صفحه آخر
مرواریدهای خاکی
09:38 - یکشنبه 29 بهمن 1402

مرواریدهای خاکی

بقچه‌ها و چمدان‌های تلنبارشده گوشه خیمه را کنار زد. مانده بود چطور از میان اسباب و اثاثیه‌ای که از زیر آوار و خاک و خل بیرون کشیده بودند، لباس سفیدی که مادر برایش دوخته بود سالم مانده بود!

دستاوردهای ستودنی کشور آیت‌الله‌ها!
10:07 - پنجشنبه 26 بهمن 1402

دستاوردهای ستودنی کشور آیت‌الله‌ها!

سپیده‌دم نیمه زمستان درست در روز 22 بهمن‌ 1357 در سرزمین ایران به رهبرى پیامبرگونه امام خمینى(ره)، انقلابی طلوع کرد که به «اعجاز بزرگ قرن» معروف و مزین شد و تا امروز که 45 سال از آن رخداد اعجازگونه می‌گذرد، راه و مسیرش را ادامه داده است.

الان که وقت خواب نیست!
10:00 - پنجشنبه 26 بهمن 1402

الان که وقت خواب نیست!

چشم‌هایم به‌یک‌باره تیر کشید. چهره‌ام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور می‌زند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.

در آغوش راهرو
11:04 - چهارشنبه 25 بهمن 1402

در آغوش راهرو

دفعه قبل، گوشه پیراهن‌ نازی پاره شده بود. دفعه قبل‌تر، کش موی سرش کنده شده بود و دفعه قبل‌تراز آن گوشواره‌هایش تابه‌تا شده بودند.

مثل معمولی‌ها حرفه‌ای فیلم ببین
11:19 - سه‌شنبه 24 بهمن 1402

مثل معمولی‌ها حرفه‌ای فیلم ببین

امسال تماشای فیلم‌های چهل‌ودومین جشنواره فجر برای اولین بار در کنار دوستان اهل رسانه گذشت. من همیشه فیلم‌های سینمایی را در کنار مردم عادی دیده‌ بودم.

مهربان‌ترین آقاجان دنیا
10:33 - دوشنبه 23 بهمن 1402

مهربان‌ترین آقاجان دنیا

از صبح باران باریده بود و پسرک از پشت پنجره خدا خدا می‌کرد که باران تمام شود تا مثل هر روز موقع قدم زدن آقاجان او هم برود و کنار آقاجان راه برود.

اجرای جهاد تبیین، رسالت بزرگ روحانیت و طلاب است
09:59 - دوشنبه 23 بهمن 1402

اجرای جهاد تبیین، رسالت بزرگ روحانیت و طلاب است

همایش بزرگ جهاد تبیین به مناسبت گرامیداشت ایام‌الله دهه فجر با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، رئیس شورای راهبردی قرارگاه عمار و فضلا و علمای اصفهان و با مشارکت سازمان بسیج طلاب و طلاب اصفهان و مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان در حسینیه جواد الائمه اصفهان برگزار شد.

درخشش امید
11:09 - چهارشنبه 18 بهمن 1402

درخشش امید

سال ۱۳۴۲، حسین شش ماهه بود. همان‌موقع که امام فرموده بودند: «یاران من در گهواره‌های مادرانشان هستند.»

پسرم محمد
11:04 - چهارشنبه 18 بهمن 1402

پسرم محمد

چندین سالی بود که با نادر ازدواج کرده بودم، اما بچه‌دار نشده بودیم. به قول عمه فاطی، که هر وقت به من می‌رسید می‌گفت :«هر وقت خدا بخواد دامنت سبز می‌شه غصه نخوری یه وقت» اما من غصه می‌خوردم.

مردی از بهشت
09:52 - سه‌شنبه 17 بهمن 1402

مردی از بهشت

اندازه بابابزرگ دوستش داشتم؛ شاید هم کمی بیشتر. ننه‌جان می‌گفت: آقا را همه دوست دارند، بچه‌ها که بیشتر، با آن دل مهربان و بهشتی‌شان.

زندگی با یک چشم!
10:53 - یکشنبه 15 بهمن 1402

زندگی با یک چشم!

کورمال‌کورمال خودم را می‌رسانم به روشویی برای وضو. دستم را زیر شُره آب می‌گیرم و پر که شد، می‌پاشم توی صورتم. چشم راستم ناگهان تیر می‌کشد …

دیدار امام
10:37 - یکشنبه 15 بهمن 1402

دیدار امام

کتایون از دم خانه عمه‌مهری تا خود ترمینال غر زد. مامان ساکت بود. انگار صحبت‌های ما را نمی‌شنید.