جنگ تمام شده بود. سربازهای ارتشی به کوچه و خیابان میزدند. یکیک خانهها را بازرسی میکردند و چیزهایی را که به دردشان میخورد غارت میکردند. فرمانده دستور داد هیچکس را زنده نگذارید.
امروز از وقتی رسیدم خانه، بابا گیر داده بود که باید بعدازظهر همراهش به جشن بروم. هرچه بهانه آوردم قبول نکرد. خسته بودم.
همیشه برایم سؤال بود که عمرم به امروز میرسد یا نه؟ میتوانم بعد از آنهمه سختی و رنج، تولد بیستسالگی پسرم را در شهری که دوستش میدارم بگیرم یا نه؟
هوا را توی ششهایم میکشم. بوی نم باران حالم را عوض میکند. انگار چشمهایم هم باز میشوند. میدان را دور میزنیم.
گوشه چشمهایم ریز میشود توی دهه هشتاد. میخزم توی خاطراتم در لحظههای ناب. دورهمی دخترانه، روزهای چهارشنبه، ساعت چهار، فرهنگسرای پرسش.دور هم جمع میشدیم در محل سالن اجتماعات فرهنگسرای پرسش.
این روزها که همه هیئات مذهبی و مجموعههای فرهنگی دغدغه کمکرسانی به جبهه مقاومت را دارند، شاهد برنامههای مختلف و گاه مؤثری از آنها هستیم. ازجمله هیئت فداییان حسین (ع) واقع در امامزاده شاه میر حمزه خیابان عسگریه که اقدام به برگزاری بازارچه «بانوان مقاومت» کردند.
آموزش الهیات و معارف دینی به کودکان بهعنوان یکی از نیازهای بنیادین بشر، امری ضروری و حیاتی است که نیازمند بذلتوجه، ظرافت و دقت ویژه است.
بلال حبشی از نخستین گروندگان به اسلام و اولین مؤذن و صحابی پیامبر بود. از پیش از اسلام آوردن او اطلاعات چندانی در دست نیست؛ اما هنگامیکه به دین مبین اسلام درآمد و آن را آشکار کرد، شناخته شد و بسیار مورد آزار و شکنجه قرار گرفت.
داستان زندگی بانو فاطمه زهرا(س)، بهویژه پس از رحلت پیامبر اکرم، به یک مسئله مهم و اساسی گره میخورد؛ غصب ولایت. فاطمه(س)، جایگاه پدر و پیامبر خویش را در تصرف نااهلان میبیند و از انحراف دین خدا بیمناک است …
مادربزرگم گفته بود هر وقت دلت از همهجا گرفت و فکر کردی دنیا به آخر رسیده، برو میدان نقشجهان پیش درشکهها و به درشکهچی بگو من میخواهم با اسب سپید آرزوها پرواز کنم.
تهمانده آفتاب روی حجرههای طبقه بالای نقشجهان افتاده. ابرهای تازه تزریقشده توی آسمان لول میزنند.
فاطمهزهرا(س) آخرین فرزند حضرت محمدمصطفی(ص) و خدیجهکبری(س)، پس از بعثت پیامبر و در بیستم جمادیالثانی به دنیا آمد.