اصل رخداد چه بود؟
هنر سنتــــــی خوشنویســـــی در ایـــــران در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد. این خبری بود که رسانهها روز 25 آذرماه سال جاری، منتشر کردند. خبرگزاری ایسنا در این باره مینویسد:
این پرونده با عنوان «برنامه ملی پاسداری از هنر سنتی خوشنویسی در ایران» در شانزدهمین جلسه کمیته بین دولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملمـــــوس به ثبت رسید. این درحالی است که ۱۶ کشور عربی و ترکیه نیز خوشنویسی را در این دوره به نام خود ثبت کردهاند.
«دانش، مهارت و شیـــــوه خوشنویســـــی عربی» بهعنوان پروندهای مشترک از سوی ۱۶ کشور شامل عربستان سعودی، الجزایر، بحرین، مصر، عراق، اردن، کویت، لبنان، موریتانی، مراکش، عمان، فلسطین، سودان، تونس، اماراتمتحدهعربی و یمن هم به عنوان میراث ناملموس بشری یونسکو ثبت جهانی شد.همچنین ترکیه موفق شد پرونده «خوشنویسی سنتی در هنر اسلامی» را به فهرست میراث فرهنگی ناملموس جهانی خود اضافه کند. ایران نیز پرونده خوشنویسی خود را در فهرست برنامههای خوب پاسداری یونسکو برای محافظت از میراث ناملموس ثبت کرده است. ثبت در برنامههای خوب پاسداری یونسکو به این معنی است که هم میراث ناملموس موردنظر به جهانیان معرفی خواهد شد و هم پاسداری خوبی از آن صورت خواهد گرفت.
مصطفی پورعلی، مدیرکل ثبت و حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی، در اینباره توضیح میدهد: پرونده برنامه ملی پاسداری از هنر سنتی خوشنویسی ایران، به مجموعه اقداماتی اشاره دارد که در چند دهه گذشته برای پاسداری از این هنر ایرانی اسلامی در ایران جریان داشته و تداوم دارد. ثبت این پرونده ملی ضمن تأیید دستاوردهای فرهنگی نهادهای متولی خوشنویسی ایران اعم از نهادهای دولتی و بهویژه مردم نهاد، خوشنویسی ایران را در فهرست میراث جهانی ناملموس به ثبت رسانده است.
اما و اگرها
همانگونه که در خبرها آمده بود، سه نوع از خطوط خوشنویسی به ثبت جهانی درآمدند. از جمله پرونده «دانش، مهارت و شیوه خوشنویسی عربی» بهعنوان پروندهای مشترک از سوی ۱۶ کشور عربی به عنوان میراث ناملموس بشری یونسکو ثبت جهانی شد؛ اما عدهای معتقدند از آنجا که اعراب خطی غیر از اقلام سته (خطوط ششگانه) ندارند مگر خط کوفی، جاداشت ایران نیز در این پرونده جای میگرفت. همچنین ترکیه موفق شده پرونده «خوشنویسی سنتی در هنر اسلامی» را به فهرست میراث فرهنگی ناملموس جهانی خود اضافه کند، این درحالی است که رسمالخط رسمی این کشور چندین سال پیش تغییر کرده و حتی ایران سال ۲۰۲۰ میلادی درباره این اقدام ترکیه رسما به یونسکو اعتراض کرده است.
منشأ خوش نویسی اسلامی را باید در ایران جست
محمدحسن طالبیان، معاون پیشین میراث فرهنگی ایران، دراین باره گفته است: عنوان پرونده پیشنهادی ترکیه برای خوش نویسی، دارای صفت اسلامی است که این امر مورد اعتراض رسمی ایران قرار گرفته است؛ زیرا اسلام محدود به ترکیه نیست؛ فارغ از آنکه منشأ خوش نویسی اسلامی را باید در ایران جست.
