به گزارش اصفهان زیبا؛ شامگاه دوشنبه، شهر کتاب اصفهان میزبان برنامه رونمایی از کتابی درباره ارتباط بین معماری و شعر فارسی بود. فرزاد زرهداران دکترای مطالعات معماری از دانشگاه شهید بهشتی کتابی با عنوان «ذهنیات معماری در مکتوبات فارسی» تألیف کرده که در این نشست از آن رونمایی شد.
زرهداران در این کتاب قصد دارد با بهرهگیری از منابع مکتوب فارسی نوشتهشده در شرق ایران در سدههای نخست ورود اسلام به ایران، ما را با مولفههای معماری آن دوران آشنا کند. به قول علی خدایی، خواننده با خواندن این کتاب میتواند در بافت شهری شهرهای شرق ایران در سدههای نخستین ورود اسلام به ایران، قدم بزند.
پیشفرضی که زرهداران در تألیف این کتاب از آن بهرهبرده است، بر این مبنا استوار است که هرگونه مداخلهای که انسان بخواهد در طبیعت انجام دهد، از جمله مداخلاتی از جنس معماری و ساخت خانه، باید تصمیماتی اتخاذ کند که این تصمیمات برمبنای امیدها، آرزوها، ترسها و خواستههایی گرفته میشود.
بنابراین ساخت یک بنا و معماری آن مبتنی بر مجموعهای از ذهنیات پیشینی است که در ذهن سازنده و معمار قرار دارد. به عبارت دیگر معماری یک بنا از فیلتر ذهن معمار و سازنده آن گذشته است. زرهداران نتیجهگیری میکند با رجوع به متون مکتوب کهن، میتوان دریچهای تازه برای فهم بناها و شهرهای گذشته باز کرد.سؤال ابتدایی که پیش میآید این است که چرا برای فهم معماری در آن دوره تاریخی خاص، به مکتوبات فارسی مراجعه کرده است.
او میگوید مختصات ذهنی مردم، بازیگر اصلی میدان فهم یک بنای تاریخی در دورههای تاریخی و سنتی ماست. با این حال شواهد اندکی از دورههای مختلف تاریخی مخصوصاً سدههای نخستین ورود اسلام به ایران در دست داریم. به همین دلیل است که به مکتوبات و اشعار فارسی آن دوران برای جستجو در لابهلای روایتها مراجعه میکنیم تا بتوانیم به اشارات گوناگونی از معماری و فضا دست پیدا کنیم.
سؤال بعدی از سؤال ابتدایی مهمتر است: چرا تاریخ معماری و ذهنیت گذشتگان از جایی که در آن زندگی میکردند برای ما در زمان اکنون مهم است؟ در پاسخ به این سؤال، زرهداران بسیار احتیاط به خرج داد. این احتیاط به گونهای بود که او در دو قسمت از نشست، به این سؤال دو پاسخ متفاوت داد. اینکه فهم تاریخ و سنت گذشتگان چقدر برای اکنون ما مهم است، سوالی است که در نحلههای گوناگون اندیشهای پاسخهای متفاوتی به آن داده شده است.
زرهداران در پاسخ به این سؤال، ابتدا به بخشی از فیلمی که در ابتدای این نشست پخش شد، اشاره میکند که سید محمد بهشتی در آن میگوید بیایید به گذشتگان خود اعتماد کنیم و درباره اعتقادات و دیدگاههای آنها نگوییم که اینها خرافه است.
او در ارتباط با این سخنان دکتر بهشتی میگوید «من نمیتوانم بفهمم این نگاه در حال حاضر برای زندگی ما مفید است یا نه؛ نگاه من صرفاً فهم گذشته و پژوهش در تاریخ است.
با این حال به نظر خود او هم این پاسخ نه برای حاضران نه برای خودش قانعکننده به نظر نمیرسید. بنابراین در پاسخ به سوالی که در پایان جلسه از او پرسیده شد که معاصرسازی و بهروزرسانی مولفهها و ساختار معماری و بافت شهری گذشته، میتواند برخی از مشکلات شهری ما را در زمان حاضر برطرف کند یا نه، با احتیاط پاسخ داد که معاصر کردن گذشته خیلی برای ما مفید خواهد بود و در ادامه هم خاطرنشان کرد که من خیلی دوست دارم با دکتر بهشتی همنظر باشم.
به نظر میرسد پرسش «چگونگی حضور گذشته در اکنون ما» که در نشست شامگاه دوشنبه هم بر بخشی از جلسه سایه افکنده بود، پرسشی تاریخی است که مدام باید به آن فکر کنیم. باید در نظر داشت که ما در زندگی فعلی خود، در حال ورق زدن بخشی از تاریخ گذشته و سنت فکری و فرهنگی گذشتگان خود هستیم. هر واژه یا هر فعلی، چه رذیلت باشد یا فضیلت، تاریخی را پیموده و در دل جامعهای تطور و تکوین پیدا کرده و اکنون که به ما رسیده است بار یک تاریخ را بر دوش خود میکشد. بنابراین نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت و آن را صرفاً به موضوع مطالعه و ابژه تبدیل کرد.
به همین دلیل است وقتی از هویتدار بودن شهر اصفهان حرف میزنیم، داریم درباره بافتها و بناهای تاریخی صحبت میکنیم که در درون تاروپود یک جامعه فرهنگی قرار داشته، بر اساس روابط بین آنها شکل گرفته و بر این روابط اثر گذاشته است. این دقیقاً در نقطه مقابل شهرهای پرزرقوبرق و پرافاده برخی کشورهای حوزه خلیج فارس است که نه تنها تاریخی ندارند، بلکه برای آینده خود در حال جعل تاریخ نیز میباشند.
چنین شهرهایی هم باید تاریخ را جعل کنند و هم در شهرشان حامل تاریخ کشورهایی باشند که کلید روابط و توسعه آن شهر را به دست گرفتهاند؛ برجهای سربهفلککشیده و هتلهای چندستاره و مارکتهای لوکس، نشان از این دارد این شهرها که در حال قرض گرفتن هویت از کشورهای خارج از خود هستند که در نهایت تعارضآمیز است و اتفاقاً همین نقطه تمایز اکثر شهرهای ایران است؛ شهرهایی که امتداد تاریخی دارند و روابط اجتماعی در آن حامل مجموعهای از سنتها و گفتارهای غنی است که با تکیه بر آن و احیای آن میتوانند تعارضات خود را حل کنند.
به همین دلیل است تالیفاتی از جنس کتاب «ذهنیات معماری در مکتوبات فارسی» برای غنیشدن ذخایر پژوهشی ما به منظور احیای سنت شهرنشینی ایرانیاسلامی از اهمیت به سزایی برخوردار است.



