به گزارش اصفهان زیبا؛ استاد فرشچیان، هنرمند برجسته ایرانی، با خلق آثار شگفتانگیز خود، دنیایی از زیبایی و معنویت را به تصویر میکشد. او با الهام از فرهنگ غنی ایرانی و آموزههای عرفانی، بیننده را به سفری درونی دعوت میکند؛ سفری که در آن انسان به جستجوی حقیقت و اتصال به عالم معنوی میپردازد. آثار او نه تنها نمایشی از زیبایی بصری، بلکه تجربهای روحانی و عمیق برای مخاطب به ارمغان میآورند.
استاد فرشچیان، یکی از بزرگترین هنرمندان معاصر ایران و نماد هنر نقاشی ایرانی است که با آثار خلاقانه و منحصر به فرد خود، جایگاهی ویژه در تاریخ هنر کشورمان دارد. وی با بهرهگیری از تکنیکهای سنتی و نوآوریهای شخصی، توانسته است تصاویری زیبا و عمیق را خلق کند که نه تنها زیبایی بصری دارند، بلکه مفاهیم عمیق فرهنگی و اجتماعی را نیز به تصویر میکشند.
مصاحبه با استاد حسین تحویلیان فرصتی استثنایی برای درک عمیقتری از دیدگاهها، تجربیات و فرآیند خلاقانه اوست. در این مصاحبه، به بررسی زندگی حرفهای و شخصی ایشان، تأثیرات فرهنگی و تاریخی بر آثارش، و همچنین چالشها و موفقیتهای او در دنیای هنر خواهیم پرداخت. این گفتگو میتواند نوری بر روی رازهای موفقیت او بیفکند و بینشهای جدیدی درباره هنر و فرهنگ ایرانی ارائه دهد.
در نهایت، این مصاحبه نه تنها برای علاقهمندان به هنر، بلکه برای تمامی کسانی که به دنبال درک بهتر از هویت فرهنگی و هنری ایران هستند، جذاب و آموزنده خواهد بود. در ادامه «اصفهانزیبا» به گفتگو با استاد حسین تحویلیان میپردازد.
آیا خاطرهای در ارتباط با ایشان دارید؟
آخرین خاطره من، رویدادی بود که در خصوص جشنواره محیطزیست در اصفهان برگزار شد که به اسم استاد فرشچیان نام گرفت و ایشان اجازه استفاده از اسمشان را دادند و رسم الخطی نیز برای این رویداد ارسال کردند. من یکی از داورها بودم و بسیار خوشحال بودم که در فضایی داوری میکنم که زیر پوشش استاد فرشچیان است. یکی از نکاتی راجع به افراد شاخص در هر دوره و هر زمانی، این است که مجموعه ویژگیهای فردی را آن شخص داشته است که علاوه بر قلمشان، میتواند فرد را به معروفیت برساند.
آیا ما میتوانیم ادعا کنیم که استاد فرشچیان یک شیوه نگارگری را وارد این رشته کرده است؟
استاد فرشچیان طبیعتا در محیط اصفهان شروع به کار میکنند، این مسئله همزمان با دورهای میشود که به طور طبیعی هنر مدرن و جدید در حال ورود به کشور است؛ هرچند که قرار بود در هنرستان، صنایع دستی و هنرهای سنتی را تدریس کنند، اما آرامآرام رشتههایی مثل رشتههای نقاشی هم اضافه شد و اساتیدی که آنجا تدریس میکردند، خیلی هنرآموزان را با فضای دنیای مدرن، آشنا میکردند.
در چنین فضایی طبیعی بود که نگارگری ما هم شروع کند به واکنش نشان دادن. میدانیم که نگارگری، به ویژه نگارگری اصفهان به دوره صفویه بر میگردد و از آن به بعد آن حال و هوای شاخص خود که خلاقیت بخشی بود را از دست میدهد، در دوره قاجار تعدادی از هنرمندان از اصفهان به تهران، مهاجرت میکنند، تعدادی هم اصفهان میمانند، اما همچنان به سیاق دوره صفویه شروع به مشق کردن میکنند.