همچنیـــــن هادی مظفــــــری، مدیرکـــــل هنرهـــــای تجسمــــــی به مناسبـــــت ثبت هنر سنتی خوشنویسی ایران، بهعنوان هفدهمیــــــن عنصر فرهنگـــــی ناملموس ایران، یادداشتی را منتشر کرده و در آن نوشته است: خوشنویسی ایران، در همه رشتههای آن، افزون بر زیباییهای بصری و فرمی که در هنرهای تجسمی شناخته شده است، واجد فرهنگی کهن و عمیق است که اندیشههای ایرانیان را که برگرفته از قرآن کریم و اشعار بزرگانی چون فردوسی، رودکی، مولانا و حافظ و سعدی و عطار و دیگر ادبا وشعراست، برای مردم جهان ثبت و ضبط کرده است. او در ادامه مینویسد: خوشحالی از ثبت پرونده خوشنویسی ایران در یونسکو، شادی و سرور بیش از اندازه برای فرهنگ و هنر ایرانزمین را در پی دارد؛ چراکه فراتر از زیبایی این هنر، نشاندهنده استمرار خوشنویسی و همت هنرمندان معاصر است. یقینا اگر این همت نبود، چنین پرونده ارزشمندی در یونسکو به ثبت نمیرسید.
خوشنویسی ایران ثبت جهانی نشده است!
اما برخی استادان ایرانی، در تفسیر این رویداد مناقشه کرده و دیدگاه دیگری ارائه کردهاند. دکتر هاشم طلائیان، استاد خوشنویسی میگوید: تنها اتفاقی که در این مورد رخ داده، این است که تلاش ایران در پاسداری از هنر خوشنویسی بهعنوان یک اقدام موفق پذیرفته شده و مورد استفاده دیگر اعضای یونسکو و ذی نفعان آن قرار گرفته است. به نوشته شهرآرا، او ادامه میدهد: من ترجمه متن انگلیسی این رویداد را بررسی کردم و دریافتم آنچه که ثبت جهانی شده است، هنر خوش نویسی سنتی ترکیه و چندین کشور عربی بوده که به اتفاق و با اتحادی بسیار خوب آن را ثبت جهانی میراث ناملموس یونسکو کردهاند، اما از خوشنویسی ایرانی بهعنوان ثبت یک اثر نا ملموس، خبری نیست.
هاشم طلائیان بخشی از ترجمه متن این رویداد را این گونه بیان میکند: اقدامات حفاظتی یا همان پاسداری خوب به کشورهای عضو یونسکو و سایر ذی نفعان اجازه میدهد تا تجربههای موفق پاسداری و نمونههایی از روشهای غلبه بر چالشهای پیش آمده در انتقال میراث زنده مربوط به آن به نسلهای آینده را به نمایش بگذارند. به گفته او، ایران بخشی از گزارش یونسکوست و ثبت آن صحت ندارد که اخبارش به زودی منتشر میشود؛ آن چنان که ثبت یک عنصر فرهنگی با پذیرش یک برنامه پاسداری از نظر ماهیت حقوقی نیز در سازمان یونسکو کاملا با یکدیگر تفاوت دارند. طلائیان تصریح کرده است: این موضوع کذب نیست؛ اما آن گونه که باید و شاید روشنگرانه نیست و من بیتوجهی میراثفرهنگی را نسبت به این مسئله پراهمیت میدانم. او دلیل ثبتنشدن خوشنویسی ایرانی مانند دیگر کشورهای نامبرده را اینطور ذکر کرده است: وقتی مدیران کلان، تحصیلاتی در این حوزه و شاید آشنایی کامل با هنر ایرانی ندارند، هیچ گاه نمیتوانند چنین اتحادی ایجاد کنند. استادان خوش نویسی ما وفاق کاملی با یکدیگر ندارند. قدمت خوشنویسی ما بسیار بیشتر از کشورهای عربی است؛ در شرایطی که آنها با اتحاد کامل، هنر خود را در یونسکو ثبت کردهاند. ما هنوز این موضوع را نپذیرفتهایم که میتوانیم صادرات هنر ایرانی داشته باشیم. اگر یکدهم هزینههایی که در کشور برای موارد دیگر صرف میشود، به صادرات فرهنگ و هنر ایرانی اختصاص پیدا کند، وضعیتمان بهتر از این میشود. کاظم خراسانی، استاد و هنرمند خوشنویسی نیز در سخنانی کوتاه با تأیید سخنان هاشم طلائیان گفته است: هیچ گونه ثبت جهانی در یونسکو صورت نگرفته و تنها از ایران به دلیل پاسداشت هنر خطاطی قدردانی شده است. او نیز یادآور شده کشور ترکیه و کشورهای عربی برای ثبت هنر خوش نویسی در یونسکو زودتر اقدام کردند، به همین دلیل نتیجه بهتری گرفتند و هنر آنها در یونسکو به ثبت رسیده است.
