جلوه‌های فرزانگی؛

حسین گلبیدی، از مدرسه کرولال‌ها تا کانون جهان اسلام

گلبیدی در عمر طولانی خود با چهره‌های برجسته سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مراودات فراوانی داشت اما هیچ‌گاه از پشم سیاست و کیاست برای خود کلاهی نبافت. زندگی ساده و به دور از اسراف و تجمل او گواه بر این مدعاست

تاریخ انتشار: ۲۱:۱۶ - یکشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
حسین گلبیدی، از مدرسه کرولال‌ها تا کانون جهان اسلام

به گزارش اصفهان زیبا؛ حسين گلبيدي در سال 1307 در محله بيدآباد اصفهان به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي را در مكتبي كه در مسجد سيد اصفهان و مسجد آميرزا باقر داير بود، گذراند.

خدمات فرهنگي او از 1330 آغاز گرديد. او در 1332 كارشناسي ادبيات عرب را از دانشگاه اصفهان گرفت. عشق به تدريس و خدمت به كودكان كرولال در 1333 كه آموزگار كلاس سوم دبستان ملي جعفري اصفهان بود، در او شعله‌ور شد.

گلبيدي در بهمن 1333 رسماً به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به روستاي فرادنبه، در حوالي شهر بروجن منتقل گرديد و چون علاقه‌مند تدريس به كودكان كرولال بود، درباره احتمال وجود اينگونه كودكان تحقيق كرد تا اينكه يك كودك كرولال به نام اسحاق ايرانپور به او معرفي شد.

گلبيدي او را همراه با شاگردان شنوا تحت تعليم قرار داد. پس از مدتي كه اسحاق توانست چند صفحه از كتاب اول را به درستي بخواند و املاي آن را بنويسد، اداره فرهنگ بروجن اينگونه پيشرفت كودك كرولال را تأييد كرد و نتيجه آن را به اداره فرهنگ اصفهان گزارش داد.

پس از يكسال، چون تعداد شاگردان كرولال به هشت نفر رسيد، اداره فرهنگ اصفهان به ناچار در 1335 ابلاغ مديريت و آموزگاري دبستان كرولال‌ها را براي گلبيدي صادر كرد. بدين ترتيب، تاريخ آموزش ناشنوايان اصفهان، بعد از تبريز و تهران، براي اولين بار با كار گلبيدي آغاز گرديد.

او طی سال‌ها فعالیت خود با دلسوزی بسیار برای رشد آموزش ناشنوایان ایران تلاش کرد و پس از بازنشستگی زمام امور را به دست جوان‌ترها سپرد.

بااین‌حال، تا پایان عمر فعالیت‌های دیگر خود را که جسته‌گریخته از سنین جوانی شروع کرده بود، پیگیری می‌کرد؛ مثلاً در سال 1345 همراه با عده‌ای از بزرگان سرشناس اصفهان انجمن مددکاری امام زمان(ع) را تأسیس کرد که در اصفهان قریب به 700 خانواده بی‌سرپرست را تحت حمایت داشت.

محل جمع‌آوری هدایا و اجناس اهدایی مردم برای کمک به خانواده‌های نیازمند یکی از اتاق‌های مدرسه ناشنوایان بود که گل‌بیدی تأسیس کرد. این انجمن که هسته مرکزی فعالیتش در مدرسه قرار داشت، به‌تدریج گسترش یافت و شهرهای دیگر استان اصفهان را نیز در بر گرفت.

او در عمر طولانی خود با چهره‌های برجسته سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مراودات فراوانی داشت اما هیچ‌گاه از پشم سیاست و کیاست برای خود کلاهی نبافت. زندگی ساده و به دور از اسراف و تجمل او گواه بر این مدعاست. در هر حالی او مفیدبودن را مؤثرتر از مهم‌بودن می‌دانست.

جلوه های فرزانگی

کتاب «جلوه‌های فرزانگی»، تألیف عباس دهکردی، توسط انتشارات آئین فرزانگی، به سال ۱۳۹۲ در ۱۸۲ صفحه منتشر شده است و در آن به گرامیداشت سه نفر از فرزانگان آموزش و پرورش اصفهان، آقایان فیض‌الله نوری، حسین گلبیدی و اسدالله ذکری پرداخته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، صفحاتی از این کتاب است که آقایان سید حسین علوی و سید مهدی طباطبایی‌پور به ذکر خاطرات و خصوصیات اخلاقی این معلم پرتلاش و ممتاز می‌پردازند.

***

صفحات 109 و 110- کانون علمی و تربیتی جهان اسلام

به قلم سید حسین علوی

به قلم سید حسین علوی

در سال‌های پایانی نیمه‌ی دوم سال‌های ۴۰ و نیمه اول سال‌های ۵۰، برخی بنا به نیاز زمان، تصمیم گرفتند مؤسسه‌ای به منظور تبلیغات دینی و آموزش‌های اعتقادی جهت نسل جوان‌ها -آنچنان که پاسخگوی سؤالات روز آنها باشد- تأسیس کنند.

