دراگان اســکــوچــیــچ را در مــیــانــه نقشجهانگردیاش ملاقات کردیم. سرمربی کروات تیم ملی ایران، ظهر روز بازی پرسپولیسسپاهان را به دیدن میراث جهانی و بازار اصفهان گذراند؛ آنهم با راهنمایی زوج کرواتایرانی ساکن اصفهان که به تازگی از کتابشان هم رونمایی کردهاند. دومین ملاقاتمان با اسکوچیچ در حیاط هتل عباسی بود. دقایقی پیش از آنکه برای دیدن بازی به ورزشگاه نقش جهان برود،به گفتوگوی کوتاهی با او نشستیم و او از علاقهاش به اصفهان و اینکه فکر میکند این شهر برایش خوششانسی آورده است، برایمان گفت.
در حال حاضرمحدوده طرح ناژوان 1200 هکتار وسعت دارد که متشکل از رودخانه و 10 مادی سرچشمه گرفته از آن، اراضی کشاورزی و عرصههای جنگلی است که از این مساحت، حدود یکچهارم آن یعنی 300 هکتار مربوط به فضاهای عمومی و زیر نظر مدیریت شهری است که شامل بوستانها (پارکها) و تفریحگاهها و معابر یا مکانهایی است که فضای سبز نامیده میشود. همچنین حدود سهچهارم آن یا 900 هکتار نیز در مالکیت بخش خصوصی یا صاحبان اراضی است.
وفا عباس (Wafa Abbas) یک روزنامهنگار پاکستانی عاشق اصفهان است. دانشجوی زبان فارسی ساکن اسلامآباد که سفر اصفهان باعث شده حسابی دلبسته این شهر شود و حتی اسم یکی از هایلایتهای صفحه اینستاگرامش را «اصفهانیام» بگذارد. او سفرنامهای به زبان انگلیسی برای سرویس میراث و گردشگری روزنامه اصفهانزیبا نوشته که ترجمه آن را به مناسبت هفته نکوداشت اصفهان، امروز در این صفحه میخوانید. این سفرنامه کوتاه شرح دو نیم روز از سفر اوست و قرار است در آینده بیشتر و عمیقتر درباره اصفهان برایمان بنویسد.
از میان خیابانهای اصفهان شاید هیچ خیابانی مثل احمدآباد مابین سنت و مدرنیته سرگردان نمانده باشد. الباقی تکلیف خود را روشن کردهاند که یا این سویی هستند یا آن سویی. اما خیابان احمدآباد حالت بینابینی دارد: از یکسو، فـروشگـاههـــای بــزرگ و مــدرن در ایـن خیابان خودنمایی میکنند و از سوی دیگر، هنوز از کوچهپسکوچههای آن بوی دیوارهای کاهگلی به مشام میرسد و گذرهای کجومعوج قـدیـمـی، ما را به اعصار گذشته میبرد؛ با نامهایی مانند کوچه «کهران» که همان محله قدیمی کهران را بر دوش خود دارد یا کوچه «قراولخانه» که نشان از دوران قراول و پاسـبـان میدهـــد. خـیـابــان احمدآباد درواقع از میان سه محله صفوی یعنی احمدآباد، یزدآباد و کهران میگذرد و از هر سه این محلهها آثار و نشانههایی در این خیابان و اطراف آن وجود دارد.
گردشگری خصوصا گردشگری فرهنگی، بدون داشتن پشتوانه نظری و دانستن اطلاعات لازم راه به جایی نمیبرد. دانش لازم برای گردشگری فرهنگی از دل کتابها و آثار مکتوب پیشینیان به دست میآید. در اینجا مروری میکنیم بر آنچه درباره اصفهان در دوران معاصر نوشته شده است.
اصفهان به روایت تحویلدار، جابری انصاری، جناب اصفهان در دوره قاجار چهار مورخ عــمــده داشت. شایـد نـخستین آن میرزاحسین تـحـویـلـدار بـود که «جغرافیای اصفهان» نوشت. در آن کتاب علاوه بر ذکر بناها و زیباییها، از اصناف و معیشت مردم سخن گفت. پس از او محمد مهدی ارباب «نصفجهان فی تعریف الاصفهان» را به رشته تحریر آورد که به شکلی جامعتر و بهتر بناهای اصفهان و بلوکات آن را به نثر آورد. همین عنوان کتاب میرساند که اصفهان هنوز بر تاریخ و گنجینههای خود میبالد.
امروزه اصفهان به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری ایران و حتی جهان شناخته میشود و آثار باشکوه آن چشم هر بینندهای را خیره میکند. اما برای اینکه این آثار به شکل فعلی درآید و روی عموم باز باشد، مسیری طولانی طی شده است. مهمترین آثار باقیمانده که بیشتر به عصر سلجوقی و صفوی مربوط است، ابتدا توانستند از گزند ناآرامیهای پس از سقوط صفویه مصون بمانند. سپس بخت این را پیدا کردند که از تخریب و نابودی عمدی به دست ظلالسلطان نجات یابند. همچنین از دعواها بر سر مالکیت نیز رها شده و به تدریج مسیر بازسازی را طی کردند تا آنکه سرانجام توانستند بخشی از شکوه گذشته خود را بازیافته و به یکی از مقاصد مهم گردشگری تبدیل شوند.