از ابداع خطوط ششگانه تا دوران اوج نستعلیق و شکسته نستعلیق
اما امید گنجعلی، خوشنویس اصفهانی در گفتوگو با اصفهانزیبا، در آستانه ورود به این بحث، نقبی به پیشینه عظیم خوشنویسی در ایران میزند: «ابنمقله بیضاوی شیرازی»(۳۲۸-۲۷۲ قمری) وزیر ایرانی دربار عباسیان، زاده روستای بیضای استان فارس، نخستین کسی است که خطوطی را که امروزه در جهان اسلام با آن کتابت میشود، ابداع کرد که به «اقلام سته» یا «خطوط ششگانه» معروف است و شامل مشهورترین خطوط یعنی نسخ، ثلث، توقیع، رقاع، ریحان و محقق است. در زمان ابداع این خطوط، عراق، مصر و بخشی از ترکیه تحت سیطره سلطنت ایران و متعلق به ایران بود؛ اما از آنجا که در سالهای اولیه ورود اسلام به ایران، اسامی ایرانیان و خط رسمی کشور عربی شده بود، خیلیها دانشمندان و بزرگان ایرانی را عرب میپندارند. سالها گذشت و این خطوط برای نوشتن عربی بیشتر مورد استفاده قرار گرفت.
او ادامه میدهد: البته به این لحاظ که ایرانیها در کل تاریخ مبدع و خلاق بودهاند، دوباره به ابداعات جدیدتری دست پیدا میکنند؛ خط نستعلیق یکی از همان ابداعات ظریف و خاص ایرانیهاست که به ادبیات و شعر و ذائقه ایرانی نیز بسیار نزدیک است. خط نستعلیق توسط میرعلی تبریزی حدود سال 850 هجری قمری به نظم درمیآید؛ چون قبلا صورتی جستهگریخته داشته است و او رسالهنویسی و تدوین و کلیاتش را انجام داده و یکنواختش میکند. بعدها نیز خط شکسته نستعلیق که بیشتر بهدلیل تندنویسی خط نستعلیق شکل گرفته بود، توسط «مرتضی قلیخان شاملو» حاکم هرات و «محمد شفیع هروی» معروف به «شفیعا» ابداع شده و «درویش عبدالمجید» در قرن دوازدهم آن را به اوج رساند. ذوق ایرانیها در خوشنویسی و خط نستعلیق در عهد صفوی با ظهور میرعماد نیز به اوج شکوفایی میرسد و چلیپانویسی، رباعینویسی وکتابت وسطر و مرقعنویسی باب میشود و سفارشهای نستعلیق برای خارجشدن از قید و بند خشکی نسخ و احاطه خط عربی بر جرگه ایران زمین بسیار رایج میشود.
سهم بزرگ ایران در تمدن نویسا
گنجعلی همچنین به اهمیت تمدن نویسا و تاریخچه آن در ایران اشاره میکند: از سویی خالی از لطف نیست که از تمدن نویسا یاد کنیم که برای انتقال علوم در ایران باستان از آن استفاده میشده است؛ تمدنی که خط را ابداع کرده و برای انتقال مفاهیم، قراردادی هندسی ترسیم میکند و دستاوردی بزرگ از دانش بشری است و تمدنهای دیگر از آن الگو میگیرند ولی عمده آن در ایران شکل گرفته است؛ حتی خط امروزی در چین شاکلهای ازتوابع خط میخی اندیشهنگار بوده و ما میتوانیم به این پیشینه بزرگ خطی خودمان ببالیم.
ارتباط تنگاتنگ خط و ادبیات ایران پدیدهای منحصربهفرد در دنیا
این مدرس خوشنویسی سپس به رابطه تنگاتنگ خط ایرانی با ادبیات فارسی میپردازد و آن را پدیدهای منحصربهفرد در دنیا میداند: خط ما با ادبیات و احساس ما بهشدت آمیخته است و گزاف نیست که این موضوع را پدیدهای نادر در دنیا بدانیم.