این کار با حمایت آیات عظام، خادمی و شمس‌آبادی و مساعدت جمعی از محترمین متدین اصفهان، با محوریت اجرائی شادروان مهندس عبدالعلی مصحف با نام کانون علمی و تربیتی جهان اسلام عملی گردید.

ویژگی‌های شادروان گلبیدی در رابطه با مسائل مدیریتی جریانات دینی-اجتماعی و حسن ارتباط ایشان با مؤسسین و نیز علاقه‌مندی مشارالیه به اینگونه امور سبب شد تا در کنار سایر علاقه‌مندانی که در کار اداره‌ی آن مرکز کمر همت بسته بودند، مدیرعامل کانون شود.

شادروان گلبیدی چهره‌ای متبسم، نگاهی جستجوگر و برخاسته از عزمی راسخ، اما نه متکبرانه، داشت. جدّی، صبور و با حوصله به کار تعلیم و تربیت نسل جوان می‌پرداخت.

اگرچه شوخ طبعی‌اش همواره نمک آش گفتگوهایش بود، اما در انجام کارهای ساده‌اش نیز سلیقه و ذوق کم‌نظیرش بود. هر کاری را که برعهده می‌گرفت، با موفقیت به انجام می‌رسانید و در انجام آن استوار بود. حرفی که می‌زد حساب شده بود؛ دست کم برای خودش جای شک و تردید نداشت. دست و دل باز و شیفته‌ی انجام کارهای خیر و دلبسته خدمات دینی، به ویژه کاری فرهنگی بود. اگر به کاری دست می‌زد دوست می‌داشت نیک به انجام برساند و در این امر کوشا بود. از بی‌نظمی به شدت دوری می‌جست و آن را از هیچ فردی یا هیچ گروه و دسته‌ای در هیچ حال پذیرا نبود. برای به انجام رساندن کاری که به او واگذار شده بود، حداکثر تلاش را می‌کرد تا به بهترین نحوه ممکن و با کم‌ترین نقص و آسیب به پایان برسد.

قول و قراری که برای کار منعقد شده بود را بدون کم و کاست انجام‌شدنی می‌دانست و پذیرای هیچ عذر و بهانه‌ای برای کوتاهی در انجام چنین تعهداتی نبود.

این‌ها ویژگی‌های او بود که سبب شد کارهای تشکیلاتی کانون علمی و تربیتی جهان اسلام هرچه بهتر انجام شود.

کانون علمی و تربیتی جهان اسلام با تشکیل کلاس‌های متعدد آموزشی و برگزاری جلسات عمومی بسیار که به مناسبت‌های مختلف دینی تشکیل می‌داد و با استمداد از بزرگان اهل قلم و سخن؛ دانشمندان و اساتید نام‌آور و ارجمند حوزه و دانشگاه، مرکز فعال و پر جوش و خروش و حضور پُر رنگ طبقات مختلف اجتماع، به ویژه جوانان متدین و متعهد بود.

پایان سخن اینکه در یکی از سال‌های میانی دهه‌ی ۵۰ با دستگیری شادروان گلبیدی توسط نیروهای امنیتی و انتقال ایشان به کمیته مشترک ضد خرابکاری تهران و بستن و تعطیلی کانون از طرف سازمان اطلاعات و امنیت، کارنامه‌ی پرافتخارترین مجموعه‌ی فرهنگی-دینی، با نظامت پُر اقتدار شادروان حاج حسین گلبیدی مُهر پایان خورد. روحش شاد و خاطره‌اش جاودان!

 

صفحات 112-114: چهره‌ی آشنای شهر اصفهان

سید مهدی طباطبایی

به قلم سید مهدی طباطبایی

شادروان حسین گلبیدی چهره آشنای شهر اصفهان بود و هست و گروه‌های مختلف اجتماع در زمینه‌های گوناگون از خدمات ارزنده‌ی او آگاهند.

آنچه بنده در چند سطر خواهم نوشت، شرح حال نیست زیرا یقین دارم برادران دیگری به آن توجه دارند و بیان خواهند کرد. من تنها به دو خصوصیت بارز وی می‌پردازم که در او بود و امروز در جامعه ما رنگ‌باخته است. دو ویژگی که از ضروریات زندگی فردی و اجتماعی است و بسیاری از ناهنجاری‌های جامعه از بی‌توجهی به آن دو سرچشمه می‌گیرد و راه حل بسیاری از مشکلات خانواده‌ها و بخش‌های مختلف اجتماع رعایت این موضوع می‌باشد.

1- واقع‌بینی

واقع‌بینی و درک صحیح از مسائل اجتماعی مشخصه‌ی بارز مردان موفق است. این حضور ذهن و تیزبینی همان بصیرت است که چند سالی است مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز قرار گرفته است. این دانستن شرایط محیط و درست تشخیص دادن، همان موقعیت‌شناسی است که پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) در حدیث معروف می‌فرماید:

«رَحِمَ اللهُ امرَاءً عَلِمَ مِن أينَ وَ في اَينَ وَ اِلى اَين».

