واگذاری بناهای تاریخی برای تغییر کاربری آنها، روندی است که با توجه به تعدد این بناها و جلب ذائقه عمومی به بهرهبردن از آن، چندسالی است که در ایران آغاز شده است.
باز هم برنامهای دیگر به همت اداره گردشگری شهرداری اصفهان برگزار شد که این بار بازدید یکی از خانههای تاریخی در خیابان هاتف بود.
همایش «میراث پدری؛ تجلیل از احیاگران و سرمایهگذاران بافت و بناهای تاریخی شهر اصفهان» دوشنبه، 12 تیرماه با حضور مدیران ارشد اصفهان و فعالان صاحبنام حوزه حفاظت، مرمت و بهرهبرداری از بناهای تاریخی، در خانه مشروطیت اصفهان برگزار شد.
موزه ملی هنرهای اصفهان ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ در خانه دایره اسقفی عباسآباد افتتاح شد. سید پرویز فتاح که «جریان تغییر کاربری، احیا و راهاندازی موزه» را از کاخ مرمر شروع کرده در افتتاحیه این موزه، ارگانهای مختلف شهری را مورد خطاب قرار داد و از همه خواست که بناهای تاریخی از نفسافتاده را در اختیار […]
هیچ کلمپلوی شیرازی یا شله بریان زیره اصفهانی از دویست سال پیش باقی نمانده، اما چه شد که این غذاهای سنتی حفظ و از نسلی به نسل دیگر منتقل شدند؟ ! پاسخ در «طبخ» است. غذاهای سنتیمان در خانهها پخته شدند و برایمان باقی ماندند. اصفهان، ظهر و عصر جمعه، میزبان رویدادی فرهنگی در حوزه گردشگری غذا به ابتکار خانه تاریخی پرهامی شیراز و خانه تاریخی شیران اصفهان بود. طی این رویداد مخاطبان به شنیدن روایتهایی از اصفهان و چشیدن غذاهای سنتی دو شهر تاریخی مهم ایران، دعوت بودند و این یکی از رویدادهای فرهنگی جذابی بود که امیدواریم بیشتر در اصفهان نمونهاش را ببینیم.
بافتها و خانههای تاریخی، تاریخ زنده، نماد فرهنگ، هویت و قلب تپنده یک شهر هستند؛ خانههایی که گنجینهای از فرهنگ و هویت گذشتگان را در پیکره خود دارند. وجود عناصر باارزش فرهنگی و تاریخی اهمیت این بافتهای تاریخی را دوچندان میکند. خانههای تاریخی و بافتهای تاریخی عناصر هویتی و فرهنگی یک شهر و ملت هستند و هرگز نباید آنها را به چشم عناصر تاریخمصرف گذشته و مزاحم ببینیم؛ زیرا این مجموعهها تمام ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی یک شهر را یدک میکشند و تمام هویت فرهنگی را در دل خود گنجاندهاند.
در این چندین سال وضعیت کلی بافت تاریخی اصفهان نیز همچون بافت تاریخی باقی شهرهای ایران دستخوش تغییرات ناشی از زندگی جدید و پـیـامـدهــای اجـتـمـاعــی و فرهنگی آن شده است که حاصل آن در اقتصاد تمایل به مصرف بود که با پیشینه تاریخی ماقبل آن همسو نبود.
بافت تاریخی صفوی و پیش از صفوی شهر اصفهان با گذر زمان، بیشازپیش در مسیر فرسایش و ویرانی قرارگرفته است. در این میان، بافت تاریخی محلات دردشت و جماله در مجاورت مسجد جامع اصفهان موردبیتوجهی و بلاتکلیفی واقع شده است. در این بافت، مجموعهای از هفت خانه که در حریم ثبت جهانی مسجد جامع قرار دارند، با شیب بیشتری مسیر فرسایش را طی میکنند که درنهایت باعث ازدسترفتن کامل آنها خواهد شد. خانههایی که تا سال گذشته دارای درب و حریمی بودهاند، اکنون محل رفتوآمد بیپناهانی هستند که احتمالا بعدا علت تخریب این خانهها تلقی خواهند شد؛ البته تجربه نشان داده است که بعد از تخریب خانههای تاریخی ارزشمند اصفهان، هیچ شخص یا ارگانی مسئولیت این تخریب را به عهده نخواهد گرفت و کسی مسبب تخریب شناخته نخواهد شد؛ مانند تمام اتفاقهایی که در روزها، ماهها و سالهای گذشته برای چندین خانه و بنای دیگر پیرامون آن افتاده است.