در دوره پهلوی در چنین فضایی، تغییر یکی از چیزهایی بود که افراد به دنبال آن بودند و سعی میکردند آن را ایجاد کنند؛ به عبارت دیگر خلاقیت و تولید در حوزه هنر. در این دوره، استاد فرشچیان آرامآرام و با مطالعات مختلفی که داشتند، شیوههای مختلفی را شروع به آزمایش کردند و به یک شیوه طراحی در نگارگری و همچنین در حوزه رنگ به یک سبک رسیدند که همین حاصلش همین شیوهای است که امروزه تحت عنوان شیوه فرشچیان، از آن یاد میشود.
این روش موضوعنگاری که تقریبا در دوره صفویه وجود داشت، تا حدودی جای خود را به نوعی از تصویرگری میدهد که نوعی تفسیر را نسبت به اتفاقی که افتاده است ارائه میدهد. مثلا در تابلو عصر عاشورا، ایشان قصد ندارند یک صحنه واقعی را به ما ارائه بدهد، بلکه فهمی که از دل آن روایت به دست آمده را برای ما به نمایش میدهد که این بخشی از کار است. در بخش دیگر، تکرار وجود دارد که ما تکرار را در بسیاری از هنرهای ایرانی مثل نگارگری یا حتی خوشنویسی در قسمتهای سیاه مشق میبینیم که استاد فرشچیان از تکرار در طراحی هم استفاده میکند و آثار بسیاری را خلق میکنند. طبیعتا ایشان بسیار فرد شاگردپروری بودند که در دوره معاصر یکی از رکنهایی است که توانستند آن را گسترش بدهند. در نهایت او سبکی نوتر از نگارگری ایرانی به وجود آورد و خلاقیتش را در بخش طراحی و رنگآمیزی به جهانیان ارائه داد.
با توجه به اینکه استاد فرشچیان از افرادی بود که ایجاد سبک کرد، این سبک جدید چقدر متناسب با شرایط روز بود؟
استاد فرشچیان تاثیر بالقوهای را در جامعه هنری به ویژه نگارگران گذاشت. در برههای که ایشان زندگی میکرد، ما شاهد سینما، تلویزیون، فیلم و … هستیم و عناصر بصری نسبت به دوره گذشته تحول خاصی را طی کرده است.
اگر ما به سبک استاد نگاه کنیم، میبینیم که استاد، به این قسمت عنایت داشت، به خصوص تاثیر حرکت و تاثیر موشن در آثار او وجود دارد. این چیزی است که در خواسته زمانه، به عنوان یک نیاز احساس میشد و طبیعتا بسیاری از هنرمندان که به دنبال سبک نوتری بودند، سبک او را مورد تقلید قرار میدهند.
مسئله چاپ و تکثیر و ارتباطات که در این دوره وجود داشت و آثار ایشان را هم به صورت چاپی و هم به صورتهای دیگر مردم میدیدند، موجب میشود که گرایش به آثار ایشان پیدا کنند. طبیعی است که نگارگری استاد فرشچیان به ذائقه مردم معاصر بیشتر نزدیک است تا بعضی از نگارگریهای دوران گذشته، البته این به معنای کم ارزش بودن آثار گذشته نیست، بلکه به معنای خلق اتفاقات تازه در دوره معاصر است.
طبیعتا با توجه به ذائقه دوره معاصر که با فیلمها، با تلویزیون و با تصاویر آشنا بود، آثار استاد فرشچیان بیشتر به دل مینشیند و یک نوع همگامی به وجود میآید. حضور نو پرسپکتیو، چه پرسپکتیو رنگی و چه پرسپکتیو مکانی که خاص خود ایشان است موجب میشود که برخورد دو بعدی که در ویژگی نگارگری ایرانی بوده، تا حدودی متفاوت شود و ما رویکردهای دیگری را نیز در پرسپکتیو شاهد باشیم.
یک شبهه این است که کارهای استاد فرشچیان در دسته نگارگری قرار میگیرد یا نه. نظر شما چیست؟
در ارتباط با این نکته که کارهای ایشان نگارگری هست یا نگارگری نیست، باید گفت طبیعتا نگارگری است. ما اگر دقت کنیم به همان اندازهای که استاد فرشچیان در دوره کنونی تغییر و تحول در سیاق نگارگری ایجاد کرد، دورههای گذشته هم هنرمندان شاخص و نگارگران پیشین تغییر ایجاد کردند.
