تغییر معماری سنتی و تبدیل آن به برجسازی و آپارتماننشینی را باید به تفصیل بررسی و ریشهیابی کرد. از جمله نمونههایی که در زندگی آپارتمانی و سنتی میتوان با هم مقایسه کرد، شکل ساختار محل این دو نوع زندگی است.
در خانههای امروزی از روابط همسایگی خـبری نیست؛ چرا که مــعــماری خــانــههایـــمان بــاعث جلوگیری از روابط همسایگی شده است.
زندگی سنتی، با وجود سادگی، زیبایی و طراوت فراوان دارد؛ زیرا در معماری اسلامی، ضمن توجه بسیار به زیبایی، از بهکارگیری عناصر غیرضروری خودداری شده است. این سادگی و زیبایی، در برقراری روابط همسایگان تأثیر بسزایی داشته است، برخلاف معماری جدید که به لوکسسازی و تزیینات اضافی و آراستنهای بیجا هم توجه دارد و با وجود این، طراوت و شادابی کمتری دارد. معماری سنتی، در گشایش روح و روان و ایجاد بلندنظری افراد، تأثیر فراوانی داشته است. یکی دیگر از چیزهایی که در ساختمانهای امروزی به دست فراموشی سپرده شده، روش استفاده از نور طبیعی است. مهمتر از دگرگونیهای فیزیکی که در ساختمانهای امروزی به چشم میخورد، دگرگونیهای معنوی و روحیروانی است و مسکن امروزی بهطور کامل با خانههای سنتی تفاوت دارد.
در خانههای قدیمی فرد برای رسیدن به اعضای خانواده با طی طول مسیر فرصتی برای جداشدن از محیط بیرون و آمیختن به محیط درون داشت.
در ساختار سنتی، حیاط بزرگ و نوع زندگی در این خانهها به کودکان فرصت بیشتری میداد تا حس کودکانه خود را ارضا کنند و از این راه بتوانند با اجتماع ارتباط بهتری برقرار کنند و خود را آماده پذیرش نقشهای مشارکتی در جامعه سازند. در خانههای آپارتمانی، فرزندان و کودکان در محیطی بسته، مجبورند برای رعایتکردن حال همسایگان، خود را با فضای موجود سازگار کنند و با خاموشکردن احساس کودکانه، فشار روانی زیادی را
تحمل کنند.در خانههای آپارتمانی، نانآور خانه به محض ورودش، تنها با بازشدن در، فاصله بیرون و درون خانه را میپیماید و در نتیجه، آثار خستگی کار بیرون از خانه، در چهره، رفتار و نوع برخورد او باقی میماند و زمینه ناخوشایندی را در خانه پدید میآورد. زندگی آپـارتماننشینی، از صفا، صمیمیت، عفت، نجابت، آرامش و اطمینانی که در زندگی سنتی موج میزد، کاسته است و سبب روی آوردن افراد به گوشهنشینی، تجملگرایی و بیگانگی همسایگان از یکدیگر شده است.
توجهنداشتن به روحیه ایرانی و اسلامی مردمان کشور و تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب، ما را به سویی کشانده که مانند غربیهها در ساخت خانهها، تنها به فیزیک خانه، معماری و دکوراسیون آن توجه کنیم و خانه برایمان نقش یک ماشین را پیدا کرده است؛ در صورتی که ما خانه را دارای روح و جان میدانیم و برای خانه و خانواده، جایگاه والایی قائلیم. اعــتــراف ســاکنان مجــتمعهای مسکونی، گویای این مطلب است که امروزه آپارتماننشینی از روابط عاطفی میان همسایگان کاسته و معماری جدید، امنیت افراد را به خطر انداخته است. قلمرو و حریمهای خصوصی، نیمهخصوصی و عمومی، تعریف نشده است و اشراف غیرارادی بر فضای مسکونی، همواره اعضای خانواده را دربرابر دید بیگانه قرار میدهد. خانههای مدرن، تفاوت زیادی با خانههای قدیمی دارد؛ در خانههای قدیمی، بین فضاهای خصوصی و مشترک، تمایز وجود داشت؛ ولی اکنون در خانههای مدرن، با بازکردن درِ خانه، وارد زندگی خصوصی صاحبخانه میشویم.
آفت مهمانگریزی نیز از دیگر ویژگیهای این نوع سبک جدید زندگی است که حاصل تجملگرایی، فخرفروشی و خودنمایی است و سبب میشود افراد، کمتر به دیدار یکدیگر بروند و از هم خبر بگیرند؛ برخلاف زندگی قدیم که بیآلایشی، سادگی و صمیمیت، آنها را به یکدیگر نزدیک کرده بود.
خانههایی برای ماندن
امروزه اثر مدرنیزهشدن را بهطور مستقــیم در دگرگونی معماری ساختمانها، به صورت ساخت بُرجها و آپارتــمانهــای ســـربهفـلککشـیده میتوان مشاهده کرد؛ اما برای درک اهمیت خانههایی که میتوان در آنها ماند و احساس غربت و فرار نکرد، بهترین کار، دیدن خانههای تاریخی است که شماری از بهترینها را در گوشه و کنار اصفهان داریم و دیدن هر کدامشان مفهوم عمیقتری از زندگی را در اختیار ما میگذارد. اما جا دارد با نگاهی دقیق به معماری سنتی خانههای تاریخی به این پرسش پاسخ دهیم که ویژگیهای آن خانهها چه بود که با ازدسترفتنشان در معماری معاصر، خلائی در زندگیهایمان به وجود آمده است.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



