کتاب‌های خاطرات به روایت یک خاطره‌نگار و پژوهشگر تاریخ

خاطره‌نگاری؛ آینه رشد تمدنی

سالیان عمر آدمی از دست می‌رود، یادها فراموشی می‌گیرند و تن همه ما روزی در گور آرام خواهد گرفت. نگاشتن و چاپ خاطرات و خواندن کتاب‌های خاطره‌نگاری مجالی است برای سفر به سال‌های بی‌بازگشت؛ سال‌هایی که ماندگاری‌شان را مرهون گنجایی و یارایی قلم و کاغذ و صنعت نشر هستیم.

تاریخ انتشار: ۱۰:۴۷ - پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
خاطره‌نگاری؛ آینه رشد تمدنی

به گزارش اصفهان زیبا؛ سالیان عمر آدمی از دست می‌رود، یادها فراموشی می‌گیرند و تن همه ما روزی در گور آرام خواهد گرفت. نگاشتن و چاپ خاطرات و خواندن کتاب‌های خاطره‌نگاری مجالی است برای سفر به سال‌های بی‌بازگشت؛ سال‌هایی که ماندگاری‌شان را مرهون گنجایی و یارایی قلم و کاغذ و صنعت نشر هستیم.

به‌منظور درنگ در دنیای پررمزوراز و شیرین کتاب‌های خاطره، با علی‌اکبر عباسی، عضو هیئت‌علمی گروه تاریخ و ایران‌شناسی دانشگاه اصفهان، که در کارنامه خود سه جلد کتاب خاطره نیز دارد گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

کتاب‌های خاطره‌نویسی با کتاب‌های تاریخ شفاهی تفاوتی دارند یا می‌توان آن‌ها را ذیل یک گروه به‌شمار آورد؟

این دو دسته کتاب یکی نیستند؛ چون ماهیت خاطره‌نویسی و کار تاریخ شفاهی تفاوت‌هایی دارد. در خاطره‌نویسی، فرد هرآنچه پشت‌سر گذاشته است به قلم می‌آورد و در اختیار مردم کشورش یا دیگر ملت‌ها قرار می‌دهد. یک خاطره‌نگار اگر اصل کارش بر صداقت استوار باشد، باید به‌ دور از غرض و افراط‌وتفریط سرگذشتش را به قلم ‌آورد و در اختیار عموم بگذارد؛ بنابراین ممکن است گاهی خاطرات همه‌جانبه و صادقانه نباشند.

تاریخ شفاهی که امروز دانشگاه اصفهان در کشور پیشتازی ویژه‌ای در آن دارد، موضوع‌محور است. کسی که قصد دارد کتابی را در حوزه تاریخ شفاهی بنویسد، خاطرات چندین نفر را در مبحثی ویژه پرس‌وجو و ثبت می‌کند. تاریخ شفاهی کاری تحقیقی و پژوهشی است که پژوهنده آن سعی می‌کند از نظرگاه چندین نفر به یک رویداد نگاه کند. در مسیر تاریخ شفاهی، اطلاعات جامع و کاملی حاصل می‌شود که متناسب با موضوع روشنی‌بخش تاریخ ماست. مورخ شفاهی در کنار مصاحبه، از طریق اسناد و دیگر کتاب‌ها و پژوهش‌ها به مصاحبه‌های خود اعتبار و عمق می‌دهد.

نوشتن یک کتاب تاریخ شفاهی تکنیک‌های خاص خودش را دارد که محقق آن باید از آن‌ها آگاهی داشته باشد. اما کتاب خاطره، خاطرات یک نفر است که برآمده از نگاه فردی او و از زندگی خودش است. خاطره‌نویس به هر رویداد و شخصیتی که نگاه کند، متناسب با جایگاه و معلومات خود به آن‌ها نظر دارد. وقتی کسی کتاب خاطره می‌نویسد، قصد ندارد که کار پژوهشی کند؛ اما مطمئنا کتاب او در پژوهش‌های مربوط استفاده می‌شود.

