صفحه آخر
تحول را از دانش‌آموز آغاز کنیم
۱۱:۴۰ - سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲

تحول را از دانش‌آموز آغاز کنیم

این جمله می‌تواند دو معنا داشته باشد …

دخترها بابایی‌اند
۱۰:۳۲ - دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲

دخترها بابایی‌اند

ایستاده بودیم پشت درِ کلاسی که داشتند از بچه‌ها آزمون می‌گرفتند؛ من و همسرم و مابقی پدر و مادرها.

آن روز همه را دوست داشتم
۱۱:۵۲ - یکشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۲

آن روز همه را دوست داشتم

هِندل را که زدم، دست کردم توی جیبم. کلید ماشین یادم رفته بود بگذارم خانه.
– خدافظ بابا…

غزه؛ سوژه روز قطر
۱۱:۴۸ - یکشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۲

غزه؛ سوژه روز قطر

موضوع حمایت از غزه و کشور فلسطین یکی از سوژه‌های جذاب رسانه‌ای در کشور قطر است و جمعه شب و پیش از آغاز بازی ایران در مقابل هنگ‌کنگ، بسیاری از مردم کشورهای عربی در بیرون از استادیوم با در دست داشتن پرچم‌ها و نمادهایی که منتسب به مردم فلسطین بود، این موضوع را به گوش همه مردم دنیا رساندند.

پیرمردی که نام دیگرش «امید» است!
۱۰:۳۸ - پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲

پیرمردی که نام دیگرش «امید» است!

اشعه گرم و زندگی‌بخش آفتاب روح و جسم را می‌نوازد، جسم سردم روح تازه‌ای به خود می‌گیرد.

مراقب آرزوهایمان باشیم
۱۰:۰۶ - پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲

مراقب آرزوهایمان باشیم

گفته شده یکی از برترین شب‌های رجب، لیله الرغائب است. از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود: از نخستین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا ملائکه و فرشتگان خداوند به آن شب، «لیلةالرغائب» می‌گویند.

اشک‌هایی که موشک شدند
۱۱:۵۳ - چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲

اشک‌هایی که موشک شدند

آسمان دست به کار شده و شام شهادت مظلومانه امام‌ هادی (ع) را پر از نورهای سبز و سفید و قرمز کرده است؛ البته باهاله‌ای از رنگ صورتی.

بی‌رنگ؛ اما رنگین
۱۱:۵۰ - چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲
نظری به تاریخ هنر تذهیب در ایران

بی‌رنگ؛ اما رنگین

تذهیب از هنرهای چشم‌نواز سرزمینمان است؛ هنری لطیف و پرظرافت که از دوران باستان در بین مردم ما ریشه داشته و دستان بردبار و چشم‌های موشکاف و ذهن خلاق هنرمند ایرانی آن را تعالی بخشیده و از نسلی به نسل دیگر رسانده است؛ هنری که به‌تازگی از طرف یونسکو و با عنوان عنصری از میراث فرهنگی ناملموس نیز به ثبت جهانی رسیده تا شاید مدیران حوزه فرهنگ و هر هنردوستی به این صناعت وزین و طلایی بیشتر توجه کند.

اسب‌سوارهای افسانه‌ای
۱۰:۱۴ - سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲

اسب‌سوارهای افسانه‌ای

امیر برای بار پنجم توی رختخوابش غلت زد. چشمانش را بست. چند دقیقه گذشت.

و ناگهان تمام می‌شوم!
۰۹:۴۲ - یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲

و ناگهان تمام می‌شوم!

گرم و بالبخند، مثل هر صبحِ شنبه با مدیر سلام و علیک کردم. دست داد امام چیزی پشت نگاهش بود که توجهم را جلب کرد.

دوربینی که عکس نگرفت
۰۹:۳۱ - یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲

دوربینی که عکس نگرفت

از خبرگزاری با نایلا تماس گرفتند و گفتند برای گرفتن خبر به نوار غزه برود.

شنل قرمزی با شنل صورتی
۰۹:۴۲ - شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲

شنل قرمزی با شنل صورتی

کز کرده‌ام گوشه آشپزخانه و سیب‌زمینی پوست می‌گیرم. صدای زنگ تلفن سکوت خانه را می‌شکند.
– الو مامان سفره را پهن کن، دارم میام.