ولی طبیعتا با عصر خودشان پیش رفتند و استاد فرشچیان نیز تحولات این عصر را مد نظر داشت و بدین ترتیب، آنچه ارائه داد، نیاز این عصر را سیراب میکند. در دوران قدیمتر به خصوص دوران صفوی، ما یک نوع نقاشی داشتیم که همان نگارگری است، اما در دوران معاصر و با ورود سبکهای اروپایی به نقاشی ایران، نگارگری یکی از سبکهای نقاشی در ایران میشود.
در دوره استاد فرشچیان، جریانات هنری بسیاری که حتی در مسیر مدرنیسم پیش میرفتند، شکل گرفتند، اما چه شد که مردم با مکتب استاد فرشچیان از لحاظ روحی، ارتباط بیشتری برقرار کردند و آثار استاد فرشچیان را به وضوح میشناسند؟
ما نمیتوانیم حوزه هنر را از سیستم تبلیغاتی دولتی که میتواند بخشهایی را مورد تشویق قرار دهد، جدا کنیم. در دوره قبل از انقلاب، به طور طبیعی، هنر مدرن از طرف دستگاه حکومتی مورد تشویق قرار میگرفت و حتی اساتیدی که در دانشگاههای هنر حضور پیدا کردند یا غربی بودند و یا در زمینه هنر غربی مطالعه کرده بودند و بخشی از هنر معاصر ایران را شکل دادند که در جای خود بخشی از هنر این سرزمین است و برای خود ارزشمند هستند.
اما در دوره فعلی، به علت اینکه نوعی ستیز با هنر غربی به وجود آمده است تا حدودی بسیاری از دست اندرکاران و مسئولین فرهنگی ما، طبیعتا سعی در فاصله گرفتن از آن را دارند. اما باید این نکته را در نظر داشت که هنرمند بخش سیاسی جامعه نیست، هنرمندان، فرهنگی که در آن رشد کردند را با عناصر غربی یا شرقی تلفیق میکنند، که ارزشمند است و از اتفاق هنرمندان مدرنگرا نیز تلاش کردند میراث فرهنگی بومی و ایرانی ما را در هنر خود به کار گیرند و سعی کنند که این بخشها به صورت خاص موردنظر قرار بگیرند.
نمیتوان گفت هنرمندان مدرنگرا، بیطرفدار بودند،؛ همانطور که آثار آنها، به عنوان آثار گران قیمتی در گالریها خرید و فروش میشوند، همانطور هم برای آثار استاد فرشچیان این اتفاق میافتد.
به عبارتی هر دو نوع سبک در میان مردم، ارزشمند هستند، اما مردم از یک جهت به آثار استاد فرشچیان به شکل ویژه توجه نشان میدهند که آن حضور مذهب و حضور عناصر مذهبی در آثار ایشان میباشد.
به علاوه استاد فرشچیان، از نظر اخلاق و رفتار شخصی بسیار خاکی و متواضع بود و در جلساتی که حضور پیدا میکرد، مردم احساس میکردند که او قابل دسترس است. او با بسیاری از هنرمندان هم تعامل میکرد و خودش را بالاتر نمیدید و یک مردمداری و اخلاق مثبتی که داشت، کنشی را ایجاد میکرد که موجب میشد آثارش بیشتر به دل مردم بنشیند. البته خود آثار هم دارای ارزشهای زیادی بودند که در ذات خودشان هم قابل مطالعه و بررسیاند. لازم به ذکر است تمام هنرمندان چه در زمینه مدرن، چه پست مدرن و چه سنتی، همه قابل ارزش هستند و توشهای هستند برای فرهنگ و هنر این سرزمین.
استاد فرشچیان را در یک جمله توصیف بفرمایید.
این جمله مدتهاست که در ذهن من حضور دارد. استاد فرشچیان به عنوان پل و واسطه میان هنر گذشته و هنر جدید ایران، حلقه اتصالی را به وجود آورد و ایشان سندی بودند در اخلاق0مداری هنرمند ایرانی.