چهارباغ خواجو، بعد از خیابان منوچهری، کوچهای به نام کوچه جعفری قدیم، پلاک دوم، خانواده معتمدی ساکن هستند. یک ماه بیشتر نیـــســت که بـــه این خانه آمـــدهانـــد. پـــدر، مـــحـــمـــدابراهیـــم معتمدی، معمار و خیر مدرسهساز و مادر مهیندخت همتی صاحب هفت دختر هستند. مادربزرگ مادری هم با آنها زندگی میکند. چند روزی به پایان سال 66 باقی نمانده، چهاردهم اسفند، پدر آجیل شب عید را خریده است، دور هم جمع شدهاند، تولد گرفتهاند برای نوه خانواده، از بودن با یکدیگر لذت میبرند، پدر کمی کسالت دارد، دندانش را کشیده، اما باز هم مهمانی برقرار است، پدر عاشق خانواده است، شاید هم به دلش خطور کرده که باید این لحظات باهم بودن را بیشتر قدر بداند.
در میان آثار متعددی که جلالالدین همایی نگاشته است، کتاب سه جلدی «تاریخ رجال و دانشمندان» بیش از باقی آثار منعکسکننده روزگار و شخصیت خود مؤلف است. این کتاب حاوی زندگینامه صدها تن از شخصیتهای اصفهانی است؛ از روزگار آدم ابوالبشر تا زمان زندگی مؤلف. با این حال از آنجا که مؤلف به مردان و زنان روزگار خویش نیز پرداخته و در این میان با بسیاری از آنها ارتباط، دوستی و همدرسی داشته است، بنابراین در آیینه زندگینامههایی که بیان کرده میتوان فضای عمومی و جامعی از حیات فکری و روزگارش را ترسیم نمود. در یک قانون کلی باید اذعان کنیم که «زندگی در زندگینامهها جاری است» ما در این مقاله به بهانه معرفی این کتاب ارجمند که توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سال 1396 و در دو هزار صفحه به چاپ رسیده است، به کاوش پرداخته و میکوشیم برشهایی از این زندگی و زمانه را از دل آن بیرون آوریم.
جلفا شهرکی در جنوب اصفهان بود که اکنون جزئی از شهر شده است و هیچ مرزی آن را از شهر اصفهان متمایز نمیکند. فقط اگر خوب به آسمان نگاه کنید، گنبد کلیساهایی که در میدان جلفا دور هم جمع شدهاند، تغییر سبک معماری و تغییر زبان بعضی اهالی را نشان میدهد. به تابلوی سردر مغازهها که نگاه کنید خط ارمنی را میبینید. اینجا جلفای اصفهان است. محلی که از دیرباز، شاید از همان سالهای تأسیس، یکی از مراکز گردشگری اصفهان بوده است. این مطلب به معرفی یکی از کتابهای مهم درباره تاریخ جلفا میپردازد.
منارجنبان از گنجینههای رازآلود اصفهان است. نه آن تزیینات و جلوهگریهای چهلستون را دارد و نه وسعت و بزرگی میدان نقشجهان را. اما از همه آثار تاریخی اصفهان رازآلودتر است و اگر با من موافق باشید، به اندازه همه آنها شهرت دارد. در این مطلب یکی از بازدیدهای خاص از این بنا را زیر ذرهبین میگذاریم: بازدید دکتر محمود حسابی از منارجنبان.
روایت تصویری از شبهای پرشور زایندهرود پرآب و سیوسهپل باشکوه در صفحه نشنالجئوگرافیک، این هفته توجه شماری از کاربران اینستاگرام را به خود جلب کرد. این عکس که در روز عشاق منتشر شد، 12سال پیش توسط سیمون نورفولک گرفته شده؛ عکاسی که میگوید هدفش این است که مردم با دیدن عکسهایش آنقدر عاشق دنیای واقـعـی پـــیـرامـونشــان شونـد کـه بــرای حفاظتش بجنگند!
درباره تاریخ تئاتر اصفهان تاکنون چند کتاب منتشرشده است. پرویز ممنون و ناصر کوشان دراینباره قلمزده و آثاری منتشر کردهاند؛ اما در مورد سینما در اصفهان کسی تاکنون سخن درخوری نگفته بود. یک دلیل آنکه اصفهان منشأ سبک تئاتر کمدی انتقادی و در سراسر کشور در این رشته زبانزد بود؛ اما در سینما در مقابل تهران چندان حرفی برای گفتن نداشت. هنرپیشگانی نیز اگر بر خواسته بودند، خیلی زود راهی تهران و در آنجا شکوفا شده بودند؛ اما اینهمه رابطه اصفهان و سینما نیست. ورود سینما به اصفهان هم برای خود داستانی دارد. فیلمهایی که به نمایش میگذاشتند. رشد و گسترش سینماها، تماشاگران سینما و طبقه اجتماعی آنها، تأثیری که این سالنهای بزرگ بر شهرسازی و معماری شهری اصفهان بر جای گذاشتند.