به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم سینمایی «زندهشور» دومین تجربه کارگردانی کاظم دانشی پس از فیلم جنجالی «علفزار» است. دانشی بعد از «علفزار»، فیلمنامه «بیبدن» را نیز نوشت. اما کارگردانی آن را بر عهده نداشت.
علاقه او به ژانر جنایی و روایتهایی مبتنی بر واقعیت، در آثار قبلیاش هم دیده میشد؛ به گونهای که «علفزار» و «بیبدن» هر دو بر اساس داستانهای واقعی شکل گرفته بودند. «زندهشور» نیز از واقعیتهای اجتماعی الهام میگیرد و به نسبت دو کار قبلی روایت شریفتر و انسانیتری دارد. موضوع اصلی فیلم درباره قصاص و بخشش است.
داستان حول پنج زندانی میچرخد که قرار است حکم قصاصشان اجرا شود و هرکدام قصههای درهمتنیدهای دارند. یک دادستان از مرکز استان به شهرستان میرود تا حکم قصاص مجرمین اجرای شود. فیلم اطلاعات را بهصورت تدریجی و خردهخرده در اختیار مخاطب قرار میدهد و با تقسیم درست اطلاعات، همراهی مخاطب با داستان را حفظ میکند.
در کنار خط اصلی روایت، خردهپیرنگهایی درباره مسائل روز جامعه، از جمله چالشهای مهاجرین افغانی و پیامدهای امنیتی حضورشان، به داستان عمق بیشتری میدهد. کاراکترهای فیلم پخته و شستهرفتهاند و تقریبا هرکدام قصهای دارند که مخاطب را با خود همراه میکند.
برخی از شخصیتها امکان همذاتپنداری بیشتری ایجاد میکنند و برخی دیگر با پیچیدگیهای رفتاری جذاباند. روابط انسانی در فیلم بسیار واقعی و قابلباور به تصویر کشیده شده است؛ برخلاف برخی آثار قبلی دانشی که فضای روابطشان تلخ و گاه اغراقآمیز بود، «زندهشور» تلاش میکند روابطی ملموستر و نزدیکتر به تجربه زیسته مخاطب ارائه دهد.
نمونهای از این نگاه، شخصیت دادستان است که در عین درگیری با تلخیهای شغلش، انسانی اجتماعی و اهل شوخی باقی میماند و ارتباطش با اطرافیان طبیعی جلوه میکند.
او در نخستین سکانس فیلم، هنگام رانندگی در مسیر شهرستانی که باید ناظر اجرای حکم قصاص باشد، در حال تماشای استندآپ کمدی «خندوانه» است؛ گویی به دنبال مسکنی برای فضای تلخ اطرافش میگردد.
با این حال این تلخی باعث نشده به شخصیتی عبوس و دور از جامعه تبدیل شود و حتی با سرباز دم در زندان شوخی میکند و درباره تیم فوتبال مورد علاقهاش حرف میزند.
فیلم با وجود چند اشکال در متن با کارگردانی دانشی سرپا باقیمانده است. درهمتنیدگی قصهها نسبت به «علفزار» منسجمتر است و شخصیتها بهمرور و با ضرباهنگی حسابشده به مخاطب معرفی میشوند.
هرچند گاهی درام خارج از منطق روایی شکل میگیرد، مانند موقعیتی که زندانی کنار چوبه دار اجازه نواختن ساز پیدا میکند، اما از منظر سینمایی و دراماتیک، این لحظات تأثیرگذار و بهیادماندنی از کار درآمدهاند. از نظر کارگردانی، «زندهشور» نسبت به «علفزار» پختهتر و منسجمتر به نظر میرسد. دانشی در هدایت بازیگران موفق عمل کرده و تقریبا همه بازیها در سطحی بالا قرار دارند.
بازی امیر جعفری به قدری قوی است که حضور کارکتر تا آخر فیلم حس می شود. اجرای نقشها طبیعی و باورپذیر است و شخصیتها را از سطح تیپهای کلیشهای فراتر میبرد. ترکیب کارگردانی دقیق و بازیهای قوی باعث شده بار احساسی و دراماتیک فیلم بهخوبی منتقل شود. با این وجود در برخی از قسمتها ما هندیبازی هم میبینیم.
فیلم چندین سکانس درخشان دارد که در ذهن مخاطب میماند؛ از جمله سکانس معروف پیتزا که توسط سرپرست سربازهای زندان آورده میشود، صحنه پیتزا خوردن امیر جعفری، سکانس نواختن ساز توسط محمد ولیزادگان و صحنه دست گذاشتن روی قرآن.
این لحظات، چه از نظر دراماتیک و چه از نظر فضاسازی، به تقویت حس همدلی مخاطب کمک میکنند و نقاط اوج احساسی فیلم را شکل میدهند. در کنار فضای اجتماعی و جنایی، فیلم با استفاده از دیالوگهای طعنهآمیز و موقعیتهای طنز، لحظاتی سبکتر خلق میکند.
این طنز موقعیت باعث میشود مخاطب در میان تلخیهای داستان نفس تازه کند و ریتم فیلم روانتر شود. همین شوخیها و تکهکلامها چندین خنده از مخاطب میگیرد و تجربه تماشای فیلم را جذابتر میکند. «زندهشور» فیلمی است با قصههای گسترده و خردهپیرنگهای متنوع که امکان بحث و تحلیل فراوان دارد. با وجود برخی ضعفهای فیلمنامه، در مجموع این فیلم، اثری قابلتوجه و ارزشمند برای دیدن است.
اگر آن را در میان فیلمهای با موضوع قصاص در سینمای ایران دستهبندی کنیم، موضوعی که تقریبا هر سال در جشنواره فیلم فجر نمونهای از آن دیده میشود، میتوان «زندهشور» را جزو سه فیلم برتر با این موضوع دانست. فیلمی که هم از نظر کارگردانی و هم از نظر پرداخت انسانی و اجتماعی، نسبت به آثار قبلی دانشی یک گام رو به جلو محسوب میشود و تماشایش برای علاقهمندان سینمای اجتماعی و جنایی تجربهای قابلاعتنا خواهد بود.



