روایت روح‌الله نورشرق از برادران شهیدش حجت‌الله و آیت‌الله

از همت‌آباد تا میدان همت

در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله همت‌آباد، به خانه‌ای می‌رسیم که نامش با ایثار گره خورده است، خانه‌ای که دو فرزندش را در راه اسلام و ایران تقدیم کرده و هنوز صدای دعا، مداحی و خاطره، در شریان این بنا جاری است.

تاریخ انتشار: ۱۲:۴۷ - سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
از همت‌آباد تا میدان همت

به گزارش اصفهان زیبا؛ در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله همت‌آباد، به خانه‌ای می‌رسیم که نامش با ایثار گره خورده است، خانه‌ای که دو فرزندش را در راه اسلام و ایران تقدیم کرده و هنوز صدای دعا، مداحی و خاطره، در شریان این بنا جاری است. روایت پیش ‌رو، گفت‌وگویی است با روح‌الله نورشرق؛ برادری که از آسمانی‌شدن دو برادرش، حجت‌الله و آیت‌الله نورشرق می‌گوید.

شهید آیت‌الله نورشرق

اسمش آیت‌الله بود؛ اما در خانه او را «فرهاد» صدا می‌کردیم. متولد ۱۳۴۳ بود. دوران دبستان و راهنمایی را در مدارس نیایش و کوروش اصفهان ادامه داد و تحصیلاتش را در مدرسه شریعتی به پایان رساند.

در تمام دوران تحصیل، شاگردی ممتاز و نمونه بود. اخلاق نیکو داشت و اطرافیان را به نماز، روزه و قرآن دعوت می‌کرد. بعد از شهادتش تازه فهمیدیم که طلبه بوده و آموزش‌های رزمی هم می‌دیده است.

پیش از اعزام به جبهه، مسئولیت پایگاه شهید بهشتی اصفهان را برعهده داشت. پانزدهم فروردین۱۳۶۱ از سپاه اصفهان به جبهه اعزام شد و به‌عنوان معاون فرمانده گردان فعالیت می‌کرد. در یکی از عملیات‌ها ابتدا از ناحیه دست مجروح شد؛ اما سرانجام در اسفند۱۳۶۲، در عملیات خیبر و در جزیره مجنون، براثر انفجار خمپاره به شهادت رسید. آیت‌الله تنها ۱۸ سال داشت و چهار ماه پس از شهادت برادرم حجت‌الله، به او پیوست. پیکرش در گلستان‌شهدای اصفهان به خاک سپرده شد. در شهرستان دهاقان نیز برای هر دو برادرم، سنگ یادبودی نصب شده است.

شهید حجت‌الله نورشرق

حجت‌الله در پانزدهم شهریور۱۳۴۶ در شهرستان دهاقان به دنیا آمد. اهل مسجد، دعا و نماز شب بود؛ صدای خوشی داشت و در مراسم شهدا مداحی می‌کرد؛ دعای کمیل، توسل و دیگر ادعیه را با اخلاص می‌خواند.

او عضو انجمن اسلامی دبیرستان هراتی و از اعضای فعال پایگاه بسیج شهید بهشتی مسجد الصادق بود. با وجود سن کم، از ابتدای انقلاب در راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات حضوری پررنگ داشت؛ حتی با بچه‌های محل، گروهی برای گشت شبانه و حفاظت از انقلاب تشکیل داده بودند که پس از پیوستن به بسیج، این فعالیت‌ها شکل منسجم‌تری گرفت.

حجت‌الله مسئول گروه نوجوانان پایگاه بسیج بود و کلاس‌های فرهنگی متعددی برگزار می‌کرد. بسیار شجاع و نترس بود و درعین‌حال، اهل منطق و استدلال. بیان گرم و دلنشینش باعث می‌شد بزرگ و کوچک پای حرفش بنشینند.

همین اخلاق و صداقتش، بسیاری از جوانان کوچه و خیابان را به پایگاه بسیج جذب کرد. حجت‌الله در سال دوم متوسطه و در رشته انسانی تحصیل می‌کرد که به‌عنوان بسیجی راهی جبهه شد. در نخستین اعزام، در منطقه پاسگاه زید از ناحیه گردن ترکش خورد. او پس از چندین‌بار مجروحیت، سرانجام در آبان‌۱۳۶۲، در تپه سنگ معدن مریوان و در میدان مین، در ۱۶سالگی به شهادت رسید.