پتو را میکشم روی سرم و میگذارم اشکها راحت قُل بخورند توی کاسه چشمانم. مثل تمام آن شبهای ۱۴ خرداد که بابا یک مینیبوس کرایه میکرد و میرفت تهران.
ربوبیَّت، یکی از صفات ذاتی پروردگار عالَم است؛ «رب» یعنی قادرِ متعالی که بهصرف خلقت بسنده نمیکند؛ بلکه دل درگرو تربیت مخلوق میسپارد و او را مرحلهبهمرحله و گامبهگام تا سرحد کمال و مرز شکوفاشدن پیش میبرد؛ چنانکه درباره موسیِ کلیمالله در آیه ۴۱ سوره طه میفرماید: «وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی»؛ «تورا برای خویش، پروردم.»
ساعت پنج عصر سیام اردیبهشت. مادر زنگ میزند. گوشی تلفن را برمیدارم و طبق معمول سلام و احوالپرسی پرنشاطی تحویل مادر میدهم. مادر اما ناراحت است.
تکههای نبات و شکلات را در پاکتهای پلاستیکی بستهبندی میکنم و زیر لب امام رضا علیهالسلام را صدا میزنم. نیت کردهام فردا بستهها را به گلزار شهدا ببرم و بین مردم پخش کنم. تلفن زنگ میخورد: الو کجایی؟ تلویزیون را روشن کن شبکه خبر.
اگر آثار دورکیم را بازخوانی کنیم، یکی از متداولترین مفاهیمی که او بهکرات بیان کرده، «وجدان جمعی» یا «collective conscience» است؛ مفهومی که اشاره به روحی جمعی در میان مردم دارد؛ بهطورمثال، ملیگرایی احساسی است که بهطور طبیعی همه مردم یک جامعه آن را مثبت میشمارند و درون خود احساس میکنند.
17 ساعت بیم و امید؛ بیم از مواجهشدن با اتفاقی که نباید بیفتد و امید به رخدادن یک معجزه! همه ساعتهایی که هرکدامشان برای امدادگران شاید بهاندازه یک سال طول کشیده است و سختی کار آنها را چندبرابر کرده.
مگر میشود چشم پوشید؟ مگر میتوان ندید؟ مگر میتوان با انبوهی از بغض جا خوشکردهدرگلو، آب دهان بلعید؟ میگویی: «سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی». میگویم: «بله، سر حضرت آقا سلامت.»
تازه قوهقضائیه جان گرفته بود و نفس راحتی میکشیدیم. یکجور نظم و مدیریت خاصی پیچیده بود توی کارها که حتی ما از دل خانه هم این آرامش تزریقشده را حس میکردیم.
به گزارش اداره ارتباطات و امور بین الملل شورای اسلامی شهر اصفهان، شورای اسلامی شهر اصفهان در پیامی درگذشت شهادتگونه رئیسجمهور و همراهان گرامی ایشان را تسلیت گفت. متن پیام به شرح زیر است:
«رئیسی عزیز»؛ این خادم امامرضا(ع) که به بیان رهبر معظم انقلاب، خستگیناپذیر بود و در این سه سال حضورش در دولت بیوقفه به مردم خدمت میکرد و راهبردش همچون امام و رهبری ایجاد امید در جامعه بود، میگفت مسئول امیدوار میتواند مردم را امیدوار کند.
شانههای افتادهاش را هی بالا میکشید. مرد بود دیگر؛ نمیخواست کسی زاریاش را ببیند. با دلش کنار تخت محبوبش بود و با وجودش کنار تخت دخترش که یک طبقه بالاتر از مادر بستری شده بود. به یک آن، همسر و پدر جانباز شده بود. همسر جانباز بود و به زودی همسر شهید میشد.
ظهر روز گذشته بالگرد حامل آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور کشورمان، به همراه چند تن دیگر از همراهان ایشان در مسیر بازگشت از استان آذربایجان شرقی در «جنگل دیزمار» در محدوده عمومی بین ورزقان و جلفا دچار سانحه شد.