دانش ما از اصفهان دوران قاجار بسیار اندک است. شاید یک دلیلش آن باشد که آثار و نشانههای این سلسله در شهر کمتر به چشم میخورد. همه هـــستی اصـــفهان هــمان مــیـــدان نقشجهان و چهارباغ و پلهاست. قاجاریه نهتنها چیزی به اصفهان نیفزود، بلکه بسیار هم بدان بدهکار است. این مطلب کوششی است در راه شناسایی یکی از آثار قاجاری در اصفهان؛ مسجد سید وقتی کارنامه دو سلسله قاجاریه و صفویه را در اصفهان بررسی میکنیم میبینیم از سلسله 250 ساله صفوی بسیاری ابنیه عمومیدر شهر باقی مانده است. عمدهترین آنها میدان نقشجهان و خیابان چهارباغ است. اما از سلسله 120 ساله قاجار چندان ابنیه عمومی باقی نمانده است.
دی ماه، با دو مناسبت همراه است؛ آغاز سال نوی مسیحی و البته تولد جلالالدین هـــمــایی، اصــفــهانشــناس و ادیــب صاحبنام ایران، این مطلب که مروری بر محله ارمنینشین جلفای اصفهان و برگرفته از کتاب این اصفهان شناس ارزشمند است، به همین مناسبت تقدیم میشود. بـــیگـــمان محــقــقان اصفهان و اصفهانپژوهان هرگز محله نوبنیاد جلفا را از قلم تحقیقات خود نینداختند و هرکدام بنا به فراخور مطلب، درباره آن سخن گفتهاند. جلالالدین همایی در آخرین کتاب خود (که به سعی دخترش منتشر شده) با نام «جغرافیای اصفهان» این محله را روایت کرده است. امیدواریم سال نو میلادی، سالی کامیاب و شاد برای تمام همشهریان ارمنی ما و تمام مردم جهان باشد.
جلالالدین همایی علاوه بر اینکه بر جامعه ادبی و ادبیات ایران منتی عظیم دارد، اصفهانشناسی را نیز مرهون کوششها و زحمات خود کرده است. در این مقاله ما به آخرین اثر چاپشده او در حوزه اصفهانشناسی یعنی کتاب «جغرافیای اصفهان» او میپردازیم و از دریچه آن کتاب، نگاهی ژرفتر به مؤلف ارجمندش میافکنیم. جلالالدین همایی از عاشقان اصفهان بود. از سال فوت او (1359) تا به امروز هر ساله شخصیت وجودی او گستردهتر شده و ارزش علمی و وسعت دانش او بر همگان آشکارتر میشود. یک دلیل آنکه وقتی فوت کرد، نتوانست گنجینه دستنوشتهها و تحقیقات خود راجع به اصفهان را به چاپ برساند و بدین خاطر دختر او، ماهدخت بانو همایی در طی این چهل سال، با کوشش قابلتقدیر دستنوشتههای پدر را تنظیم کرد و به چاپخانه سپرد و حدود ده جلد کتاب ایشان تحت نام کلی «تاریخ اصفهان» را انتشار داد.
گردشگری رویداد یکی از گونههای گــردشــگــری است. در ایــن مــقــولــه از گردشگری، رویدادهایی مانند برگزاری نمایشگاه، همایش، فستیوال و هر رویداد فرهنگی دیگری که جمعی را به شهری کشانیده و مشغول آن رویداد گرداند، شامل آن میشود. در زمانی نهچنداندور، اصفهان یکی از قطبهای گردشگری رویداد در حوزه تئاتر بود. این مطلب به روزهای ابتدایی این تحول مـهـم فـرهنـگـی اصـفـهـان اختصاص دارد.
مدتهاست درباره اینکه روز اصفهان چه روزی است گفتوگو میشود؛ ولی آنچه رسمیت بیشتری دارد این است که یکم آذر که سرآغاز برج قوس یا کمان است در شورای شهر اصفهان پس از پیگیری اهالی فرهنگ شهر، مدتی پیش تصویب شد. حالا چرا؟ چون در افسانهها آمده که طالع اصفهان برج قوس است و دارای پیشدادی در این برج اصفهان را بنا نهاد. شما در سردر قیصریه اصفهان میبینید که دو نماد و نشان برج قوس در دو طرف با کاشی نقش شده است. در این نشان یک شیر سر آدمی دارد و در دستانش کمانی دارد با تیری که رو به اژدهاست و اژدها دم همان شیر است. سر که نشانه خرد است و دم که همان ذنب است. همان گناه آنچه از آدمی و خردش نیست و دنبالچه اوست و باید پی کارش برود؛ چنانکه خداوند در صورت مادی بنیآدم او را از دم و از ذنب رهانید و در گوشهکنار اصفهان باز برج قوس را میبینید.
کسانی که چهارصد سال پیش خیابان چهارباغ را طراحی میکردند چه در سر داشتند؟ آنها جدا از موضوع شهرسازی چه اهداف دیگری را دنبال میکردند؟ این مقاله که با مراجعه به یک شاهد عینی ساخت چهارباغ عباسی است، به ما میگوید که یکی از اهداف سازندگان چهارباغ ایجاد همبستگی شهری بوده است.
پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او طی اقامت و سفر خویش نامههایی را به یکی از دوستانش در ناپل میفرستد که مجموعه این نامهها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 ترجمه و انتشار یافت، اما گویا ترجمه ناقص بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله» توسط نشر قطره و در دو جلد قطور (مجموعا 1800 صفحه) انتشار داد.
معضلات چهارباغ در این پنجاه شصت ساله خیلی شبیه به هم هستند. سالهای زیاد بر سر این بحث بود که پارک اتومبیل در اطراف خیابان چهارباغ ممنوع شود یا خیر. با ترافیک چهارباغ باید چه کرد که هم ترافیک کم شود و هم کسادی به خیابان وارد نیاید. خلاصه این یکی از بحثهای اساسی اصفهان در حوزه مدیریت شهری بود. سرانجام در سال 1398 شهرداری اصفهان بر این عقیده شد که چهارباغ عباسی را از ماشین به کلی پاک کند. این متنها سابقه امر را به دهه چهل باز میگرداند.
سابقه حفاظت از آثار تاریخی ایران به چه زمانی و تلاش چه کسانی برمیگردد؟! در پاسخ به این سؤال به سراغ تاریخچه «انجمن آثار ملی ایران» میرویم و فعالیتهایی را که در قالب این ارگان در کشور و البته اصفهان انجام شد و رویههای خوبی را که پایهگذاری کردند، بررسی میکنیم. انجمن آثار ملی ایران در سال 1301 شمسی در تهران پایهگذاری شد. حدود پانزده نفر از رجال اهل فرهنگ ایران، که میدیدند آثار تاریخی و گنجینههای ایران مورد بیتوجهی قرار گرفته و در حال نابودی هستند، جلسهای تشکیل دادند و قرار گذاشتند با انجام فعالیتهای قلمی و عملی احساسات و فکر مردم را به این آثار برانگیزانند و تلاش کنند تا جایی که میشود به حفظ و مرمت این آثار کمک کنند.
محله طوقچی و میدان کهنه در عصر آلبویه و سلجوقیان مرکز مهم سیاسی و اداری شهر بودند. آثاری که از آن روزگار برجای مانده است، همگی از حضور و وجود شاهان و بزرگان در این دو محله نشان دارد. از قبر ملکشاه سلجوقی و دیگر پادشاهان این سلسله بگیرید تا مقبره خواجه نظامالملک طوسی که وزیر آنان بود. در آنسوتر یادگار دوران دیالمه (آلبویه) هم مقبره صاحببن عباد است. این مطلب مروری دارد بر روند شکلگیری و بازسازیهای مقبره صاحب بن عباد در طول تاریخ؛ از زمان مرگ وی تا به روزگار ما.
اصفهانی که میبینید فقط پوستهای از اصفهان واقعی است. برای پی بردن به ژرفای این کهنشهر پارسی یکی از بهترین و جذابترین کارها، خواندن سفرنامههای تاریخی است و مخصوصا در این دوران که کمتر میتوانیم به گردشگری شهری تشویقتان کنیم و بیشتر باید از همه شما عزیزان بخواهیم که گردشگری را از خانه پی بگیرید، اتفاق خوب میتواند این باشد که دعوتتان کنیم به سفر مجازی به اصفهان نامرئی!
درِ فلزی مقبره پژوهشگر غیرایرانی و همسرش که نتایج سالها تحقیق و مطالعهشان در تاریخ هنر ایران بینظیر است، گشوده شد تا در سالگرد فوت پروفسور پوپ، بعد از سالها مقبره او و همسرش آبوجارو شود. این مقبره را البته حالا میتوان جزو میراث فرهنگی اصفهان و یک مقصد گردشگری ایرانشناسی محسوب کرد؛ آنهم در جوار پل خواجوی اصفهان، یکی از زیباترین پلهای جهان. این رخداد به درخواست روزنامه اصفهانزیبا و با همکاری اداره خدمات شهری منطقه 3 اصفهان انجام شد و توجه شهروندانی را هم که به قصد پیادهروی صبحگاهی به این پارک آمده بودند، حسابی جلب کرد.
رئیس موسسه فرهنگی اکو دو روز مهمان اصفهان بود و طی جلسات مختلفی با مسئولان استانداری، میراث فرهنگی و شهرداری اصفهان از یکسو و بخش خصوصی از سوی دیگر، به بررسی زمینههای همکاری در حوزههای مختلف بهویژه فرهنگی و گردشگری پرداخت؛ اما چه گفتوگوها و تصمیمهایی در این سفر انجامشده و نتایج مورد انتظار از این دیدارها چیست؟ پاسخ این پرسش را در گفتوگو با سید حسن قاضیعسگر (معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان)، فریدون الهیاری (مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان اصفهان) و سرور بختی (رئیس موسسه فرهنگی اکو) میخوانید. الهیاری: باید به ظرفیت منطقه اکو با 500 میلیون نفر جمعیت توجه کنیم اولین ساعات حضور رئیس موسسه فرهنگی اکو در اصفهان با یک جلسه کاری با حضور فریدون الهیاری، مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و سید حسن قاضیعسگر، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان همراه بود.