیتمان نداشته باشیم نمی‌توانیم تصمیم درستی در مورد انتخاب رشته بگیریم و کار اشتباه این است که قبل از شناخت نسبی از خود و محیط پیرامونمان بخواهیم سراغ تعیین مسیر پیش رویمان رشته و دانشگاه محل تحصیل برویم. اول باید خودمان را و محیط زندگی‌مان محله، شهر، کشور و شرایط زمانی و مکانی که در آن قرار گرفته‌ایم را بشناسیم و بعد متناسب با این آگاهی‌ها، اهداف تحصیل و شغلی و اهداف شخصی و خانوادگی را تعیین کنیم و سپس به سراغ انتخاب مسیر یعنی انتخاب رشته و دانشگاه موردنظر برویم و البته در آخر و پس از همه تلاش‌ها و مشورت‌ها به خدا توکل کنیم و بدانیم که او مربی من است و از او بخواهیم که بهترین‌ها را برای من مقدر بفرماید.