به گزارش اصفهان زیبا؛ نگاهی تازه به زندگی و کار دکتر رضا فرهادی نشان میدهد که او نهتنها در میدان تحقیق، بلکه در سبک زندگی نیز راهی متفاوت را برگزیده است؛ مسیری که کمتر در فضای رسمی و آکادمیک ایران دیده میشود.
زیست شخصی؛ پژوهشگر «خویشفرما»
رضا فرهادی انسانی سختکوش و کمنظیر در زندگی شخصی و علمی است.
او سالها خود و خانوادهاش را به قول خودش گروگان گرفته تا بدون حواسپرتی، پروژههای علمیاش را به پایان برساند.
فرهادی حتی برای کشف نشانههای تاریخی، با تیمهای کوهنوردی حرفهای به نقاط سختگذر ایران رفته و یافتههایی ارزشمند برای مردمشناسی کشور ارائه کرده است.
او خود را «پژوهشگر خویشفرما» میداند؛ یعنی تحقیقاتش به سفارش و بودجه بیرونی وابسته نیست.
فرهادی منتقد جدی «سفارشیشدن» پژوهشها بوده و بر این باور است که این روند، ذهن پژوهشگران را پراکنده و تولید اندیشمندان برجسته را کمرمق کرده است.
زیست علمی؛ عبور از کلیشهها
وجه دیگر فعالیت او، تمرکز بر مسائل ژرف فرهنگی ایران و عبور از کلیشههای ذهنی و رسوم رایج است. فرهادی در پروژههای خود، چه در روستا و چه در شهر، برای یافتن الگوهای فرهنگی اصیل ایران تلاش جدی کرده است.
در نگاه او، توسعه باید بر پایه فرهنگ بومی شکل گیرد. او در آثار خود، بهویژه کتاب صنعت بر فراز سنت، پسوندهایی برای واژه «توسعه» مطرح میکند که ریشه در سنتهای فرهنگی ایران دارند.
نقد نظام علمی و نشر
فرهادی با صراحت میگوید: «مسیر دانشگاهها و بازار نشر، بیطرف و خنثی نیست.» از نظر او، شناختهشدن یک پژوهشگر صرفا با میزان وقت و کیفیت روش علمیاش رابطه مستقیم ندارد؛ بسیاری با وجود کار عمیق و مستمر، همچنان در حاشیه ماندهاند.
ضرورت شناخت
چه موافق دیدگاههایش باشیم و چه مخالف، فرهادی چهرهای است که باید او را دید و زحماتش را ارج نهاد؛ با این حال، مانند بسیاری از پژوهشگران اصیل، او هم در میان محافل علمی و حتی نیمهعلمی مهجور مانده و برای بسیاری، نامی ناآشناست.



