محمود افشاری

محمود افشاری

خبرنگار

آرشیو مطالب منتشر شده
معتکف شو تا ببینی  هست و نیست
۲۷ دی ۱۴۰۳

معتکف شو تا ببینی هست و نیست

یکی‌دو سال قبل از دوران تلخ فراگیری ویروس کرونا بود که در مسجد امیرالمؤمنین(ع) معتکف شدم و قدم در مسیری گذاشتم که هیچ تجربه مشابه دیگری تا به امروز برایش متصور نیستم.

امام خط
۱۷ دی ۱۴۰۳

امام خط

معلم بود و خوش‌نویس و عالم دین؛ دستی در آتش خط داشت و قلمدانی به وسعت نوشتن تا آنچه را می‌نگارد به یادگار همی‌گذارد؛ یادگارانی که گاهی در جلوخان تکیه‌ها و مساجد و حسینیه‌های روستاها و شهرهای بزرگ و کوچک هم رویت می‌شوند و پای آن‌ها کتبه حبیب‌الله فضایلی سمیرمی نقش بسته است.

به لاله‌های مهاجر  درود بی‌پایان!
۹ دی ۱۴۰۳

به لاله‌های مهاجر درود بی‌پایان!

نمی‌دانم مسجد قبا در خیابان شیخ طوسی غربی یا همان بیست‌وچهار متری اول را می‌شناسید یا نه؛ اما مدت‌زمانی ساکن در مجاورتش بوده‌ام و می‌دانم ازجمله مساجدی است که همیشه شلوغ و پرجنب‌وجوش با برنامه است.

«داستان شد» را ببین!
۶ دی ۱۴۰۳

«داستان شد» را ببین!

در حال گشت‌وگذار بین کانال‌های متعدد تلویزیون بودم که با سید بشیر حسینی و استایل و تیپ متفاوتش در شبکه سه مواجه شدم؛ استایلی متفاوت از عصر جدید احسان علیخانی که گرد پیری و سپیدمویی دکتر حسینی نمایان است و این بار در برنامه‌ای متفاوت با عنوان «داستان شد» متفاوت ظاهر شده است.

گویی که وارد بهشت شدم!
۵ دی ۱۴۰۳

گویی که وارد بهشت شدم!

نوشتن درباره «غلامحسین ابراهیمی دینانی» کار سختی است؛ نه از این حیث که شرحی بر اوضاع و احوال او باشد؛ بلکه از آن روی که او حکیمی است که واژگانش را به حکمت مزین می‌کند و سخنانش را به عرفان و معرفت و حیرت گره می‌زند.

سمیرم؛ شهر سیب و زندگانی
۲۴ آذر ۱۴۰۳

سمیرم؛ شهر سیب و زندگانی

آن روزها جوان بودم و جویای نام و برای خودی نشان دادن در عرصه خبر و رسانه؛ جنب و جوش و تحرکم دو چندان بود. برای یافتن سوژه و پیگیری و واکاوی آن تا ته خط می‌رفتم و دل به دریای گزارش، خبر و مصاحبه می‌زدم.

مهیار عیار تمام‌عیار!
۲۰ آذر ۱۴۰۳

مهیار عیار تمام‌عیار!

«پهلوانان نمی‌میرند»، «سربداران»، «عیاران» و امثالهم مجموعه‌های تلویزیونی تاریخی و جذابی بودند که سال‌ها قبل از رسانه ملی پخش شدند. آن سال‌ها مردمان اما بیشتر پای این سریال‌ها می‌نشستند و لذت می‌بردند.

هرکسی از ظن خود شد یار رود!
۶ آذر ۱۴۰۳

هرکسی از ظن خود شد یار رود!

فصل اردوی دوران مدرسه که فرامی‌رسید، اصفهان و زاینده‌رودش پای کار ثابت این اردوها برای ما شهرستانی‌ها بود.

سیب سمیرم و انار شهرضا
۳۰ آبان ۱۴۰۳

سیب سمیرم و انار شهرضا

وانتی هرچند روز یک‌بار به کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر من سرک می‌کشد و با بلندگوی آهنین خود فریاد می‌کشد که «انار، انار؛ مشتری انار، سیب بیار، انار ببر! انار یاقوتی شهرضا.»

این خرس‌های خواب‌آلو و عصبانی!
۲۳ آبان ۱۴۰۳

این خرس‌های خواب‌آلو و عصبانی!

مهر و آبان که از راه می‌رسد و از میانه فصل برگریز پاییز عبور می‌کند، خلق‌وخوی خرس‌ها هم به هم می‌ریزد و تغییر حالت می‌دهد.

فرهنگ عمومی وام‌گیری و وام‌ستانی!
۲۰ آبان ۱۴۰۳

فرهنگ عمومی وام‌گیری و وام‌ستانی!

اینجانب م.الف فرزند حجت‌الله به شماره ملی 120… از رئیس محترم بانک… درخواست اعطای تسهیلات برای رفع مشکلات اقتصادی و مالی یا توسعه و رونق کسب‌وکارم را دارم.

فِلارد و طعم خوش  یک گردشگری برنجین!
۱۶ آبان ۱۴۰۳

فِلارد و طعم خوش یک گردشگری برنجین!

فلارد، منطقه‌ای وسیع در جنوب استان چهارمحال و بختیاری است که روستاها و آبادی‌های متعددی را در دل خود جای داده و برنج معروف خوش‌پخت و عطراندودی دارد که زبانزد است. این خطه که تا قبل از تیرماه 1401 از توابع شهرستان لردگان بود، یکی‌دو سالی است به شهرستانی مستقل ارتقا یافته و با سمیرم اصفهان هم‌جوار است.