اما خودم هم باور نداشتم که تا این حد دوستانه با دو دانشآموز که دم در ورودی ایستاده باشند، برخورد کند. بعدا فهمیدم منش و اخلاق احمد توکلی همین است.
بنده از سالهای دور آقای توکلی را میشناختم؛ ولی دراین چندسال اخیر در سازمان دیدهبان شفافیت و عدالت توفیق همکاری با ایشان را داشتم.
نخستین بار، در سال 72 و در جریان انتخابات ریاستجمهوری با دیدگاههای مرحوم دکتر احمد توکلی آشنا شدم. دیدگاههای اقتصادی او را چندان دنبال نمیکردم؛ چرا که سررشتهای نداشتم. اما دیدگاهها و فعالیتهای او را در حوزه مبارزه با فساد اقتصادی و اداری پیگیری میکردم و علاقمند بودم.
آشنایی نزدیک بنده با احمد آقا به اواخر ۱۳۷۵ و به مصاحبهای که ایشان در هفته نامه صبح انجام داده بود، برمیگردد.
فصل تابستان برای فوتبالیها علاوه بر نقلوانتقالات از جهت دیگری هم مهم است. آنها محل برگزاری تمرینات و آمادهسازی پیشفصل جهت فصل جدید است.
در روزگاران قدیم، جنگ را به شیپورش میشناختند. صبح علیالطلوع شیپور جنگ نواخته میشد و کمی قبل از تاریک شدن هوا، طبل آسایش میزدند.
شبکه نفوذ، یکی از شگردها و در واقع مهمترین و پیچیدهترین ابزارهای دشمنان اسلام برای ضربه زدن به نظامهای مستقل و انقلابی است و نمی توان از آن غافل بود. این پدیده نه امری تازه است، نه محدود به زمان و مکان خاصی؛ بلکه بهعنوان یک استراتژی دائمی از سوی دشمنان اسلام دنبال میشود.
داستان ملیشدن صنعت نفت ایران یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خورشیدی اتفاق افتاد. این حرکت بزرگ ملی به رهبری دکتر محمد مصدق و جبهه ملی ایران انجام شد و نقطهعطفی در مبارزههای مردم ایران برای استقلال اقتصادی و سیاسی از سلطه خارجی بود.
مطالب زیادی درباره جنگ 12 روزه اخیر بین ایران و اسرئیل نوشته شده که هر کدام از آنها به جنبههایی از این رخداد اشاره داشتهاند. یکی از محوریترین مطالبی که در اینباره بیان شده، مطالبی است که حول وضعیت جامعه و احیای انسجام اجتماعی مطرح شده است.
جهان، چند قدم به ظهور نزدیکتر شد. هرگز نباید از خاطر دور داشت که دین اسلام برای تحقق قسط و عدل و حکمرانی جهانی بر پایه تفکر دینی بنا نهاده شده و مأموریت اصلی امام خاتم، برقراری این حکومت در سراسر گیتی است.
من عاشق جلوتر از زمان و مکان بودنم. عاشق رفتن به 30، 40 سال آینده. یک وقتهایی پا را فراتر میگذارم و به زمانی فکر میکنم که هیچ کدام از ماهایی که الان هستیم، نیستیم.
آدمها برای من دو دستهاند؛ آنهایی که زیبا میخندند و زشت و این یک قرارداد بین من و دلم است که هرکه زیبا میخندند، برایم دوستداشتنی میشود و شما، در همین دستهاید. دوست ندارم با نوشتن اسم زشتخندهها، نامه را خراب کنم. ولی یکیاش را بخواهم مثال بزنم، همان کسی است که سرزمین اشغالی در چنگ او گرفتار است. بگذریم!