اسنپ‌بک از غرب به شرق

بعد از شروع فرایند فعال‌سازی مکانیسم ماشه تقریباً مشخص بود که آمریکا و کشورهای اروپایی، به قطعنامه ادامه لغو تمدید تحریم‌های ایران، رأی منفی داده و اجازه نخواهند داد سایه تحریم‌ها از سر ایران برداشته شود.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۴ - یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
اسنپ‌بک از غرب به شرق

به گزارش اصفهان زیبا؛ بعد از شروع فرایند فعال‌سازی مکانیسم ماشه تقریباً مشخص بود که آمریکا و کشورهای اروپایی، به قطعنامه ادامه لغو تمدید تحریم‌های ایران، رأی منفی داده و اجازه نخواهند داد سایه تحریم‌ها از سر ایران برداشته شود.

البته برای هرکسی که به دشمنی غرب با ایران باور داشته باشد، از شروع روند مذاکرات ایران با غرب که به برجام منتهی شد، برداشته شدن تحریم‌ها را امری موهومی و خیالی می‌دانست. اما گشودن افقی در جامعه ایرانی برای بارور شدن تجربه آن از تعامل با غرب نیازی بود که احساس می‌شدباید برآورده شود تا از این راه ذخیره تاریخ ایران از تجربه مواجه با غرب دوباره به‌روز شود.

از طرف دیگر نه‌تنها راهی که با برجام طی شد، بلکه طی مسیر 20 ساله مذاکره بر سر مسئله هسته‌ای ایران با غرب یک امر الزامی بود تا هم ایران بتواند با خرید زمان وضعیت خود را از نظر بازدارندگی داخلی و خارجی بهبود ببخشد و هم رفته‌رفته انگاره انرژی هسته‌ای به عنوان مسئله‌ای حیثیتی در ذهنیت جامعه ایرانی شکل بگیرد.

بعد از شکست جنبش ملی شدن نفت در قطع زنجیره استعماری کشورهای غربی از منابع طبیعی ایران، وابستگی، جزئی از نمای کلی رابطه ایران با غرب تعریف شده بود که آمریکا و کشورهای اروپایی از آن نفع می‌بردند و هنوز هم متنعم هستند.

اما دستیابی به فناوری هسته‌ای بدون کمک گرفتن از دانش و تکنولوژی کشورهای پیشرفته و قرار گرفتن ایران در مسیر قطع وابستگی، قطعاً نمی‌توانست مورد پذیرش کشورهای غربی قرار گیرد. در نتیجه چالش بر سر تثبیت فناوری هسته‌ای بین ایران و غرب، به مسئله‌ای سیاسی با محوریت وابستگی و عدم‌وابستگی تبدیل و موجب شد ذهن شهروند ایرانی که بعد انقلاب اسلامی به موجب قطع وابستگی سیاسی ارتقا پیدا کرد، بعد از قطع وابستگی اقتصادی به موجب بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای در زمینه‌های مختلف اقتصادی، ارتقای دیگری را تجربه کند.

اینکه مسیر طی شده در 20 سال گذشته چقدر توانسته این ذهنیت را در جامعه ایرانی شکل بدهد،‌نیازمند بررسی است. اما سوالی که اکنون مطرح است این است که حالا چه باید کرد؟

باید شرایط تاریخی خود را مجددا بررسی کنیم؛ شرایطی که جنگ 12 روزه، حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای و فعالسازی مکانیسم ماشه علیرغم عدم پایبندی اروپا و آمریکا به تعهدات برجامی آن را مشخص کرده است. از نظر سیاسی، به نظر می‌رسد یا باید با خروج از پیمان‌ها و تعهدات هسته‌ای، راه فناورانه و بازدارندگی هسته‌ای خود را با سرعت بیشتری ادامه دهیم یا دوباره با شعار «دیپلماسی، کلید همه مشکلات» وقت خود را صرف قانع کردن طرف مقابل برای رفع تحریم‌ها کنیم.

اینکه مکرون در مصاحبه تلویزیونی با شبکه 12 اسرائیل گفت: «فکر می‌کنم اسنپ‌بک قطعی است، چون آخرین اخباری که از ایرانی‌ها داریم جدی نیست» نشان از این دارد که طرف مقابل آمادگی سیاسی و میدانی را برای قانع شدن از مسیر دیپلماسی ندارد. اگر آن‌ها به ادعای خود مبنی بر اینکه ضربات واردشده به فناوری هسته‌ای ایران جدی بوده، باور داشته باشند فعالسازی اسنپ‌بک در شرایطی که ایران زیرساخت‌های هسته‌ای خود را از دست داده، وجه منطقی ندارد.

پس دو حالت متصور است: یا اینکه کشورهای اروپایی هنوز معتقدند نتوانسته‌اند زیرساخت‌های هسته‌ای را به طور کامل نابود کنند و راه دیپلماسی را نیز برای نابودی این فناوری، ناکافی می‌دانند و می‌خواهند مسیر دیگری را طی کنند یا اینکه اسنپ‌بک را راهی می‌دانند برای ورود به حوزه‌های غیرهسته‌ای و فشار بر ایران در این حوزه‌ها.

آنچه مشخص است این است که فعلاً راه دیپلماسی هسته‌ای توسط کشورهای اروپایی و آمریکا مسدود شده و آن‌ها آمادگی حضور بر سر میز مذاکره برای برآورده کردن حقوق مشروع ایران را ندارند. بنابراین باید راهی دیگر در مسیر دیپلماسی گشود؛ مسیری که نه از غرب بلکه از شرق می‌گذرد، ولی این راهی است در سال‌های گذشته به درستی طی نشده است. بنابراین به نظر می‌رسد باید در انتظار اسنپ‌بک در روابط ایران با غرب و حرکت بیشتر به سمت شرق باشیم.