چه آنجا که مولانا میگوید: «نون ابرو صاد چشم و جیم گوش/ بر نوشتی فتنه صد عقل و هوش». این بیت یکی از بهترین مثالهاست و بهخوبی نشان میدهد ادبیات ما چطور سرتاسر با خطمان عجین است. علاوه بر اینکه شما تمام ادبیات دنیا را هم که بگردید چنین ارتباطی بین خط و ادبیات را نخواهید یافت؛ مگر در چین که آوا را هم در 2500 حرکت الفبایی آورده است و ما میتوانیم بگوییم تنها در اینجا بگوییم از آنها کمی عقب افتادهایم.
خطِ رنج!
او سپس ادامه تغییر و تحولات و همچنان قدرت هنر خوشنویسی ایران را اینطور شرح میدهد: تاریخ هنر خوشنویسی از اینجا شروع به تغییر میکند تا زمان میرزا محمدرضا کلهر که جلوهای دیگر از خوشنویسی و نستعلیقنویسی در زمان قاجار ایجاد میشود. شاید باور نکنید که خودنویس امروزی توسط کلهر ساخته شده است. کلهر به این لحاظ که مرکبی در اختیار داشته و با آن مینوشته که سنگین و لزج مانند و لجنی بوده، قلم را فاق میزند که جریان مرکب در آن عمیقتر شود و بعدها خودنویس را از روی قلمهای او درست میکنند.
اما در تحولات هنر خوشنویسی ایران باید گفت که در دوره صفویه بیشتر متوننگاری، چلیپانویسی، کتابت وسطر ومرقعنویسی رواج داشته و در دوره قاجار سیاهمشق به صورت اثری منحصربهفرد توسط استادانی مانند میرزا غلامرضا اصفهانی و میرحسین ترک خودنمایی میکند که سهم بسزایی در خوشنویسی و به تصویرکشیدن سیاهمشق داشتهاند؛ میرزا کاظم تهرانی نیز از شاگردان میرزا غلامرضا بوده است.
او بر رابطه هنر خوشنویسی و تأثیر آن از سیاست نیز تأکید میکند و میگوید: میتوان گفت این هنر به نوعی به شکل تمام قد با تاریخ خونین حکومتی و سلطنتی ایران در چهارصد سال گذشته یا دورهای که طی شده عجین بوده و شانهبهشانه آن حرکت کرده و شخصیتهایی که در تاریخ خوشنویسی ما ظهور کردهاند رنج زیادی بردهاند و آنطور که باید، در زمانه خودشان مورد توجه قرار نگرفتهاند و این درصورتی است که ماندگارترشدن از آن کشوری است که بیشتر به اصالتهای خود پایبند باشد.
گنجعلی همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود این تاریخچه و پیشینه درخصوص توجه به خط ما کوتاهی شده است، چند دلیل تاریخی و ریشهدار در فرهنگ ما را برمیشمرد: فضلا، بزرگان و هنرمندان ما کمتر فرصتی برای ابراز وجود داشتهاند یا یکباره همگی در یک زمان حضور پیدا کردهاند؛ مثلا ما در قرن هفتم هجری با حضور خواجوی کرمانی، سعدی، حافظ و … مواجهیم. از سویی ما ایرانیها انسانهایی کمالگرا هستیم و معمولا وقتی کمال را جایی پیدا میکنیم، بقیه فضاها را نمیتوانیم بهدرستی ببینیم. خط نستعلیق هم از این ذائقه مستثنا نیست. اکثر متون ما از قرن هشتم نستعلیق است تا زمان میرعماد که به غایت میرسد؛ اما متأسفانه هر زمان در ورطه هنر و فرهنگ جهشی فوقالعاده و خیرهکننده پیش میآید؛ متأسفانه برخی حسادتها رخ میدهد و منجر به نابودی آن نبوغ میشود. همانطور که شاهعباس از طرفی در رشد و تعالی هنر بسیار کوشید؛ اما درخصوص هنرمند برجستهای مانند میرعماد کملطف بود و این اتفاق منجر به قتل او شد. متأسفانه سیاست و سیاستمداران ما در این نادیدهانگاشتنها و کملطفیها بسیار دخیل بودهاند. در هر صورت امیدوارم در آینده تمام حقوق فرزانگان این مرز و بوم به ثبت برسد. از طرفی، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مرزها، مرزهای سیاستهاست ولی هنر، فلسفه، دانش و… متعلق به هیچ مرز و خطکشی نیست.




