در شماره قبلی روزنامه به مسئله زنان پرداختیم؛ آن هم از نوع گفتمانیاش. اینکه بانوان در کشور ما چه کردهاند؟ چه میکنند و چهها که خواهند کرد. از مشکلات ساختاری و فرهنگی گفتیم که سد بسیاری از اقدامات شده است و آسیبهایی که به دنبال خواهد داشت.
مسئله زن و پرداختن به آن ازجمله موضوعاتی است که نهتنها در تاریخ جمهوری اسلامی و تمدن ایرانی مورد بررسی قرار گرفته، بلکه در سراسر ادوار تاریخ همواره یکی از مسائل مورد بحث بوده و واکنشهای مختلفی را برانگیخته است.
پوشش بر فرد، فرهنگ و جامعه تأثیرگذار است؛ ازاینرو حمایت و نظارت بر آن ضروری است. عدم نظارت بر تولید پوشاک مناسب، سبب تولید و عرضه پوشاک نامتعارف و رواج مصرف آن میشود.
نوشتن درباره شبکه چهار سیما به یقین سختتر از نوشتن درباره سایر شبکهها و کانالهای رادیویی و تلویزیونی است؛ ازاینرو که زیرلوگوی این شبکه با دانایی عجین شده و آن را مأمن تلویزیونی فرهیختگانی و نخبگانی میدانند؛ بماند که دکمه 4 کنترل تلویزیون شماری از خانوارهای ایرانی کمتر فشرده شده و به نسبت اعداد دیگر، پررنگ مانده است!
یکی از ابتداییترین و بهنوعی مهمترین سؤالاتی که درخصوص این وحدت مطرح میشود، چرایی آن است؛ آن هم وحدتی که در نگاهی تقلیلگرایانه میان دین و علم است، در دنیایی که به انواع و اقسام روشها تلاش میشود که دین از حوزه اجتماعی کنار گذاشته شود و در مقابل با تأکید بر علم و کار تجربی، علم همچون بتی معرفی میشود که حلاّل تمام مشکلات است.
در واکنش به این مسئله، احساس وفاق عمومی داریم و اکثریت احساس مثبتی به فلسطین دارند؛ اما این طیف در شکل ابراز، شدت نظر و بروز در خصوص مسئله با تنوع مواجه میشود.
برجستهسازی و کمرنگنمایی هدفمند، قرینهسازی، انسانیتزدایی و اهریمنسازی، برچسبزنی، وارونهنمایی حقیقت و انحراف از واقعیت را میتوان شش تکنیک رسانههای جریانساز غربی در جریان جنگ غزه دانست.
شهروندان فلسطینی از هر فرصتی برای اطلاعرسانی جهانی استفاده کرده و اتفاقا همین مخابره آنهاست که باعث شده ملتهای سرتاسر جهان از خواب غفلت بیدار شده و نسبت به آنچه در غزه به وقوع پیوسته است، واکنش نشان دهند.
بر کسی پوشیده نیست که کتاب و کتابخوانی یکی از ارکان مهم فرهنگسازی در جامعه است؛ مطالعاتی که میتواند اقشار مختلف جامعه، از کودکان تا بزرگسالان را دربرگیرد و همین گستردگی مخاطب است که اگر با محتوایی مناسب همراه باشد، تأثیرات عمیقی بر فرهنگ جامعه خواهد گذاشت.
هر عاملی که در اندیشه مردم جامعه تغییر یا تحولی ایجاد کند، میتواند فرهنگ آن جامعه را نیز تغییر بدهد. در تعامل جوامع مختلف با یکدیگر دو پدیده در سطوح مختلف فرهنگی رخ میدهد؛ تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی.
همانطور که در تعریف فرهنگ گفته میشود؛ فرهنگ، مجموعهای است از هنجارهایی که قواعد رفتار را مشخص میکند؛ ارزشهایی که اصول رفتار را شکل میدهند و تفکری که پایه و اساس ارزشها و هنجارها را معین میکند.
در فرهنگ مردم، سطح اندیشه را همان عقاید و باورها و عناصر معنوی تشکیل میدهند. سطح بعدی تجلی زیستی عقاید و باورهاست. آیینها و رسم و رسوم فرهنگی را عقاید و باورها میسازند.