گزارشی از خانه تاریخی آیت‌الله آقانورالله نجفی، معروف به خانه مشروطه اصفهان

خانه‌ای برای زندگی و سیاست

به محلهٔ قدیمی حسن‌آباد در ضلع شرقی میدان نقش‌جهان که پا می‌گذارم، چیزی در هوا تغییر می‌کند؛ انگار زمان تصمیم می‌گیرد کمی آهسته‌تر حرکت کند. هیاهوی مردم و شهر دورتر می‌شود و کوچهٔ مقصودبیک با دیوارهای بلند و بازارهای رنگارنگش خود را نشان می‌دهد.

تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
خانه‌ای برای زندگی و سیاست

به گزارش اصفهان زیبا؛ به محلهٔ قدیمی حسن‌آباد در ضلع شرقی میدان نقش‌جهان که پا می‌گذارم، چیزی در هوا تغییر می‌کند؛ انگار زمان تصمیم می‌گیرد کمی آهسته‌تر حرکت کند. هیاهوی مردم و شهر دورتر می‌شود و کوچهٔ مقصودبیک با دیوارهای بلند و بازارهای رنگارنگش خود را نشان می‌دهد؛ بازاری مسقف با سقفی که نور ملایم خورشید از شکاف‌ها و پنجره‌های بالای آن به ‌آرامی به داخل می‌تابد.

مغازه‌ها با میزهایی در بیرون از دکان صنایع‌دستی چشم‌نوازی مثل ظروف مسی با نقش‌های استادانه، فیروزه‌کوبی‌های درخشان، قلم‌زنی‌های ظریف نقره، ملیله‌کاری‌های پیچیده و آثار هنری کوچک را در معرض دید خریداران قرار داده‌اند. هر قدم در این بازار، تجربه‌ای از هنر ایرانی و تاریخ زندهٔ شهر را پیش چشم بازدیدکننده می‌آورد و حس سرزندگی و زیبایی بی‌بدیل ایجاد می‌کند. اینجا دیگر از هیاهوی میدان نقش‌جهان خبری نیست. در کنار این صنایع‌دستی و هنرهای اصیل، خانه‌ای نفس می‌کشد که بیش از یک قرن تاریخ سیاست، دین، اعتراض و امید را در خود نگه‌ داشته است. خانه تاریخی آقانورالله نجفی، معروف به خانه مشروطه، در ضلع شرقی میدان نقش‌جهان در محلهٔ قصر منشی و خیابان نشاط، کوچه مقصودبیک واقع‌‌شده و نه‌فقط یک بنای قاجاری، بلکه حافظهٔ زنده یک شهر است.

معماری قاجاری؛ نور و سیاست درهم‌آمیخته

خانه مشروطیت متعلق به عصر قاجار با معماری چشم‌نواز، متعلق به رهبر سیاسی اصفهان در عصر مشروطه، یعنی حاج‌آقا نورالله نجفی اصفهانی بوده است. یک‌صد سال پیش در این مکان علما، آزادی‌خواهان، رجال سیاسی‌فرهنگی و مردم اصفهان گردهم می‌آمدند تا درباره مشروطیت و حکومت غیرمستبدانه و امور مدنی خود مشورت و تفکر کنند.این خانه تاریخی دارای دو شاه‌نشین در جبهه شمالی و جنوبی، دو حیاط اندرونی و بیرونی و 12 اتاق است. اتاق هفت‌دری این خانه از دو طرف دارای شیشه‌کاری است.

این شیشه‌کاری‌ها روی هفت لنگه در که به آن اُرُسی گفته می‌شود، قرار گرفته است که در زمان تابش نور آفتاب محیطی بسیار زیبا را در این اتاق خلق می‌کند.ورود به خانه از حیاط اندرونی انجام می‌شود؛ مسیری که خود نشان‌دهندهٔ تحولات بنا در گذر زمان است. در روزگار قاجار، ورودی اصلی از سمت شمالی بوده است؛ اما تغییرات کالبدی و مرمتی مسیر ورود را به اندرونی منتقل کرده‌اند. همین تغییر ساده، اولین نشانهٔ زنده‌بودن بناست؛ خانه‌ای که با تاریخ حرکت کرده، نه در برابر آن. در مقابل، مجسمهٔ شیخ محمدتقی نجفی، معروف به آقانجفی، برادر مقتدر آقانورالله و مرجع مذهبی اصفهان، ایستاده است.

