به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که هنوز تعریف روشنی از هنر بهعنوان کالا یا فعالیت اقتصادی نداریم. همچنان مشخص نیست فعالیت هنری دقیقاً چه نوع فعالیتی محسوب میشود، محصول هنری چه جایگاهی دارد و شغل هنرمند چگونه باید تعریف شود.
اصفهان بهعنوان یکی از قطبهای تاریخی و فرهنگی ایران، سالهاست که به واسطه معماری، صنایع دستی و هنرهای اصیل خود شناخته میشود. اما پرسش اساسی این است که این ظرفیت بزرگ چگونه میتواند در شرایط امروز به یک «سرمایه اقتصادی و اجتماعی» بدل شود؟ «جشنواره هنر خلاق» پاسخی به این پرسش است. در نخستین دوره این جشنواره، بیش از ۳۰۰ هنرمند از سراسر کشور با نزدیک به ۵۰۰ اثر حضور یافتند که پس از داوری در دو مرحله، ۲۴ اثر برای نمایش انتخاب شد.
در این جشنواره نگاه اقتصادی و فناورانه جشنواره حائز اهمیت است. تاکید بر صنایع خلاق، ترکیب سه حوزه هنر، فرهنگ و دانش، فرصتی است تا صنایع دستی و هنرهای سنتی در پیوند با فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی یا شرکتهای دانشبنیان مسیر تازهای در تجاریسازی و بازار پیدا کنند.
در این راستا، اصفهان زیبا با رسول بیدرام، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان و مدیر جشنواره ملی هنر خلاق به گفتوگو نشسته است.
اهداف ملی و استانی برگزاری «جشنواره هنر خلاق» چیست؟
در این جشنواره رویکرد ما، رویکردی ملی بوده است. خوشبختانه در نخستین دوره که اکنون در حال برگزاری است، ۳۲۸ هنرمند با ۴۹۲ اثر در دبیرخانه حضور یافتند. پس از دو مرحله داوری، در نهایت ۲۴ اثر پذیرفته شد که طی پنج روز به نمایش گذاشته میشوند. این آثار علاوه بر هیئت داوران، توسط بازدیدکنندگان و در قالب رویداد «دروازهبانی هنر» نیز ارزیابی خواهند شد و در پایان، پنج اثر برگزیده انتخاب میشود.هدف اصلی ما شناسایی و پرورش سرمایههای انسانی خلاق و به تعبیر دیگر نخبگان هنری است. در حوزههای علمی مختلف المپیادهایی برای کشف استعدادها وجود دارد و ما نیز در پی آن هستیم که گفتمان تازهای شکل دهیم و نشان دهیم نخبگان هنری هم وجود دارند و میتوانند در جامعه اثرگذار باشند.بخشی از اقتصاد ما امروز «دانشبنیان» است، اما نباید فراموش کنیم که در کنار آن، «اقتصاد هویتبنیان» نیز جایگاه ویژهای دارد؛ اقتصادی که بر میراث فرهنگی و هنری استوار است. ما میکوشیم این میراث را به عرصه ظهور برسانیم، احیا و تجاریسازی کنیم تا بتواند در اقتصاد امروز نقشی پویا ایفا کند.
آثار ارائه شده بیشتر شامل چه نوع آثاری میشوند؟
از میان آثار ارائهشده، در مجموع ۴۳ گونه هنری حضور داشتند. پس از داوری، ۲۴ اثر انتخاب شد که ۱۰ اثر از هنرمندان خارج از اصفهان و از شهرهای مختلف کشور هستند. این آثار تنوع بالایی دارند؛ از آیینهکاری و تصویرسازی گرفته تا بازیهایی با رویکرد آموزشی در قالب تئاتر. همچنین آثاری مانند آباژورها و لوسترهایی که با استفاده از مواد بازیافتی ساخته شدهاند، نمونهای خلاقانه از هنر و توجه به محیطزیست را به نمایش میگذارند.
رویکرد اصلی شما در این جشنواره چیست؟
رویکرد اصلی ما در زمینه تجاریسازی، «شبکهسازی» است. به این معنا که برای تحقق تجاریسازی باید طراحان، سرمایهگذاران، هنرمندان، پژوهشگران، شرکتهای دانشبنیان و همچنین ذینفعان دولتی در کنار یکدیگر قرار گیرند و شبکهای منسجم را شکل دهند تا مسیر تجاریسازی هموار شود.در این میان وجود یک «مغز متفکر» یا اتاق فکر ضروری است؛ همان مرکزی که ما با عنوان R&D (پژوهش و توسعه) ایجاد کردهایم. این مرکز وظیفه بازارسازی و نیازسنجی صنایع مختلف، حتی صنایع سنگین مانند فولاد یا نساجی را بر عهده دارد. پس از شناسایی نیازها، فراخوانهایی منتشر میشود و آثار و طرحهای هنری خلاق به این چرخه وارد میشوند.در این شبکه، تولیدکنندگان مواد اولیه، هنرمندان، سرمایهگذاران، بازاریابان، فروشندگان و پژوهشگران در کنار هم و بهصورت غیرمتمرکز فرایند تولید را پیش میبرند. البته در گام نخست، مرکز R&D و بخش فروش به شکل متمرکز فعالیت خواهند کرد تا بازار اولیه هنر، بهویژه در حوزه صنایعدستی بهتدریج شکل بگیرد.
