کتاب زیباتر از گل که به قلم آیتالله سیدابوالحسن مهدوی به نگارش درآمده، از چندجهت دارای اهمیت است:اول اینکه، یک مجتهد، به جای بسندهکردن به تدریس درس خارج و خطابه، به میدان آمده و برای یک مخاطب وسیعتر قلم زده است.
معلم بودن به معنای صاحب علم بودن نیست! گاهی اوقات اساتید زیادی را میبینیم که سواد بینظیری دارند، اما هرگز معلم خوبی نیستند. معلم کسی است که بتواند سواد خود را به دیگری انتقال دهد.
پسر کلاس سومیام عادت دارد تمام تابلوهای تبلیغاتی شهر را بخواند. این روزها در مسیر رفت و برگشت به مدرسه مدام میخواند «جمعه پرتخفیف».
صدای مربی با ذوق از توی کلاس میآید. «بچهها گوش بدین! امروز میخوام یه قصه براتون بگم.» بچهها همه ساکت میشوند.
این روزها یک انتصاب در دولت چهاردهم حاشیهساز شده است: حکم رئیسجمهور برای اسماعیل سقاباصفهانی بهعنوان معاون جدید خود و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی.
اصفهان، شهری است که نامش با فرهنگ، هنر و دیانت درهمتنیده است. از روزگاران صفوی و قبل از آن تا امروز، این شهر نهتنها مرکز تمدن ایرانی اسلامی، بلکه آیینهای از زیست فرهنگی ایرانیان بوده است.
اگر فرهنگ عمومی را مجموعهای از باورها، ارزشها و رفتارهایی بدانیم که آگاهانه یا ناآگاهانه در میان مردم رواج دارد، بیتردید نهادهای گوناگونی در شکلگیری و تداوم آن نقشآفریناند؛ از جمله خانواده، رسانه و مدرسه.
مسلما موضوع «لباس سنتی و محلی، بهعنوان نماد هویت فرهنگی»، یکی از غنیترین و درعینحال تلخترین موضوعات در حوزه اجتماعیفرهنگی ایران است. این روزها کافی است پایت را از خانه بیرون بگذاری تا لباسهایی را ببینی که نه هویت ایرانی دارند و نه اصالتی.
در دنیایی که همه چیز با سرعت میگذرد، از خبرها گرفته تا احساسها، انگار دیگر برای همدیگر حوصلهای نمانده است. ما آدمهای عجولی شدهایم؛ عجول در کار، در قضاوت، در دوست داشتن و حتی در بریدن. کافی است کمی احساس خستگی کنیم، کمی از تفاوتها دلگیر شویم، فورا میگوییم: «نمیتونم ادامه بدم»، «دیگه تمومه»، «طلاق بگیریم و خلاص».
عمر زیادی ندارد؛ همین مدِ جدیدِ «زن مستقل» را میگویم، همین تنهایی سفر رفتن زنان بدون همسر و فرزندان، همین کار کردنِ بیرون از خانه به هر قیمتی، همین تلاش زنان برای داشتن پساندازی پنهانی دور از دسترس همسرشان، همین تلاش برای داشتن یک برند اختصاصی و …
پنجشنبه گذشته شاهد سفر رئیس جمهور و هیئت همراه به اصفهان بودیم. این سفر آنطور که اعلام شد و اتفاق افتاد برای حضور در چند نشست ملی و افتتاح چند طرح عمرانی بود. قطعاً حضور بالا ترین مقام اجرایی کشور در یک همایش یا اجلاس و همچنین افتتاح چند پروژه عمرانی دارای ارزش و اعتبار خاصی است و بابت این همت تلاشهای صورت گرفته بایستی قدردانی کرد.
ما ریزگردها دستهجمعی در هوا پرسه میزدیم که یکهو پرت شدیم توی ماشین زردرنگی که توی ترافیکِ ورودی دروازهدولت گیر کرده بود.