خاطره‌نویسی از چه زمانی در ایران رواج پیدا کرد؟

یکی از نمودهای رشد تمدنی خاطره‌نگاری است. خاطره‌نویسی یکی از مؤلفه‌هایی است که پس از رنسانس و انقلاب صنعتی در اروپا پدیدار شد؛ سپس به‌مرور مخصوصا از زمان قاجاریه بین ایرانیان رواج یافت و کتاب‌هایی به‌ویژه در غالب خاطرات سفر شکل گرفت. نخستین گروه خاطره‌نویس هم از طبقات بالادستی جامعه بودند. سیاستمداران داخلی، سفرای خارجی و اولین دانشجویانی که برای تحصیل به غرب سفر کردند، در این گروه قرار می‌گیرند.

میرزا ابوالحسن خان ایلچی یا ابوالحسن شیرازی، دیپلمات زمان فتحعلی‌شاه قاجار، یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های خاطره‌نگارانه را در تاریخ ایران از خود به یادگار گذاشت. این خاطرات با عنوان «حیرت‌نامه» شناخته می‌شود. ناصرالدین شاه هم اولین شاهی بود که به اروپا رفت و به خاطره‌نویسی اقدام کرد.

خاطره‌نویسی چه ضرورتی دارد؟

شاید یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های خاطره‌نویسی این باشد که کتاب‌های خاطره دربردارنده داده‌های متعدد و ارزشمندی از تاریخ هر دیار هستند؛ داده‌هایی که غالبا در کتاب‌های تاریخ رسمی و اسناد دولتی پیدا نمی‌شود. کتاب‌های خاطراه حاوی نکات جالب‌توجهی از زندگی مردمان کوچه و بازار است که شاید برای ثبت و حفظشان در دیگر آثار مکتوب تلاش جدی نشده باشد. خاطرات می‌توانند داده‌های مهمی را درباب زیست مردم عامه برای نسل‌های آینده به یادگار بگذارند.

ما همواره در تاریخ می‌گوییم دیده‌ها و سپس شنیده‌ها اهمیت بسیاری دارد. یک کتاب خاطره همین که از دیدگاه فردی، دیده‌ها و شنیده‌های به‌خصوصی را برای نسل‌ها بعد به یادگار بگذارد، ارزشمندی فراوانی دارد. پژوهشگران تاریخ به‌خوبی می‌دانند که در کتاب‌های خاطره همواره داده‌های درخور توجهی پیدا می‌شود که در کتاب‌ها و دیگر منابع رسمی و تاریخ‌نگارانه آن دوران یافت نمی‌شود.

خود شما از چه زمانی خاطراتتان را نوشتید و چاپ کردید؟

به‌صورت طبیعی، وقتی کسی خاطراتش را روی کاغذ می‌آورد و به‌عنوان کتاب چاپ می‌کند، باید به‌ترتیب از سال‌های کودکی شروع کند و بعد به وقایع پس از آن بپردازد؛ اما من ابتدا خاطرات دوران تحصیلم را در مقطع کارشناسی نوشتم؛ چون برای نوشتن خاطرات این دوره مشوق داشتم. نوشته‌های پراکنده‌ای داشتم که برخی به همان یادداشت‌های دوران دانشجویی‌ام بازمی‌گردد. همان موقع که در دانشگاه فردوسی مشهد دانشجوی تاریخ بودم، دکتر مسعود فرنود، استاد روش تحقیقم، تأثیر عمیقی بر من گذاشت تا با اهمیت خاطره‌نویسی آشنا شوم.

