انقلاب 57
بهشتی، شاگرد آقا روح‌الله بهشتی، مرد میدان عمل
۱۲:۳۷ - شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۲

بهشتی، شاگرد آقا روح‌الله بهشتی، مرد میدان عمل

محمد، فرزند سید فضل الله بهشتی در آبان ۱۳۰۷ در اصفهان چشم به جهان گشود. چهار سال بیشتر نداشت که پا به مکتب‌خانه گذاشت. او قرائت قرآن را از مادرش آموخته بود و همین سبب شد خیلی سریع وارد درس و بحث شود.

تیزر | ناگفته‌های آسد یحیای امام
۱۸:۳۶ - چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱

تیزر | ناگفته‌های آسد یحیای امام

همنشینی و گفت‌وگو با قاضی حجت الاسلام «سید یحیی مرتضوی» مردی که از ۱۳ سالگی پا به رکاب امام خمینی (ره) شد

NONE
۱۰:۱۴ - دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰

جمهوری دوم معنا ندارد

43 سال پیش در بهمن 1357 یک هدف مشترک مردم ایران را از هر طبقه و با هر جناح سیاسی گرد هم آورد تا در برابر نظام سلطه‌گر پادشاهی پهلوی بایستند و به رهبری امام خمینی و با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کنند؛ انقلابی که هدف آن، ایجاد یک نظام جمهوری بر پایه اسلام بود و تا امروز با عنوان مهم‌ترین رویداد قرن در جهان سیاست همچنان تداوم پیدا کرده است.

NONE
۰۹:۱۶ - دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰

مرحوم نکوئی از حذف اصلاح‌طلبان در صحنه سیاست رنج می‌برد

در پی درگذشت سید علی نکوئی زهرایی، سخنان بسیاری در خصوص روش زندگی و منش این معلم، مبارز و فعال سیاسی و فرهنگی پیش‌کسوت از دور و نزدیک شنیده شد. شخصی که خدمات فراوانی در راه انقلاب و نقش مؤثری در جریان اصلاحات اصفهان داشت و در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز آثار باارزشی از خود به جای گذاشت. مرحوم نکوئی فردی انقلابی و جهادگر بود که در سال‌های پس از انقلاب (در دولت سازندگی و اصلاحات) در کسوت استاندار و فرماندار مشغول به کار بود و دوران بازنشستگی‌اش نیز با عنوان رئــیـس شــورای هــمـاهـنـگـــی اصلاحات اصفهان و با لقب پدر معنوی این جریان سپری شد؛ سوابقی که پس از مرگش نکوئی را فردی متعهد و خادم مردم و الگویی مثال‌زدنی برای این طیف سیاسی معرفی کرد.

NONE
۰۸:۳۱ - دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۹

می‌خواستند جنازه رضاخان را به اصفهان بیاورند

علاءالدین میرمحمدصادقی برای هر طیفی در کشور شخصیت متفاوتی دارد، از یک کارآفرین برتر و سرمایه‌دار تا هیئت مؤسس حزب مؤتلفه و همراه امام، خط سیر زندگی میرمحمدصادقی ادامه دارد. او متولد 1310 در اصفهان است و با اینکه در دهه 30 به تهران مهاجرت کرده، هنوز هم در صحبت با او رنگ و بوی اصفهان قابل تشخیص است. او در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر،  شاهد وقایع مهمی بوده است که ما امروز در کتاب‌ها و عکس‌های سیاه و سفید به دنبال آن می‌گردیم. او شاهد عینی کودتای 28 مرداد در تهران بوده است و خاطرات جالبی نیز از آن دوران همراه خود دارد. از همراهی‌اش با شهید بهشتی به عنوان یک دوست و همکار و همشهری تا کمک مالی به انقلابیون، بخشی از صحبت‌های ما با علاءالدین میرمحمد صادقی است.

