بغض راه گلویش را میگیرد، وقتی از لحظههایی حرف میزند که ثانیه به ثانیهاش برای او و دختربچهاش مثل هزار سال گذشته: «به هر بهانهای کتک میخوردم؛ مثلا شب از کار که میآمد اگر غذا آماده نبود، جنجال به راه میانداخت و شروع به گفتن بدوبیراه میکرد و هر چه فحش بلد بود، نثار من میکرد.»
حمله به مراکز درمانی و شکستن شیشهها، آسیب رساندن به پزشک و کادر درمان و تهدید آنها و خانوادههایشان تنها بخشی از مشکلاتی است که امنیت جانی و روانی این افراد را به خطر انداخته و باعث گلایههای فراوان آنها شده است.
یک رسانه صهیونیستی از افزایش دو برابری قربانیان خشونت در فلسطین اشغالی از زمان به قدرت رسیدن بنگویر در پست وزارت امنیت قومی خبر داد.
همه ما کمابیش با شکل مرسوم و معمول خشونت که میتوانند باعث آسیبهای جدی روحی و روانی در افراد مختلف و مخاطبان این خشونتها شود، آشنا هستیم. در واقع در شکل مرسوم خشونت و خشونتورزی حاصل شکلگیری خشم در ذهن یک انسان است که وقتی او قادر به مدیریت و کنترل آن نیست.
فرایند مصرف به جای برابرسازی فرصتها و فروکاستن رقابت اجتماعی، رقابت را در همه اشکال آن خشنتر و حادتر میکند.
در تاریخ 27 جولای سال 1967، اچ. رپ براون، فعال مدنی سیاهپوست، در نطقی آتشین در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن اظهار کرد: «حرف من این است که خشونت لازم است. خشونت بخشی از فرهنگ آمریکاست و درست بهاندازۀ پای گیلاس1 آمریکایی است. این آمریکاییها بودند که خشونت را به سیاهپوستان یاد دادند. اگر لازم باشد، ما از همان خشونت استفاده خواهیم کرد تا خودمان را از ظلم و ستم برهانیم. ما آزاد خواهیم شد، حال به هر وسیلهای.» صحبتهای براون با واکنشهای فراوانی روبهرو شد و بسیاری او را به خشونتطلبی و جنگافروزی متهم کردند؛ اما این پرسش همچنان باقی است که آیا خشونت واقعاً به جزئی جداییناپذیر از زندگی آمریکایی بدل شده است؟ در این مقاله نایجل جونز، تاریخدان و روزنامهنگار بریتانیایی، میکوشد پدیدۀ خشونتگرایی در جامعۀ آمریکا را در بستری تاریخی مورد بحث و بررسی قرار دهد. جونز نویسندۀ هشت کتاب تاریخی است و با بسیاری از مجلات مطرح بریتانیا نیز همکاری داشته است.
داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
سازمان پزشکی قانونی کشور بهتازگی اعلام کرده است که در سهماهه نخست سال جاری، ۱۴۶ هزار و ۳۵۳ مورد مراجعه به پزشکی قانونی در پی نزاع به ثبت رسیده که ۱۰۱ هزار و ۷۲۱ مورد از مراجعات مربوط به مردان و مابقی (۴۴ هزار و ۶۳۲ مورد مراجعه) مربوط به زنان بوده است. خبرگزاری ایرنا نیز در گزارشی خبر داده است که از حدود ۱۷ میلیون پرونده قضایی در ایران، پنج میلیون پرونده به نزاع مربوط میشود. به اعتقاد یک جامعهشناس «این آمار، آماری است که در دستگاه قضایی کشور ثبتشده و احتمالا اوضاع از این هم بدتر است.»