تأکید او بر خاطره‌نویسی در علاقه من برای نوشتن خاطراتم و بعدها چاپ آن‌ها اثرگذار بود. البته انگیزه و اشتیاق چاپ آن فقط به دکتر فرنود مربوط نمی‌شود. بعدها هم‌کلاسی‌هایم نیز نظرشان این بود که خاطراتم را چاپ کنم. این کتاب با عنوان «یاد آن سال‌ها؛ سال‌های دانشجویی کارشناسی تاریخ دانشگاه فردوسی از شهریور ۱۳۶۹ تا مهر ۱۳۷۳» زیرنظر یکی از ناشر اصفهان، یعنی «سنجش سپاهان»، منتشر شد. آن موقع که دانشجوی کارشناسی بودم، یک اردوی دانشجویی هم به اصفهان آمدیم. به‌گمانم خواندن بخش سفر به اصفهان، مخصوصا دیدار ما از «هشت بهشت» برای خواننده اصفهانی جذابیت داشته باشد. خاطره استقبال خوب و مهمان‌نوازی کارکنان دانشگاه اصفهان از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد هنوز در ذهن من و دوستانم مانده است.

بعد از این به چاپ خاطرات چه دوره‌ای از زندگی‌تان اقدام کردید؟

پس از خاطرات کارشناسی، زندگی کودکی و نوجوانی‌ام را نوشتم و چاپ کردم. ناشر این کتاب «چشمه آفرینش» و اصفهانی است. «یاد آن سال‌ها؛ سال‌های کودکی و نوجوانی» به زندگی من در زهان، از روستاهای خراسان جنوبی برمی‌گردد که امروزه شهر شده است. متولد سال ۱۳۵۰ هستم و این کتاب روایتی است از دورترین خاطرات کودکی‌ام که به یاد می‌آورم تا پایان دوران مدرسه‌ام که برای ورود به دانشگاه تلاش می‌کردم؛ بنابراین بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی من در دوران دفاع مقدس می‌گذرد. نقش اصفهان در دوران دفاع مقدس بسیار پررنگ بود و شهدای کمی تقدیم نکرد؛ این مسئله در زهان آن زمان مورد توجه همه بود.

محمدحسین سیاری یکی از زهانی‌ها بود که در اصفهان از جمله خلبانان جنگ به‌شمار می‌رفت و ما به حضورش در این شهر معروف افتخار می‌کردیم. بین ما مشهور بود که صدام‌حسین به‌دلیل پیش‌قدمی و جانبازی مردم اصفهان در دفاع از کشورمان، دشمنی خاصی با این استان دارد. در خاطرات کودکی و نوجوانی‌ام، کوشیدم تا صادقانه دست به قلم ببرم. در آنجا از همه ترس‌ها، دلهره‌ها، ضعف درسی و هر کاستی دیگری که در زندگی‌ام بود، به‌راحتی صحبت کرده‌ام. این کتاب را به یکی از برادرانم، حسن عباسی، تقدیم کرده‌ام که دوست و همدم من در آن زمان بود و همان زمان در نوجوانی شهید شد.

لطفا درباره سومین کتاب خاطراتتان، یعنی «یاد آن سال‌ها؛ سال‌های تدریس در دبیرستان‌های گنبد کاووس» که به‌تازگی منتشر شده است، توضیح دهید.

این کتاب درواقع دورانی پنج‌ساله است که از پایان مقطع کارشناسی من تا پنج سال بعد از آن را یعنی از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ دربر می‌گیرد. مکان اتفاقات این کتاب خاطره‌ام گنبد کاووس است که من دبیر تاریخ و چند درس دیگر در دبیرستان‌ها و هنرستان‌های آن منطقه بودم. تجربه‌های متعددی که در ابتدای راه تدریس داشتم، بخش درخور توجهی از این کتاب خاطراتم را شکل می‌دهد. درباره شهر و فرهنگ مردمانش نیز بسیار نوشته‌ام.

گنبد کاووس از جمله شهرهای ایران است که تنوع قومی و مذهبی در آن فراوان است و هم‌زیستی جالبی دارند. این بخش از خاطراتم را نیز در شهر اصفهان و به‌کوشش نشر «چشمه آفرینش» چاپ کرده‌ام. همچنان تصمیم دارم که به نوشتن خاطراتم ادامه دهم و در جلدهای دیگر و در همین اصفهان به چاپ برسانم. کتاب خاطرات دوران کارشناسی‌ارشد و دکترایم نیز زیر نظر «چشمه آفرینش» در دست نشر است.