نگاه سنگی مجسمه، هنوز رفت‌وآمدها را رصد می‌کند. خانه از همان ابتدا منطق معماری ایرانی را به رخ می‌کشد: تفکیک اندرونی و بیرونی؛ مرزی دقیق میان خلوت و اجتماع. راهروها پیچ‌درپیچ‌اند و اتاق‌ها پشت اتاق‌ها به هم متصل شده‌اند. ویترین‌ها با اسناد، عکس‌ها و نوشته‌های دوران مشروطه، دیوارها را به آرشیوی زنده تبدیل کرده‌اند. هر برگ کاغذ، ردپای تصمیمی است که شاید در همین اتاق‌ها گرفته‌شده و سرنوشت اصفهان و حتی ایران را تغییر داده است؛ اما نقطهٔ اوج تجربه، اتاق هفت‌دری بوده. ارسی‌های چوبی با شیشه‌های رنگین، نور را به قطعات زنده و متحرک تبدیل می‌کنند. آفتاب که از شیشه‌ها عبور می‌کند، کف و دیوار را به بوم نقاشی‌ای رنگین بدل می‌کند. ستون‌ها و مقرنس‌های چوبی، منبت‌ها و گچ‌بری‌های سقف، هر گوشه را به صحنه‌ای از زیبایی و هنر بدل کرده‌اند. اینجا نور فقط عنصر تزیینی نیست؛ ابزار روایت و تأکید بر اهمیت گفت‌وگو و اندیشه است.

حیاط بیرونی؛ از بست‌نشینی تا رنج‌نامه قدرت

با عبور از اتاق‌ها، ناگهان به حیاط بیرونی می‌رسم؛ فضایی باز، متعادل و دل‌انگیز. حوض وسط حیاط، با آب روان و انعکاس ساختمان، حس آرامش را مضاعف می‌کند. درختان سرو و نارنج که در گوشه‌ها کاشته شده‌اند، نه‌تنها سایه می‌اندازند، بلکه ریشهٔ پیوند خانه با طبیعت و معماری ایرانی را نشان می‌دهند. دور حیاط، تخت‌هایی چیده شده‌اند که امروز محل استراحت بازدیدکنندگان‌اند؛ اما دیروز صحنهٔ گفت‌وگوهای داغ سیاسی و مذهبی بوده‌اند.

در ضلع شمالی و جنوبی حیاط، دو تالار شاه‌نشین هفت‌دری قرار دارند؛ قرینه، باشکوه و مزین به ارسی‌هایی با شیشه‌های رنگین. این تالارها محل گردهمایی علما، رجال سیاسی و آزادی‌خواهان بوده است.

کف این تالارها با کاشی‌های سنتی و فرش‌های دست‌باف پوشیده شده‌اند و سقف‌های گچ‌بری‌شده، با خطوط هندسی و گل‌وبوته‌ها، نور را به زیبایی در فضا پخش می‌کنند. حیاط بیرونی خانه، تنها محلی برای گفت‌وگو نبوده؛ محل یک حادثه تلخ تاریخی نیز هست. مونس‌السلطنه، همسر ظل‌السلطان، در پی اختلاف‌ها و فشارهای خانوادگی، به این خانه پناه آورد و بست نشست، خانه‌ای که نماد عدالت‌خواهی و پناه مظلومان بود. اما این بست‌نشینی به سرانجامی خونین ختم شد. صارم‌الدوله، پسر مونس‌السلطنه، با شلیک گلوله به زندگی مادرش پایان داد و ازآن‌پس لقب «شازده مادرکش» همراه او ماند.

محله، بازار و مدرسه؛ پیوند زندگی و تاریخ

خانه مشروطه را نمی‌توان جدا از بافت شهری اطرافش فهمید. این خانه در محلهٔ قصر منشی، در نزدیکی میدان نقش‌جهان قرار دارد؛ جایی که پشت شکوه میدان، محله‌هایی با قدمت صفوی و قاجاری پنهان شده‌اند؛ کوچه‌هایی که هنوز حافظ خاطره‌های زندگی روزمرهٔ مردم‌اند و ردپای بازار، مسجد و مدرسه در آن‌ها پیداست.

کمی آن‌سوتر، در محله حسن‌آباد، مدرسه نجفی در دل بازارچه‌ای قدیمی واقع ‌شده است. این مدرسه، مانند خانه مشروطه، پیوند مستقیمی با حیات اجتماعی و مذهبی مردم داشته است. قرارگیری مدرسه در دل بازارچه، نشان می‌دهد آموزش دینی، تجارت و زندگی روزمره از هم جدا نبوده‌اند و خانه مشروطه مرکز تجمع فکر و سیاست نیز بوده است.خانه آقانورالله نجفی و مدرسه نجفی، دونقطه از یک شبکهٔ تاریخی‌اند؛ شبکه‌ای که سیاست، دین و مردم را به هم پیوند می‌داده است. امروز، خانه مشروطه به‌عنوان موزه دوران مشروطه فعالیت می‌کند؛ اما اگر کمی مکث کنی، هنوز صداهایی در آن جریان دارد: صدای قدم‌ها، نورهایی که از شیشه‌های رنگی عبور می‌کند و صدای تاریخی که آرام در گوش تو می‌گوید: اینجا فقط گذشته تاریخی نیست؛ اینجا حافظه زنده اصفهان، شهر زندگی است.