شما که مسئولیتی در این شهر دارید، شما را به خدا این پرونده چهارصفحهای را بخوانید و ببینید که مشت نمونه خروار گنجینههای عظیم اصفهان چگونه به خزان نشستهاند. ببینید که یاقوتهای اصفهان چطور ریزریز شدهاند و یادتان باشد هنوز زیر گوش «کوه نور» اصفهان یعنی مسجدجامع عتیق، گنجینهای از خانههای تاریخی وجود دارند که مأمن کارتنخوابها شدهاند و شمایید که میتوانید تصمیم بگیرید این خانهها را احیا کنید و نفس تازهای در بافت تاریخی شهر بدمید یا برای همیشه به حیاتشان خاتمه دهید.
خانه تاریخی امــامجـمــعــه در کهنترین بخش شهر اصفهان شبانه تخریب شد. رئیس یگان حفاظت میراث خبر داد که دیوارش خطر ریزش داشته، به همین دلیل ارگان مالک خانه، با هماهنگی معاون میراث ادارهکل استان دیوار را خراب کردهاند تا دوباره بسازند. پرسش اما اینجاست که پس چرا پای بیل مکانیکی به بافت تاریخی بازشده است؛ آنهم در حریم میراث جهانی بشر؟! اگر فقط مشکل دیوار بوده، چرا درون بنا اینهمه تخریب شده است؟ خانه ثبتشده در فهرست میراث ملی را ایــنطــوری نــگهــداری مـیکننـد؟ بقیه خانههای نفیس همسایه مسجد جامع عتیق چرا مخروبه، رها و محل زندگی کارتنخوابها شدهاند؟ آیا بالاخره زمان آن فرانرسیده است که قوانین سخــتگیرانهتــری برای صدور مجوز تخریب توسط میراث، اعمال شود؟!
رنها پیش از آنکه اصفهان بر محور نقشجهان تولدی دوباره پیدا کند، محلههای این شهر کهنسال، پیرامون میدان عتیق گسترش یافـتـه بودند. محلههایی باســتــانـــی که از اسامی و افسانههایش معلوم است در دوره پیش از اسلام نیز زنده و پویا بودهاند. سنبلستان یکی از همین محلههای افسانهای است. محلهای که فرهنگعامه بسیار غنی دارد و روایتهای تاریــخـیاش از دورههــای ساسانی تا قاجار را شامل شـــده و دهانبهدهان نقل میشود. رکــابزدن در کوچهپسکوچههای سنبلستان مثل پاروزدن در دریای هــمـیــن روایتها و افسانههای عامیانه است.
امروزه اثر مدرنیزهشدن را بهطور مستقــیم در دگرگونی معماری ساختمانها، به صورت ساخت بُرجها و آپارتــمانهــای ســـربهفـلککشـیده میتوان مشاهده کرد؛ اما برای درک اهمیت خانههایی که میتوان در آنها ماند و احساس غربت و فرار نکرد، بهترین کار، دیدن خانههای تاریخی است که شماری از بهترینها را در گوشه و کنار اصفهان داریم و دیدن هر کدامشان مفهوم عمیقتری از زندگی را در اختیار ما میگذارد. اما جا دارد با نگاهی دقیق به معماری سنتی خانههای تاریخی به این پرسش پاسخ دهیم که ویژگیهای آن خانهها چه بود که با ازدسترفتنشان در معماری معاصر، خلائی در زندگیهایمان به وجود آمده است.