رحمت خداوند بر آن کسی که بداند از کجا آمده، در کجا هست و به کجا خواهد رفت!

گلبیدی به این حدیث توجه کرده بود. خداوند متعال به او بصیرتی داده بود که موقعیت‌های خود و جامعه خود را به خوبی در هر زمان تشخیص می‌داد و آنگاه به وظیفه خویش عمل می‌کرد و این مسأله‌ای است بسیار مهم که بسیاری از آن غافلند.

شادروان گلبیدی در دوران جوانی و در بحران‌های سیاسی زمان خود، همراه با آیت‌الله کاشانی بود که در آن زمان راه صحیح و وظیفه خطیر، همین هماهنگ شدن با رهبر دینی جامعه و پیروی کردن و یاری کردن رهبر نهضت نفت بود.

تشخیص گلبیدی در آن زمان درست بود و درست هم به آن عمل کرد. وی کمبودهای اجتماع خود را در زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی و تربیتی درک کرد و به خوبی به آنها پرداخت و همه را نیز به سرانجام رسانید و از ثمرات شیرین آن جامعه خویش را بهره‌مند نمود و بالاخره آنگاه که انقلاب عظیم اسلامی به رهبری یگانه‌ی دوران، امام خمینی(ره) ظهور و بروز پیدا کرد، شادروان گلبیدی با تشخیص و درک صحیح و اعتقاد راسخ به انقلاب پیوست و چون سربازی از آن اطاعت و حمایت نمود.

الحق گلبیدی به امام خمینی(ره) عشق می‌ورزید و تا اندازه زیادی عظمت رهبر زمان و عمق انقلاب اسلامی را درک کرده بود و همراه و همگام با آن شده بود.

در تدوین شرح حال آقای گلبیدی توجه نکردن به این بُعد زندگی اجتماعی وی ظلم بزرگی به او می‌باشد. قصد من اختصار است نمی‌خواهم در این‌باره بنویسم، ولی باید توجه کنیم که شادروان گلبیدی یک انقلابی واقعی بود و تا واپسین روزهای حیات خود به انقلاب وفادار ماند.

۲- نظم در امور

شادروان گلبیدی انسانی منظم و اهل حساب و کتاب و منطق بود. نظم در امور که حضرت علی(ع) در آخرین ساعات حیات پر برکت خویش به آن اشاره می‌فرماید، در موفقیت انسان‌های بزرگ بسیار مؤثر و تعیین‌کننده است.

امیرالمؤمنین(ع) پس از ضربت خوردن در نوزدهم ماه مبارک رمضان و در فاصله کوتاهی تا شهادت، فرزندان و شیعیان را به نصایحی ارزنده و سرنوشت‌ساز توصیه می‌کند که یکی از آنها نظم در امور است.

حضرت می‌فرماید: الله الله في نَظمِ اَمرِكُم.

خدا را خدا را در رعایت نظم در تمام امور زندگیتان.

نظم به قدری اهمیت دارد که انسانی چون علی(ع) در ساعات پایانی عمر به آن سفارش و تأکید می‌کند و با یادآوری خداوند متعال «الله الله» به ما توصیه می‌فرماید که در زندگی نظم داشته باشید. اما نظم نه تنها پرداختن به امور فردی و اجتماعی و مواقع معیّنی است که این یک بُعد از نظم است. نظم بُعد مهم‌تری هم دارد و آن پرهیز از افراط و تفریط است. اینکه انسان هرکاری را به موقع انجام دهد نظم است و مهم‌تر آنکه آن کار را به اندازه انجام دهد و از افراط بپرهیزد و دچار تفریط هم نشود و به قول معروف حق مطلب را آنگونه که هست ادا نماید.

گلبیدی اینچنین بود، هر کاری را در حد تعادل انجام می‌داد و قبل از آن مسائل پیرامون آن را کاملاً می‌سنجید. این درسی است که امروز همه‌ی ما و بخصوص جوانان بایستی بیاموزند و به آن عمل کنند. اگر به درستی نگاه کنیم بسیاری از گرفتاری‌های امروز جامعه ما از زیاده‌روی در اموری است و کوتاهی کردن در امور دیگر، مصادیق آن را هرکسی می‌تواند هر روز ببیند چه در رفتارهای شخصی و چه اجتماعی، در این‌باره نیز مطلب بسیار است و ما به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

امید است ما نیز از سجایای اخلاقی عزیزان خود که به راه و روش آنها عقیده داشته و داریم پیروی کنیم. کمبودهای خود را جبران و بر فضائل اخلاقی خویش بیفزاییم و خود الگوئی باشیم برای نسل‌های بعدی.

پروردگارا روح بلند گلبیدی را با ارواح طیّبه معصومین محشور بفرما و وی را در بهترین درجات قرب خویش متنعّم کن و ما را نیز مورد غفران و رحمت خویش قرار بده! آمین یا ربّ العالمین.

مرحوم حسین گلبیدی

مرحوم حسین گلبیدی