با توجه به اینکه ۷۰ درصد شرکتکنندگان این جشنواره را بانوان تشکیل میدهند، این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟
به طور کلی در رشتههای هنری همواره شاهد حضور پررنگ بانوان هستیم. زنان در این عرصه پیشران محسوب میشوند و علت آن را میتوان در ماهیت هنر جستوجو کرد. هنر با ظرافت، زیبایی و درونمایهای سرشار از عشق پیوند خورده است و این ویژگیها باعث میشود که بانوان حضوری پررنگتری در این حوزه داشته باشند.
در حال حاضر جایگاه هنر در اقتصاد استان اصفهان چگونه است؟
پیش از هر چیز باید روشن کنیم وقتی از «هنر» سخن میگوییم، منظور کدام شاخه است: هنرهای نمایشی، هنرهای تجسمی، هنرهای کاربردی یا صنایعدستی. هرکدام از این حوزهها ویژگیها و چالشهای خاص خود را دارند.یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که هنوز تعریف روشنی از هنر بهعنوان کالا یا فعالیت اقتصادی نداریم.
همچنان مشخص نیست فعالیت هنری دقیقاً چه نوع فعالیتی محسوب میشود، محصول هنری چه جایگاهی دارد و شغل هنرمند چگونه باید تعریف شود. وقتی این تعاریف و استانداردها وجود نداشته باشند، طبیعتاً امکان محاسبه، اندازهگیری و سنجش سهم واقعی هنر در اقتصاد هم فراهم نمیشود.بنابراین یکی از زیرساختهایی که دولت و حاکمیت باید به آن کمک کنند، همین است: تعریف دقیق گونههای مختلف هنر، شناسایی فعالیتها و محصولات هنری و استانداردسازی آنها. پس از آن میتوان محاسبات و تحقیقات اقتصادی انجام داد و سهم واقعی هنر در اقتصاد استان و کشور را بهدرستی استخراج کرد.
بنابراین پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. شاید مسئولان دولتی آمارهای دقیقتری در اختیار داشته باشند، اما آنچه من میدانم این است که اگر تنها به شاخصهای مالی و کمی بسنده کنیم، ممکن است به نتایج گمراهکننده برسیم. پرسش اصلی این است که ما تا چه اندازه از این ظرفیتها استفاده کردهایم؟ چقدر توانستهایم ارزش افزوده هنر را در صنایعی مانند ساختمانسازی یا دیگر صنایع ببینیم؟
تا چه حد از این پتانسیلها بهره گرفتهایم و رضایت هنرمندان تا چه اندازه تأمین شده است؟ اینها شاخصهای واقعیتری هستند که میتوانند ما را به مسیر درست هدایت کنند.از سوی دیگر، آنچه در حوزه مسئولیت من قرار دارد، بخش خصوصی است. وظیفه من ایجاد بستر و شبکهای پویا برای هنر است؛ شبکهایی که بتواند به یک پاتوق امن، کارآمد و بزرگ تبدیل شود و زمینه تجاریسازی آثار و ظرفیتهای هنری را فراهم کند.
چه نمونههای موفقی از همکاری میان صنایع دستی و فناوریهای نوین، مانند هوش مصنوعی یا شرکتهای دانشبنیان، وجود دارد یا میتواند در آینده شکل بگیرد؟
یکی از اهداف جشنواره، پیوند میان دانش، فناوری و هنر است. ما بهشدت نیاز داریم صنایع دستی خود را از منظر «صنایع خلاق» ببینیم.
صنایع خلاق در واقع ترکیبی از سه حوزهاند: هنر، فرهنگ و دانش. زمانی که این سه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ظرفیتهای تازهای خلق میشود.برای نمونه، اگر در کنار صنایع دستی از هوش مصنوعی برای بازاریابی بهره ببریم، یا یک شرکت دانشبنیان بتواند مواد اولیهای باکیفیتتر تولید کند و در اختیار هنرمندان قرار دهد، یا سازمانهای مرتبط حمایتهای لازم را برای توسعه ارائه کنند، در این صورت همه ذینفعان وارد چرخه میشوند و نتیجه آن، رشد و پویایی واقعی خواهد بود.
اگر به صنایع دستی بهصورت محدود و سنتی نگاه کنیم، این حوزه در معرض فرسایش و حتی نابودی قرار میگیرد. اما وقتی آن را در چارچوب گستردهتر صنایع خلاق ببینیم، میتوانیم هم به توسعه صنایع دستی کمک کنیم و هم جایگاه آن را در اقتصاد و فرهنگ ارتقا دهیم. بنابراین، ما تلاش کردهایم از این همنشینی بهره ببریم و سیستمی را ایجاد کنیم که انواع هنرها را در مسیر تجاریسازی
قرار دهد.



