به گزارش اصفهان زیبا؛ سینمای «جهان مبهم هاتف» نامش این انتظار را ایجاد میکند که با یک اثر پستمدرن اجتماعی روبهرو شویم؛ اما از همان دقایق ابتدایی روشن میشود که نهتنها خبری از فضای پستمدرن نیست، بلکه فیلم در ابتداییترین مؤلفههای روایی هم سرگردان است.
داستان فیلم بر پایه دو دوست قدیمی از دوران دانشگاه بنا شده؛ دو شخصیتی که قرار است ماجراهای عجیب را از سر بگذرانند؛ اما آنچه شکل میگیرد مجموعهای از اتفاقات اغراقآمیز و بیمنطق است که بیشتر به شوخی ناخواسته شبیه است تا روایت سینمایی.
پیش از هر چیز، «جهان مبهم هاتف» یک فیلم سفارشی است و همین مسئله پرسش مهمی را پیش میکشد: انگیزه سازمان سینمایی سوره از سرمایهگذاری روی چنین پروژهای چه بوده است؟ اگر قرار بوده موفقیت یک شرکت دانشبنیان را نشان دهد، فیلم از نمایش موفقیت عاجز است.
اگر بنا بوده مسیر پرچالش موفقیت روایت شود، در پایان نه موفقیتی میبینیم و نه حتی روزنهای از امید. و اگر هدف، نمایش نارو زدنها و فساد در تجارت بوده، فیلم به شکلی اغراقآمیز و کاریکاتوری به همین سمت میرود؛ تا جایی که بیشتر از آنکه نقد باشد، نوعی سیاهنمایی سردرگم به نظر میرسد.
شاید اگر سازندگان صادقانه هدف پروژه را توضیح میدادند، تحلیل آن هم سادهتر میشد.
صریحتر بگویم؛ فیلم بهغایت سطحی و توهینآمیز به شعور مخاطب است. روایت با الگوهای کلیشهای و اغراقهایی شبیه سینمای عامهپسند هندی پیش میرود؛ گویی تماشاگر قرار است هر اتفاق غیرمنطقی را بیچونوچرا بپذیرد.
شخصیتها کاریکاتورند، موقعیتها باورپذیر نیستند و فیلم بارها مخاطب را در جایگاه تماشاگر سادهلوح قرار میدهد.
نتیجه چیزی است که نه میتواند جدی گرفته شود و نه حتی در قالب سرگرمی سالم قابل دفاع است.
نکته عجیب اینجاست که اگر همین داستان با دو شخصیت نوجوان و در بستر مسابقات رباتیک روایت میشد، میتوانست اثری قابل قبول در ژانر کودک و نوجوان باشد؛ فیلمی پرانرژی و حتی مناسب جشنوارههای آن حوزه.
اما در قالب فعلی، آن هم برای مخاطب بزرگسال و جشنواره فیلم فجر، بیشتر به یک تمرین ناتمام شباهت دارد.
حتی اگر نسخه نوجوانانهای هم ساخته میشد، پایانبندی ناامیدکننده فعلی نیازمند تغییر جدی بود؛ زیرا پیام نهایی فیلم این است که در این سیستم، انسان سالم راهی برای رشد ندارد و تنها با نیرنگ میتوان پیش رفت؛ پیامی که بیش از هر چیز دلسردکننده و مخرب است.
و یک نکته شخصی اینکه من دوست ندارم همیشه منتقد باشم و ژست آدمهای همیشه معترض و فهمیده را بگیرم.
اتفاقاً بیشتر دوست دارم درباره فیلمهای خوب بنویسم و از آنها تعریف کنم؛ اما وقتی خروجیها یکی پس از دیگری ناامیدکنندهاند، چه میتوان کرد؟ محصولات سینمایی خوب آنقدر آفتزده شده که گاهی ناچاریم بهجای ستایش، از سر دلسوزی نقد بنویسیم.
«جهان مبهم هاتف» متأسفانه از همان نمونههایی است که نهتنها چیزی به سینما اضافه نمیکند، بلکه آشکارا به شعور مخاطب توهین میکند؛ فیلمی که بیش از آنکه مبهم باشد، آشفته و بیهدف است.