NONE
۱۱:۲۷ - پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹

مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن در اصفهان

مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن و بزرگداشت سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همزمان با سراسر کشور به صورت موتوری و خودرویی در اصفهان برگزار شد.

NONE
۰۸:۵۰ - پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹

چرا کاخ آخرین شاه ایران فروریخت؟

26دی57 آخرین شاه نظام سیاسی متکی به اندیشه سلطنت‌پادشاهی از ایران رفت. عرصه سیاسی آن‌قدر به او تنگ آمده بود که ترجیح داد اهرم قدرت را به بهانه «رفتن برای استراحت» مانند اوایل سال1332 رها کند و به امید روزهایی وقت بگذراند که شاید، احتمالا و ممکن است این قدرت به تاج و تخت او دوباره بازگردانده شود. اما این همه تصویر خوب و دیدنی، نه برای او و نه خاندان سلطنت برای مرتبه‌ای دیگر به ترسیم نیامد. رفتن محمدرضا پهلوی و وعده‌های بسیار آخرین نخست‌وزیر نظام پادشاهی، عزم مخالفان را بیش از همیشه استوارتر ساخت تا شاه برای همیشه برود و نام و نشانی از نظام سلطنت باقی نماند.

NONE
۰۸:۴۸ - یکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹

25 آبان، صفر تا صدش با مردم بود

«ستاد شهدای اصفهان»؛ جایی که از سال 60 و درست از روزهایی که آمار شهدا رو به افزایش می‌گذارد، سنگ بنایش را در اصفهان می‌گذارند و کلیدش را به دست «حاج اکبر علی‌یار» می‌دهند؛ مردی که معتقد است با آمدنش به این ستاد، «عیش» و البته «نوش»ی متفاوت برای خود و خانواده‌اش فراهم کرده است. می‌‌گوید اگرچه ساختمان «ستاد شهدا» آن سال‌ها در خیابان عباس‌آباد اصفهان بود اما زیرنظر بنیاد شهید فعالیت داشت و البته پرسنلش از نهادهایی همچون سپاه، ارتش، جهادسازندگی و هلال احمر انتخاب می‌شدند. او معتقد است مردم اصلی‌ترین رکن ستاد بودند که اگر همت آن‌ها نبود، هیچ کاری در آن روزها شدنی نبود.

NONE
۰۷:۰۴ - دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹

صندوقچه اسرار سالک

یک هفته‌ای طول کشید تا بتوانیم قرار مصاحبه را برای ساعت 9 صبح روز شنبه 19 مهر در دفتر مجمع نمایندگان اصفهان هماهنگ کنیم. به دفتر مجمع رسیدیم و به داخل آپارتمانی نسبتا نوساز هدایت شدیم. تمام اسباب و وسایل داخل آپارتمان خلاصه می‌شد در یک فرش با رنگ نوستالژیک قرمز لاکی، یک دست مبل قهوه‌ای رنگ نسبتا قدیمی و یک میز غذاخوری. روی میز عبایی قهوه‌ای‌رنگ و منظم تاخورده و عمامه‌ای سفید به چشم می‌خورد. بعد از چند دقیقه‌ای که به انتظار نشسته بودیم، صدایی شنیده شد و از پسر جوانی که در اتاق حضور داشت خواست عبا و عمامه را با خود ببرد. احمد سالک حالا با همان چهره‌ای که سال‌هاست از او به خاطر داریم و البته با چین‌وچروک‌های بیشتر از سال‌های قبل که او را از نزدیک دیده بودیم، روبه‌رویمان می‌نشیند و با لحنی باطمأنینه از خاطرات قبل و بعد از انقلاب برایمان می‌گوید؛ از روزگاری که در کوچه‌پس‌کوچه‌های اصفهان به دنبال سرنگونی رژیم شاه بود تا امروز که برخلاف ظاهر آرامش، منتقدی ناآرام و صریح برای غیر هم‌فکرانش محسوب می‌شود.